



برای خواندن کتاب اغذیهفروشی هیولاها و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب اغذیهفروشی هیولاها
مامان جو در داستان کتاب اغذیهفروشی هیولاها نوشتهی دیوید اکانل، او را به یک مأموریت خطرناک میفرستد: این که برای شام سیبزمینی سرخکرده بخرد! نه، اشتباه نکنید. خرید سیبزمینی سرخکرده قرار نبود خطرناک باشد تا این که سروکلهی یکی از قلدرهای مدرسه پیدا شد و جو هم برای فرار از دست او، به یک کوچهی تنگ و تاریک پناه برد؛ غافل از این که قرار است از اغذیهفروشی یک موجود سبز و پشمالو و غولپیکر به نام آقای فازبی سر درآورد!
دربارهی کتاب اغذیهفروشی هیولاها
تا حالا شده دلت بخواهد برای شام یک بشقاب پر از وزغ سوخاری، ناگت سوسک یا املت تخم دایناسور بخوری؟ امیدواریم چندشت نشده باشد؛ چون اینها محبوبترین و پرطرفدارترین غذاهای منوی اغذیهفروشی فازبی هستند! آقای فازبی رستوران عجیبوغریبی دارد که فقط برای هیولاها کار میکند تا این که پای یک پسر آدمیزاد به آنجا باز میشود.
دیوید اکانل (David O'Connell) در کتاب اغذیهفروشی هیولاها (Monster and Chips) ما را با جو همراه میکند؛ پسر کوچولویی که مادرش او را پول به دست راهی کرده تا برای شام سیبزمینی سرخکرده بخرد؛ اما جو در راه با گراتی گریس، یکی از دخترهای قلدر مدرسه، روبهرو میشود و از ترس او به یک کوچهی تنگ و تاریک پناه میبرد. او در انتهای کوچه متوجه درگاه عجیبی میشود که بالای آن نوشته «اغذیهفروشی فازبی» و حالا که نه راه پس دارد و نه راه پیش، برای نجات جانش وارد مغازه میشود و در مقابلش، یک غول سبز پشمالو میبیند!
این غول سبز پشمالو همان آقای فازبی، صاحب رستوران کتاب اغذیهفروشی هیولاهای دیوید اکانل است و اتفاقاً به دنبال یک دستیار هم میگردد. او با جو مصاحبه میکند و وقتی میبینید که او با شجاعت تمام یک عنکبوت کوچک را از آشپزخانه بیرون میکند، جو را استخدام میکند و بری، گربهی هشتپا و چهار چشمش را، راهی میکند تا یواشکی از مغازه بیرون برود و به جو در فراری دادن گراتی گریس کمک کند. جو هم با بستهای از سیبزمینیهای سرخکردهی غولآسا راهی خانه میشود تا از فردا کار خود را در اغذیهفروشی شروع کند.

اغذیهفروشی هیولاها؛ داستان طنز کودکانه
کار کردن در رستوران کتاب اغذیهفروشی هیولاها سختتر از چیزی از آب درمیآید که جو تصورش را میکرد. فازبی در روز اول کاریاش به او یک کلاه زنگولهدار میدهد و تأکید میکند که نباید آن را دربیاورد؛ مبادا که خودش یا مشتریها حواسشان نباشد و پایشان را روی جو بگذارند! بعد هم مجبور میشوند سفارش خانوادهی گازلین را آماده کنند که معجون تخم جن بوداده سفارش میدهند و جو را با انواع و اقسامی از مواد غذایی چندشآوری مواجه میکنند که قفسههای رستوران فازبی را پر کردهاند. البته که گازلینها تنها مشتریهای روز نیستند و جو بیشتر و بیشتر از عجایب شغل جدیدش شگفتزده میشود.
اگر کوچولویی دارید که از همراهی جو در ماجراهایی که پشت سر میگذارد لذت خواهد برد، خرید کتاب اغذیهفروشی هیولاها از نشر گونیا را به شما پیشنهاد میکنیم. کتاب پیش رو جلد اول از یک مجموعه داستان چند جلدی کودک است که با ترجمهی آقای اسماعیل عامل محرابی منتشر شده و بهعنوان یک داستان طنز کودکانه، برای بچهها بسیار سرگرمکننده خواهد بود.
کتاب اغذیهفروشی هیولاها برای شما مناسب است اگر
- فرزند 9 تا 12 سالهای دارید که به داستانهای مصور کودکان علاقه دارد.
- کوچولویی دارید که بهتازگی کتاب خواندن را شروع کرده و به دنبال یک داستان کوتاه خندهدار کودکانه هستید که هم او را سرگرم کند و هم در بهبود مهارتهای خوانش او تأثیرگذار باشد.
در بخشی از کتاب اغذیهفروشی هیولاها میخوانیم
فازبی با لحنی که انگار میخواهد نکته مهمی را بگوید، گفت: «اولین چیزی که شاگرد اغذیهفروشی هیولاها لازم داره، کلاه مخصوصه.»
جو خیلی هم خوشش نیامد. بعد از مدرسه یکراست به آن کوچه رفته بود، اما بیشتر با این انتظار که همه آن اتفاقها را فقط در خیال خودش دیده است. اما آن در وجود داشت و فازبی منتظرش بود تا رسماً به او یاد بدهد که چطور شاگرد اغذیهفروشی شود. جو انتظار چیزهای هیجانانگیزتری را داشت.
جو کلاه را گرفت و گفت: «احساس حماقت میکنم. چرا بهش زنگوله آویزونه؟»
فازبی گفت: «بهخاطر اینکه مشتریها همیشه بدونن کجایی. و من هم باید بدونم کجایی. تو یه کمی کوچولو هستی و دلم نمیخواد یهویی زیر پام لهت کنم.»
فهرست مطالب کتاب
فصل 1: آقای فازبی بیگزینتون
فصل 2: آشوب معجونی
فصل 3: وقتی کیکها حملهور میشوند!
فصل 4: سرآشپز هیولاباد
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب اغذیهفروشی هیولاها |
| عنوان اصلی | Monster and Chips |
| نویسنده | دیوید اکانل |
| مترجم | ابراهیم عامل محرابی |
| ناشر چاپی | انتشارات گونیا |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| نخستین انتشار | 2013 |
| فرمت کتاب | |
| تعداد صفحات | 153 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-98201-3-1 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۳۵,۰۰۰ تومان €0.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله














