کتاب رمانتیسم، اثری کوتاه از لیلیان فورست، منتقد و استاد مکاتب ادبی امریکایی، است که به شناخت عمیق هنر رمانتیسم اختصاص یافته. نویسنده در این اثر میکوشد تا ضمن تعریف لغوی واژهی رمانتیسم، وجوه مختلف آن را از نظر تاریخی و همچنین تأثیر و تأثر از مکاتب دیگر بررسی کند.
دربارهی کتاب رمانتیسم
رمانتیک یعنی احساساتی بودن؟ در فرهنگ عامه بسیاری از واژهها و اصطلاحات ادبی، به معنایی متفاوت یا حداقلی نسبت به تعریف اصلیشان مورد استفاده قرار میگیرند. لیلیان فورست کتاب رمانتیسم را دقیقا با توجه به همین موضوع تألیف کرده است. او در این اثر قصد دارد خوانندهی خود را چند گام بهپیش ببرد و معنای کاملتری از مکتب ادبی رمانتیسم را ترسیم کند.
لیلیان فورست، استاد باسابقهی مکاتب ادبی با تخصص در قرن هجده و نوزده، در کتاب رمانتیسم، از اطلاعات وسیع خود در تعریف چندوجهی این واژه بهره جسته است. او معتقد است این تصور که رمانتیسم را به احساساتی بودن تقلیل دهیم باعث عدم درک ما از ویژگیهای این سبک میشود. او معتقد است این جنبش ادبی که مسیر ادبیات و هنر را دگرگون کرد، کارکردی بسیار فراتر از این تعریف ساده داشته است.
به باور نویسندهی کتاب، این نهضت ادبی و هنری صرفا ستایش احساس یا شورش علیه قواعد قدیمی نبود؛ بلکه تلاشی همهجانبه بود برای بازاندیشی در معنای انسان، واقعیت، تخیل و خودِ آفرینش هنری. لیلیان فورست در این اثر خواننده را به قلب این پیچیدگی معنایی میبرد؛ جایی که یک اصطلاح ظاهرا آشنا به پرسشی تماماً تاریخی و زیباییشناختی بدل میشود؛ رمانتیسم چیست؟!

از واژه تا معنا در کتاب رمانتیسم
لیلیان فورست در آغاز کتاب، آب پاکی را روی دست مخاطب میریزد: «هیچ معنای کاملی برای این واژه خلق نشده است!» او بیان میکند که این واژه در دورههای مختلف تاریخی و در سرزمینهای مختلف، معانی متفاوتی را انتقال داده است و همین امر باعث شده که درک کامل آن، مستلزم شناخت مسیری باشد که در طی چند قرن طی کرده است.
بر این اساس، نویسنده بهجای آنکه تعریفی ساده و نهایی ارائه دهد، مسیر شکلگیری و تحول این مفهوم را ترسیم میکند. این رویکرد، خواننده را از دام دستهبندیهای شتابزده دور میکند و نشان میدهد که برای شناخت یک جنبش ادبی، لازم است که هم آثار آن مکتب مورد مطالعه قرار بگیرند و هم زمینههای تاریخی و فرهنگی آن.
رمانتیسم از آغوش نئوکلاسیسم سر برآورد
لیلیان فورست در کتاب رمانتیسم نشان میدهد که این مکتب ادبی، از «هیچ» پدید نیامده است؛ پشت سر آن دگرگونیهای بزرگی قرار داشت که نگرش اروپاییان را به طبیعت، جامعه و فرد تغییر داده بود. برایناساس، معیارهای ادبی و هنری نئوکلاسیسم پاسخگوی انسان قرن نوزدهم نبود و توجه به احساس، تخیل، فردیت و درونیات انسانی در اولویت قرار گرفته بود.
نویسنده معتقد است که این گذار کاملا تدریجی اتفاق افتاده است و فرایند آن را در کتاب رمانتیسم ترسیم کرده است. او نشان میدهد که ظهور اندیشههای پیشرمانتیک، ادبیات احساسی و گرایشهای تازه در زیباییشناسی زمینهی ظهور جنبش رمانتیک را فراهم کردند.
از منظر تجربی، لیلیان فورست نشان میدهد که هنرمند قرن نوزدهمی صرفا سلیقهای متفاوت با هنرمندان قبلی نداشته؛ بلکه او دیگر نمیخواسته قواعد قدیمی را اجرا کند و صرفا به بازنمایی جهان بیرونی بپردازد. هنرمند قرن نوزدهم به جایگاه تجارب شخصی پی برده بود و قصد داشت طبیعت را به عرصهای برای تجربه، تامل و کشف تبدیل کند.
وقتی هنرمند به جایگاه تخیل پی میبرد
یکی از مهمترین خطوط فکری کتاب رمانتیسم نشر مرکز، جایگاه تخیل در اندیشهٔ رمانتیک است. از این منظر، هنر نهتنها کپیکردن منفعلانه از واقعیت نیست؛ بلکه محملی برای دگرگونسازی امر واقع، با تخیل است که معنایی تازه برای جهان میآفریند. در این نگاه، استفاده از زبان شاعرانه و نمادین ابزاری میشود برای دیدن بعد ناپیدایی از جهان واقعیت.
کتاب رمانتیسم نشان میدهد که این برداشت جایگاه هنرمند را تغییر داده است. او طبق تعاریف کلاسیسم و نئوکلاسیسم، دیگر صنعتگری ماهر برای اجرای قواعد نیست و میتواند تجربهی درونی و شهودی خود را با شالودهی هنر بیامیزد. در اندیشهٔ رمانتیکهای آلمانی، این موضوع گاه به ایدهآلیسمی گسترده میرسد؛ تصوری که بر اساس آن، انسان و ادراک او در شکلدادن به جهان تجربهشده نقشی بنیادی دارند. اینجاست که رمانتیسم فراتر از جنبشی هنری میشود و پرسشهای مهمی را در مورد شناخت و آزادی مطرح میکند.
رمانتیسم؛ رودخانهای که در چند سرزمین جاری شد
یکی از جالبترین مباحثی که لیلیان فورست در این کتاب به آن پرداخته، ورود این مکتب هنری به چند سرزمین مختلف است. برایناساس، تجربهی کشورهای آلمان، انگلستان و فرانسه در مواجهه با جنبش رمانتیسم اگرچه آبشخوری مشترک داشت اما تفاوتهای چشمگیری را پدید آورد.
در آلمان، نویسندگان و نظریهپردازان به بحثهای فلسفی و زیباییشناختی پرداختند اما در انگلستان، جریانها و چهرهها چنان دستخوش تغییر شدند که به باور نویسنده در کتاب رمانتیسم، دستهبندی دقیق آنها ممکن نیست. نویسنده در جایجای اثر به این موضوع اشاره میکند و نتیجه میگیرد که همین عدم انسجام در مواجهه با رمانتیسم باعث شد که امکان تجربههای فردی و شکلهای تازهٔ بیان، گسترش پیدا کند و رمانتیسم از قرن نوزدهم تا امروز در آثار هنری متولد شود.
این اثر یکی از مهمترین آثار لیلیان فورست است که توسط مسعود جعفری جزی به فارسی برگردانده شده و توسط نشر مرکز در اختیار علاقهمندان به مکاتب ادبی قرار گرفته است. خرید کتاب رمانتیسم: از مجموعه مکتبها، سبکها و اصطلاحهای ادبی و هنری، اولین مواجههی جدی شما را با مفهوم گستردهی این اصطلاح ادبی رقم خواهد زد.
کتاب رمانتیسم برای شما مناسب است اگر
- به مطالعات در حوزهی نقد ادبی و مکاتب ادبی علاقه دارید و قصد دارید یکی از بهترین کتابهای لیلیان فورست در این حوزه را مطالعه کنید.
- دانشجوی ادبیات و زبان فارسی هستید و قصد دارید نگاهی عمیقی به سبک و مکتب رمانتیسم پیدا کنید.
در بخشی از کتاب رمانتیسم میخوانیم
دورانی که در آن «رمانتیک» با «رؤیایی و خیالی» و «مضحک» یکسان شمرده میشد، دوران نئوکلاسیک بود؛ مکتبی که در قرن هفدهم در سرتاسر اروپا و بهویژه در فرانسه در اوج اقتدار بود. از زمان احیای معیارهای کلاسیک در عصر رنسانس، توجّه اصلی ادبا معطوف به بنیادگذاشتن، شاخوبرگ دادن و گستردن دیدگاهی خاص در باب ادبیات شد که از یونان و روم باستان الهام میگرفت. به همین دلیل آثار ارسطو، هوراس، کوئینتیلیان و لونگینوس به مدّت دو قرن سرچشمه اصلی آرا و نظریات زیباشناسی محسوب میشد. مهمترین موضوع بحث و جدلها عبارت بود از احیای آثار کهن و تقلید از قدما، یعنی کسانی که از اقتداری نامحدود برخوردارند و در شاعران و نویسندگان پس از خود اشتیاقی وصفناپذیر برای تقلید و دنبالهروی از خویش پدید میآورند. این وضعیت در فرانسه آن روزگار آشکارتر است، زیرا در آنجا نگرش نئوکلاسیک بهدستِ منتقدان قدرتمندی چون بوالو تنظیم و تدوین شده بود و قواعد سختگیرانه و دقیق وحدتهای سهگانه بسیار مهم و اساسی بهحساب میآمد. علاوه بر این، بهمرور ایّام تأکید بیشتری بر نوعی فرمالیسم و ظاهرگرایی تکراری صورت میگرفت. در واقع، نوعی اتکا و وابستگی دروغین به روشها و عادتهای ظاهری نئوکلاسیک رواج یافته بود بیآنکه از اهداف و مقاصد آن، بدان گونه که مثلاً شاعران بزرگ قرن هفدهم را تحتتأثیر قرار میداد، درک عمیق و صحیحی وجود داشته باشد.
بله














