کتاب نگاهی کوتاه به خلاقیت، بازیگری و آشفتگیهای روانی به قلم احمد دامود بلیت شما برای ورود به پشتصحنهی روانشناسی بازیگری و هنر است. نقاط قوت یک بازیگر را بیان قوی، بدن آماده و تسلط بر تکنیکها میدانیم اما راز واقعی پشت آن بازیهایی که نفس در سینهمان حبس میکنند، چیست؟ در این کتاب سفری را به هزارتوی ذهن هنرمندان آغاز میکنیم تا ورای فرمولهای کلیشهای، حقیقتی را ببینیم که در قلب هر نقش ماندگاری در عرصهی سینما و تئاتر، با قدرت میتپد.
دربارهی کتاب نگاهی کوتاه به خلاقیت، بازیگری و آشفتگیهای روانی
احمد دامود در کتاب نگاهی کوتاه به خلاقیت، بازیگری و آشفتگیهای روانی، ابعاد مختلفی از مؤلفههای روانشناسی حرفهی بازیگری و هنر را به بحث و بررسی میگذارد. او توضیح میدهد که چرا دستیابی به موفقیت در این رشته فقط با تسلط بر بیان و تکنیکهای اجرایی ممکن نخواهد بود. خلاقیت در بازیگری زمانی شکوفا میشود که به همان اندازهی آشنایی با اصول فنی، با ابعاد روانشناختی حرفهی خود نیز آشنا باشید.
کم نشنیدیم که یک بازیگر به سبب بازی در یک نقش منفی یا پیچیده به مرز جنون و آشفتگی روانی رسیده باشد. آدرین برودی با بازی در فیلم پیانیست تا مدتها دچار افسردگی و پوچی شد. جیم کری در فیلم مرد روی ماه بهقدری در نقش خود غرق شده بود که احساس میکرد هویت واقعیاش در حال محو شدن است و این تجربه را بسیار آشفتهکننده توصیف میکند. یک نمونهی شناختهشدهی دیگر هم شاید کنت برانا باشد که با ایفای نقش راینهارت هایدریش (یکی از اصلیترین معماران هولوکاست) در فیلم توطئه، به افسردگی دچار شد. اما چطور چنین اتفاقی رخ میدهد؟

آموزش تکنیکهای تمرین خلاقیت در بازیگری
بخش اول کتاب نگاهی کوتاه به خلاقیت، بازیگری و آشفتگیهای روانی به روانشناسی هنرمندان میپردازد و لزوم خودشناسی بازیگر را توضیح میدهد. خلق هنری با تقلید بیرونی اتفاق نمیافتد. هنرمند باید شجاعت سفر به اعماق ذهن خود را داشته باشد و صادقانه با عواطف و ترسهای خود روبهرو شود. فقط در این صورت است که ایفای هر نقش برای او به تجربهای ورای پوشیدن یک نقاب تبدیل شده و درک ماهیت وجودی هر کاراکتر را ممکن میکند.
بخش دوم به تخیل و خلاقیت اختصاص دارد و نویسنده راهکارهایی را برای بهبود تصویرسازی ذهنی و افزایش هوش و خلاقیت هنری پیشنهاد میکند. برای موفقیت در بازیگری باید بهجای کپیبرداری از رفتار دیگران، یاد بگیرید که در لحظه روی صحنه زندگی کنید و با بهرهگیری از حافظهی حسی - عاطفی خود و بهکار بردن تخیل در بازیگری، شخصیتی که میخواهید را خلق کنید.
علل ابتلا به آشفتگیهای روانی در بازیگران
در نهایت در سومین بخش کتاب، احمد دامود نگرانیهایی را مدنظر قرار میدهد که پیرو سلامت روان هنرمندان و بازیگران وجود دارد. نکتهی جالب توجه این است که با استناد به توضیحات نویسنده، این بازیگری نیست که هنرمندان را به جنون و اختلال روانی میرساند؛ بلکه ابتلا به اختلالاتی مانند خودشیفتگی، افسردگی یا خود نمایشگری است که ممکن است منجر به افتادن در ورطهی جنون و ایجاد آشفتگیهای روانی در بازیگران شود.
خرید کتاب نگاهی کوتاه به خلاقیت، بازیگری و آشفتگیهای روانی نشر مرکز را به علاقهمندان به بازیگری پیشنهاد میکنیم. احمد دامود در این کتاب یادآوری میکند که برای حرفهای شدن در این حوزه فقط علاقه یا دانش تخصصی کافی نیست. باید بتوانید در لحظه روی صحنه دست به آفرینش بزنید و تخیلات و الهامات خود را به نقشی ماندگار تبدیل کنید و این کتاب در راستای دسترسی به این هدف به شما کمک خواهد کرد.
کتاب نگاهی کوتاه به خلاقیت، بازیگری و آشفتگیهای روانی برای شما مناسب است اگر
- بهعنوان دانشجو یا هنرجوی بازیگری و تئاتر بهدنبال کتابهای آموزش بازیگری هستید.
- کارگردان سینما و تئاتر یا سرپرست یک گروه نمایشی هستید و به کتابی نیاز دارید که با واکاوی آسیبهای روانی شایع در بین بازیگران و هنرمندان، به شما در حفظ سلامت روان خود و همکارانتان کمک کند.
- به روانشناسی هنر و تحلیلهای مرتبط با روانشناسی آسیبشناختی هنرمندان علاقه دارید.
در بخشی از کتاب نگاهی کوتاه به خلاقیت، بازیگری و آشفتگیهای روانی میخوانیم
آیا میان هوش و خلاقیت ارتباطی وجود دارد؟ در این باره بحثهای فراوان شده و نظرهای گوناگونی ابراز شده است. سبب اصلی وجود اختلافنظر در مورد ارتباط هوش و خلاقیت آن است که هنوز ماهیّت و نحوهی اندازهگیری خلاقیت به درستی روشن نیست.
محققان نشان دادهاند که برخلافِ عقیدهی رایج در میان مردم، که تیزهوشی را لازمهی خلاقیت میدانند، خلاقیت تا حدودی مستقل از هوش عمل میکند. این نتیجه به این ترتیب به دست میآید که آزمونهای هوش و آزمونهای خلاقیت را به عدهای کودک، نوجوان، یا بزرگسال میدهند و بعد نتایج این آزمونها را با یکدیگر مقایسه میکنند و به محاسبهی ضریب همبستگی نمرههای هوش و خلاقیت میپردازند. این همبستگی همیشه مثبت است و ارتباط بین هوش و خلاقیت را نشان میدهد. امّا مقدار این همبستگی معمولاً کمتر از پنجاه درصد است. به کلام دیگر ارتباط بین هوش و خلاقیت فقط در حدود پنجاه درصد است. پس، فرد تیزهوش الزاماً خلاق نیست و فرد خلاق نیز ممکن است خیلی تیزهوش نباشد.
به نظر گروهی از محققین بعضی از عوامل نیز موجب تشدید جدایی هوش از خلاقیت میشوند. یکی از این عوامل ساختِ شخصیت فرد و دیگری وضعیت محیطی و اجتماعی اوست. هرچه شخص از انگیزش و پشتکار بیشتری برخوردار باشد، امکان خلاقیت او افزایش مییابد. همچنین هرچه محیط و اجتماع آمادگی بیشتری برای افکار و اعمال خلاّق داشته باشد، خلاقیت بیشتر شکوفا میشود. و به عکس در محیطها و جامعههایی که شرایط نامناسب، مثل جوِّ خفقان و سرکوب وجود دارند، خلاقیت تقریباً به طور کامل خاموش میشود.
بله








