



برای خواندن کتاب مثل همهی عصرها و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب مثل همهی عصرها
کتاب مثل همهی عصرها نخستین مجموعه داستان زویا پیرزاد است؛ مجموعهای از روایتهای کوتاه و بسیار کوتاه دربارهی آدمهای معمولی که در میان اتفاقهای سادهی زندگی، با احساسات، خواستهها و روابط پیچیدهای روبهرو میشوند. نویسنده در این مجموعه داستان به جای حادثههای بزرگ سراغ جزئیات روزمره میرود و از دل یک گفتوگو، یک عادت یا یک عصر معمولی، عمیقترین احساساتی را که انسانها تجربه میکنند، نشان میدهد.
دربارهی کتاب مثل همهی عصرها
داستانهای کتاب مثل همهی عصرها هر کدام روایت مستقلی دارند، اما در توجه به زندگی روزمره و تجربههای انسانی به یکدیگر نزدیکاند. زویا پیرزاد در این مجموعه به موقعیتهایی میپردازد که شاید در نگاه اول برای داستانگویی چندان مهم به نظر نرسند: یک مکالمهی کوتاه در آشپزخانه، سکوت میان یک زن و شوهر، حضور آدمی آشنا، یک اتفاق کوچک یا احساسی که به زبان آورده نمیشود. با این حال، همین لحظههای به ظاهر عادی، میتوانند نشانهای از تنهایی، دلزدگی، دلبستگی یا خواستههای پنهان شخصیتها باشند.
عنوان کتاب مثل همهی عصرها نیز با فضای این داستانها تناسب دارد. عصری که قرار است مانند هر روز دیگر باشد اما برای هر فرد میتواند حامل احساس یا اتفاقی متفاوت باشد. زویا پیرزاد در داستانهای این مجموعه نشان میدهد که یک عصر معمولی لزوما تجربهای معمولی نیست و پشت تکرار روزهای زندگی، دریایی از احساسات جریان دارد. این کتاب در فرانسه، گرجستان و ارمنستان نیز منتشر شده است و مورد تحسین منتقدان فرانسوی قرار گرفته است.

زنان و تجربههای روزمره در کتاب مثل همهی عصرها
در داستانهای کتاب مثل همهی عصرها، زنان جایگاه ویژهای دارند. آنها زنانی هستند که با خانواده، همسر، فرزند، کارهای روزمره، تنهایی و خواستههای شخصی خود درگیرند و بخش زیادی از احساساتشان را ناگفته نگه میدارند. زنانی که ممکن است آنها را در اطراف خودمان دیده باشیم و یا حتی شبیه به خود ما باشند. زویا پیرزاد با رفتن به سراغ موقعیتهای آشنای زندگی روزمره، تصویری ظریف از تجربهی زنانه را به ما نشان میدهد.
در کتاب مثل همهی عصرها قرار نیست زنان در مرکز حادثههای بزرگ و غیرمنتظره قرار بگیرند؛ اهمیت آنها از تجربههایی میآید که ممکن است از بیرون کاملا عادی به نظر برسند. همین نگاه، یکی از ویژگیهای قابل توجه ادبیات زنانهی زویا پیرزاد است؛ توجه به احساسات و کشمکشهایی که در زندگی روزمره پنهان میمانند.
نثر ساده و شیوهی روایت زویا پیرزاد
یکی از برجستهترین ویژگیهایی که در نقد کتاب مثل همهی عصرها میتوان گفت، نثر ویژه و منحصربهفرد زویا پیرزاد است. نثری که ساده و روان است و به جای استفاده از زبانی پیچیده و پر تکلف، با کمترین کلمات بیشترین مفهوم و تصویرسازی را منتقل میکند. همین ساده بودن به ما اجازه میدهد در داستان غرق شویم و با وجود ظاهر ساده و بیادعای هر روایت، با پایان هر داستان پرسش یا احساسی در ذهن ما باقی بماند.
کتاب مثل همهی عصرها را میتوان نقطهی شروعی برای شناخت شیوهی روایت زویا پیرزاد در نظر گرفت. الگویی ملموس در ادبیات زنانهی زویا پیرزاد که به جای شعارهای درشت، بر پایهی ظرافتهای رفتاری و واقعیتهای ملموس بنا شده است. او از همین نخستین مجموعه داستان، مسیر خود در خلق دنیای داستانی صمیمی و ساده و در عین حال عمیق را مشخص کرده است.
در میان داستانهای کتاب مثل همهی عصرها داستان ملخها از نظر شیوهی روایت و درونمایه، تفاوت قابل توجهی با دیگر داستانها دارد. در این داستان، روایت از شیوهی معمول و مستقیم مجموعه فاصله میگیرد و تجربهای متفاوت از شیوهی داستانگویی نویسنده ارائه میدهد. همین تفاوت باعث میشود ملخها در کنار داستانهای دیگر مجموعه، نمونهای جالب برای شناخت دامنهی روایی زویا پیرزاد باشد.
کتاب مثل همهی عصرها؛ آغاز آشنایی با جهان داستانی زویا پیرزاد
در میان آثار متعدد ادبیات داستانی ایران، مجموعه داستان کوتاه مثل همهی عصرها به دلیل توانایی انتقال مفهوم در کمترین کلمات و زمان، محبوبیت زیادی دارد. زویا پیرزاد در این کتاب ثابت میکند که همیشه نیاز به حوادث عجیب یا گرههای داستانی پیچیده نیست، بلکه گاهی یک دمی گوجهفرنگی ساده، یک جوراب لنگهبهلنگه، یا تصویری تکراری از پنجرهی روبهرویی میتواند یک داستان خواندنی و ماندگار باشد.
با خرید کتاب مثل همهی عصرها از نشر مرکز، مجموعهای از داستانها را در اختیار خواهید داشت که در آن زندگیهای به ظاهر معمولی و عصرهایی که قرار است شبیه به تمام عصرهای دیگر باشند، بهانهای برای کشف احساسات و جهان درونی آدمها میشوند. این کتاب همچنین میتواند نقطهی شروع مناسبی برای آشنایی با جهان داستانی زویا پیرزاد باشد؛ نویسندهای که بعدها با آثاری مانند کتاب چراغها را من خاموش میکنم جایگاه ویژهای در ادبیات داستانی معاصر ایران پیدا کرد.
کتاب مثل همهی عصرها برای شما مناسب است اگر
- از داستانهایی دربارهی زنان و روایت دغدغهها و احساسات روزمرهی آنها لذت میبرید.
- به کتابهای زویا پیرزاد و داستانهای ساده و بیآلایش او علاقه دارید.
- داستانهای کوتاه، مستقل و شخصیتمحور با نثر ساده را میپسندید.
- به ادبیات داستانی ایران و روایتهایی علاقه دارید که از دل اتفاقهای کوچک، معنایی تازه بیرون میکشند.
در بخشی از کتاب مثل همهی عصرها میخوانیم
دخترک دست مادرش را گرفته بود و مىرفت. مادر گاهى مىایستاد به تماشاى ویترین مغازهها. کفاشىها که کفشهاى پاشنهبلند و پاشنهکوتاه، سفید و مشکى و قرمز و طلایى مىفروختند. کلاهفروشىها که کلاههاى بزرگ و کوچک زنانه داشتند با لبههاى پهن که رویشان گلهاى مصنوعى بود یا روبانهاى رنگى. طاقههاى بازِ مخمل و ساتن و تور در ویترین پارچهفروشىها توى هم مىدویدند.
زن پرسید «این گردنبند قشنگه؟»
دخترک سر تکان داد که نه. دو گیس بافتهاش یکى افتاد روى سینه یکى پشتِ سر. نفهمید چرا مخالفت کرد. شاید براى این که نشان بدهد بزرگ شده. همهى گردنبندها قشنگ بودند و همهى پارچهها و همهى کلاهها و مردم که در پیادهرو شلوغ از روبهرو مىآمدند و دختر قبل از هر چیز کفشهایشان را مىدید. به کفشها نزدیکتر بود. زنها کفشهاى پاشنهبلند به پا داشتند با جورابهاى تورى. کفشهاى مردها قهوهیى بود یا مشکى یا سفیدومشکى با چرخکارىهاى ظریف، واکس خورده و تمیز. مادر تند مىرفت و دخترک کم فرصت مىکرد سر بلند کند. چند بار که سر بلند کرد دید آسمان آبى است و خورشید مىدرخشد.
زن ایستاد و دست دختر را کشید. «همین جاست.»
بالاى درِ چوبى تابلو بزرگى بود. دختر براى این که تابلو را ببیند سرش را خیلى بالا برد. روى تابلو عکس زنى بود با پالتو قرمز. از پلههاى زیادى بالا رفتند. زن خیاط چاق بود. مترى پلاستیکى انداخته بود دور گردن و چند تا سنجاق ته گرد گذاشته بود توى دهان.
فهرست مطالب کتاب
قصهى خرگوش و گوجهفرنگى
همسایهها
درگاهى پنجره
لیوان دستهدار
زمستان
لکه
نیمکت روبهرو
یک زندگى
مگس
مثل بهار
زندگى دلخواه آقاى ف
گلهاى وسط آن روتختى
خانم ف زن خوشبختى است
راحله و اطلسىهایش
یک جفت جوراب
ملخها
مثل همهى عصرها
لنگه به لنگهها
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب مثل همهی عصرها |
| نویسنده | زویا پیرزاد |
| ناشر چاپی | نشر مرکز |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 96 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-305-219-5 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۰۰,۰۰۰ تومان €2.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله




















