تقلای بیش از حد، یعنی نتیجهی بهتر یا بدتر؟ کتاب تلاش برای تلاش نکردن به قلم ادوارد اسلینگرلند مفهوم وو - وی در فلسفهی چین باستان را بررسی میکند و با برقراری پیوند میان این فلسفه و علوم شناختی و روانشناسی توضیح میدهد چرا کنترل و تقلا همیشه به عملکرد بهتر منجر نمیشوند. اثری که نگاهتان را نسبت به خلاقیت، آرامش، مهارت و عملکرد طبیعی تغییر خواهد داد.
دربارهی کتاب تلاش برای تلاش نکردن
گاهی بعضی از مهمترین چیزهای زندگی درست در لحظهای که بیش از هر زمان برای داشتن و بهدست آوردنشان تلاش میکنیم، از دست میروند. مثل زمانی که میخواهیم متمرکز باشیم، اما تمرکز مثل یک ماهی از دستمان لیز میخورد یا وقتی که برای خلاق بودن تقلا میکنیم، اما در همان لحظه خلاقیت دود میشود و به هوا میرود. ادوارد اسلینگرلند در کتاب تلاش برای تلاش نکردن به سراغ این تناقض عجیب و در عین حال جهانشمول میرود.
نویسنده قرار است به این پرسش پاسخ دهد که آیا میتوانیم آگاهانه به حالتی برسیم که بدون هیچ زور، تقلا و کنترلی به بهترین عملکردمان دست یابیم؟ اگر شما هم با این پرسش دست به گریبان هستید و گمان میکنید بدون اعمال فشار نمیتوانید به آنچه میخواهید دست پیدا کنید، این کتاب برای شماست تا از زاویهی دید فلسفهی شرق به این مقولهی مهم نگاه کنید.

مفهوم وو – وی در فلسفهی تائوئیسم و ارتباط آن با روانشناسی
ادوارد اسلینگرلند، استاد فلسفهی دانشگاه بریتیش کلمبیا، سالها در زمینهی فلسفهی چین باستان و علوم شناختی پژوهش کرده است. او در این کتاب فلسفی علاوهبر سیر در اندیشههای فلاسفهی چینی از یافتههای حاصل از پژوهشهای علوم اعصاب و روانشناسی نیز بهره میبرد تا به پرسش مهم «چگونه بدون تلاش کردن، به دست آوریم؟» پاسخ دقیقی بدهد.
او در مسیر کتاب تلاش برای تلاش نکردن، مفهوم وو - وی را تحلیل میکند؛ عبارتی که اگرچه عملِ بدون تلاش معنا میشود، اما نمیتوان آن را انفعال یا دست روی دست گذاشتن، قلمداد کرد. این اثر به ما یادآور میشود چطور میتوان کارهای بزرگ را بهطور طبیعی انجام داد، نه با کنترل و تقلای آگاهانه.
ممکن است با خودتان فکر کنید ادوارد اسلینگرلند قصد دارد نسخهای برای بیخیالی ارائه دهد یا وعدهی دروغین موفقیت بیدردسر را بدهد. برعکس، او نشان میدهد که رسیدن به این حالت که در ظاهر عدم تلاش و تقلا را نمایان میکند، بهسادگی ممکن نیست. حالتی که تمرین بسیار زیاد، تجربههای پرشمار و آمادگی فراوانی را میطلبد.
کشف راز حضور در لحظه با ادوارد اسلینگرلند
کتاب تلاش برای تلاش نکردن انتشارات لیوسا که محمدحسن عموشاهی و اکرم گلی برای ترجمهی آن کوشیدهاند، بیش از آنکه یک کتاب فلسفی باشد و به توضیح یک مفهوم باستانی بسنده کند، ما را به دل پرسشهای روزمرهی زندگی میبرد؛ پرسشهایی از قبیل: چرا وقتی بیش از حد میخواهیم تأثیر خوبی بر دیگران بگذاریم، رفتارمان مصنوعی میشود؟ یا چرا تلاش برای ارائهی بهترین عملکرد اغلب، نتیجهی عکس را رقم میزند؟
پس اگر میخواهید بدانید چه زمانی تلاش کردن مفید است و چه وقت خودِ تلاش به مانع بدل میشود، با خرید کتاب تلاش برای تلاش نکردن به راز مهمی دست خواهید یافت. اینکه شاید راز بعضی از کارهایی که طبیعی، روان و بیتکلف انجام میدهیم، این باشد که زمانی برای انجام دادنشان بسیار تلاش کردهایم؛ اما در لحظهی عمل، دیگر لازم نیست به آن تلاش فکر کنیم.
نکوداشتهای کتاب تلاش برای تلاش نکردن
- کتاب ادوارد اسلینگرلند اثری ارزشمند و تازه است؛ او سنتهایی را که در غرب ناعادلانه نادیده گرفته شدهاند، روشن و دقیق بررسی میکند و در این مسیر، رویکردی سازگار با علم دارد و تا حد زیادی از نسبیگرایی سادهانگارانهای فاصله میگیرد؛ رویکردی که اغلب بر روایتهای غربی از فلسفهی شرق سایه میاندازد. (The Skinny)
- ادوارد اسلینگرلند با بیانی صریح و قابل درک به قدرت پرورش نوعی خودانگیختگی میپردازد و بهزبانی قابلفهم توضیح میدهد که در عصری که باهوشتر و سریعتر بودن یک هنجار مهم شناخته میشود، دست کشیدن از کنترل ذهن و بدن چقدر میتواند دشوار باشد. کتابی پژوهشگرانه و روان دربارهی فواید یک ذهن سالم و متعادل. (Kirkus Reviews)
کتاب تلاش برای تلاش نکردن برای شما مناسب است اگر
- به فلسفهی شرق یا فلسفهی چین باستان علاقه دارید و میخواهید فلسفهی تائوئیسم و مفهوم وو - وی را بهتر بشناسید.
- در پی منبعی هستید که با تکیه بر روانشناسی و علوم شناختی، به شما نشان دهد که چگونه ذهن، بدن و فرایندهای شناختی بر عملکرد طبیعی و خودجوش ما اثر میگذارند.
- دلتان میخواهد از زاویهی متفاوتی به مفهوم حضور در لحظه نگاه کنید و از این طریق در مسیر خودآگاهی و خودشناسی قرار بگیرید.
در بخشی از کتاب تلاش برای تلاش نکردن میخوانیم
حتی خود انگارهی جداانگاری کامل میان عقلانیت و احساسات نیز بهتدریج زیر سؤال رفته است. در این زمینه، پژوهشهای پیشگام آنتونیو داماسیو، عصبپژوه شناختهشده، بر روی بیماران دچار آسیب در قشر پیشپیشانی شکمی – میانی مغز، نقش تعیینکنندهای داشته است. این بخش از مغز بهویژه در پردازش هیجانهای پیچیده و آموختهشده نقشی محوری ایفا میکند.
بیماران مورد مطالعهی داماسیو بهدلیل سانحه یا سکته دچار آسیبی بسیار موضعی در این ناحیه شده بودند که برخلاف بیشتر آسیبها، تواناییهای عقلانیشان را دستنخورده باقی گذاشته بود؛ یعنی «شناخت داغ» یا احساسی آنان مختل شده بود، اما فرآیندهای شناختی «سرد» همچنان سالم باقی مانده بودند. با این وجود، این افراد هیچگونه مشکلی در حافظه، استدلال انتزاعی، ریاضیات، یا آزمونهای هوش استاندارد نداشتند؛ اما در عمل، تقریباً توانایی عملکرد عادی را از دست داده بودند. در اتخاذ تصمیمهای واقعی زندگی، چنان ناتوان ظاهر میشدند که گویی قدرت انتخاب ساده یا لحاظ پیامدهای آتی اعمال خود را بهکلی از دست دادهاند.
داماسیو و همکارانش به این نتیجه رسیدهاند که چنین بیمارانی دچار فقدان «نشانگان جسمانی» شدهاند؛ نشانهگذاریهای ناخودآگاه ارزش عاطفی که معمولاً با ادراکات ما از جهان همراه است. طبق نظر داماسیو، تصاویر ذهنی ما، چه از اشخاص، چه از مکانها یا اشیا، بهطور خودکار از طریق نظامهای هیجانی داغ با احساسهایی چون خوب یا بد بودن، فوریت یا بیاهمیتی بارگذاری میشوند و این احساسها نقشی اساسی در همهی تصمیمگیریهای عادی بشری ایفا میکنند.
علت این امر نیز روشن است: از لحاظ نظری، در هر موقعیتی تعداد گزینههای ممکن عملاً بینهایت است. اما ذهن خودآگاه ما ظرفیت محدودی دارد. بنابراین، بدون کمک فرآیندهای شناختی داغ، ذهن سرد (منطقی) تنها با سیل انتخابها مواجه میشود و توانایی تصمیمگیری را از دست میدهد. در شرایط عادی، نظام احساسی داغ کمک میکند تا این فرآیند با «نشانگان جسمانی» (اغلب بهشکل ناخودآگاه) سوگیری یابد و انتخابها محدود شوند، حتی پیش از آنکه فرآیند استدلال منطقی آغاز شود.
بله

















