معرفی و دانلود کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم: کتاب سوم مجموعه بچه محل نقاشها
برای دانلود قانونی کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم: کتاب سوم مجموعه بچه محل نقاشها
کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم، داستانی آموزنده و سرگرمکننده برای آشنایی نوجوانان با زندگینامهی ونگوگ دارد. محمدرضا مرزوقی، در قالب ماجرایی بامزه، شما را به دوران زندگی ونسان ونگوگ میبرد تا با سبک خاص و نگاه منحصربهفرد این هنرمند به دنیا، آشنا شوید. در سومین جلد از مجموعهی بچه محل نقاشها، در جریان ماجرای همسفر شدن داییسامان با ونسان ونگوگ قرار میگیرید.
دربارهی کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم
کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم، منبعی آموزنده و سرگرمکننده برای آشنایی با زندگی و نقاشیهای ونسان ونگوگ است. محمدرضا مرزوقی، شما را به سفری در زمان میبرد تا با مشکلات، سبک نقاشی و دنیای احساسیِ این هنرمند بزرگ آشنا شوید.
داستان زمانی که همسفر ونگوگ بودم، در مجموعه کتاب بچه محل نقاشها قرار دارد. داییسامان، شخصیت مهمِ این داستانها با نقاشان مطرح دنیا همنشین میشود و اتفاقهای جالبی را تجربه میکند. مانی، مینا و چند نفر دیگر از فامیلهای نزدیک و دوستان، یادداشتهای داییسامان را مطالعه میکنند و در جریان ماجراجوییهای این شخصیت قرار میگیرند.

داستان کتاب بچه محل نقاشها 3، با جملهای از یکی از نامههای داییسامان به مادربزرگ آغاز میشود. در این جمله نوشته که اگر برادری مانند تئو داشتم، دنیا را با هم فتح میکردیم. محسن، یکی از شخصیتهای کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم، از مادربزرگ میپرسد که تئو کیست. مادربزرگ پاسخ میدهد، نخستین باری که داییسامان به هلند رفته بود، همواره در نامههایش از مرام و معرفت تئو، برادر ونسان ونگوگ تعریف میکرد.
شورِ زندگی ونگوگ از زبان محمدرضا مرزوقی
داییسامان، شخصیت محوریِ کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم، در زمان سفر کرده و با ونگوگ همسفر بوده است. تجربهی این سفر و دیدار با یکی از معروفترین و دوستداشتنیترین نقاشهای تاریخ، در قالب نامههای داییسامان به مادربزرگ، بیان شده است. این رویکرد، شما را با روایتی صمیمی و پرهیجان از دنیای ونسان ونگوگ و فضای ذهنی این هنرمند آشنا میکند. به همین دلیل در کنار آشنایی با فرازوفرودهای مسیر هنریِ ونگوگ، با مشکلات شخصیِ این نقاش برجسته آشنا میشوید.
در ادامهی کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم، داییسامان از دیوانهبازیهای ونگوگ و رفتارهای عجیب و بامزهی وی میگوید. این تعریفها، حسوحالی نزدیک به واقعیت از زندگی ونگوگ در ذهن شما ایجاد میکند. با ادمهی آشنایی داییسامان و ونگوگ، پردههای بیشتری از زندگی این هنرمند برداشته میشود تا کتاب سوم بچه محل نقاشها با پایانی آموزنده، خاتمه پیدا کند.
خرید کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم و مطالعهی آن، شما را با این واقعیت آشنا میکند که در پس هر شاهکار هنری، قصهای انسانی از تلاش، شور و گاهی تنهایی نهفته است. جلد سوم بچه محل نقاشها، دعوتی است برای درکِ بیشتر میراثی که ونسان ونگوگ برای همیشه در جهان باقی گذاشته.
دانلود کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم از نشر هوپا، انتخاب مناسبی برای آشنایی با زندگی ونسان ونگوگ و تاریخ نقاشی است.
کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم برای شما مناسب است اگر
- نوجوان 11 تا 15سالهای هستید و میخواهید در قالب داستانی سرگرمکننده با زندگی ونسان ونگوگ و فرازوفرودهای هنری این نقاش برجسته آشنا شوید.
- دیگر جلدهای مجموعه کتاب بچه محل نقاشها را خواندهاید و قصد ادامهی مطالعهی این داستانها را دارید.
در بخشی از کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم: کتاب سوم مجموعه بچه محل نقاشها میخوانیم
خواهر! تازه دارم میفهمم رنگ چیست و چه معجزههایی میشود با آن کرد. من به معجزهی رنگ ایمان آوردهام. پیش از این فقط ابعاد برایم اهمیت داشتند و فکر میکردم رنگ هم وسیلهای است برای در آوردن فاصلهها و حجمها و نهایتش سایهروشنها. اما وینسنت دست مرا گرفت و به من یاد داد که با خلوص رنگ هم میشود تمام اینها را داشته باشی، درعینحال خودت را اسیر واقعیت محض نکنی.
امروز با او همراه شدم تا تعدادی از کارهایش را برای فروش به شهر ببریم. نهتنها هیچ گالری و فروشگاه آثار هنری، کارها را برای فروش نپذیرفتند بلکه سر چهارراه هم نتوانستیم یکی از آنها را آب کنیم. باور کن به یکچهارم قیمت اصلیشان هم خواستیم بفروشیم، ولی باز هم کسی خریدار نبود. عجیب است. من اگر پول داشتم حاضر بودم هزارهزار برای آن تابلوها پول بدهم، ولی مسأله این است که مردم هنوز شناخت درستی از کارهای وینسنت ندارند. آخرِسر کار به جایی رسید که شروع کردم آواز خواندن. مثل همیشه «گلنار» را خواندم و «تو ای پری کجایی»، فقط برای اینکه توجه مردم را جلب کنم بلکه میان صدتاشان یک مشتری پیدا شود. اما نشد که نشد! جمع شدند، آواز را شنیدند، اما چون نمیدانستند دارم چه میخوانم، فقط بر و بر نگاهم میکردند. باورت نمیشود یکیشان یک سکه هم گذاشت کف دستم. خواستم سکه را پرت کنم سمتش، اما ونگوگ نگذاشت. راست میگفت. آن بندهی خدا هم مثلاً میخواست به کارم احترام گذاشته باشد. اما ترجیح میدادم به کارهای وینسنت احترام بگذارند تا به دو دانگ و نصفی صدای من. ولی از روحیهی ونگوگ بگویم که لامصب رو نیست، سنگپای قزوین خودمان است! اگر من جای او بودم و اینطور کارهایم مورد بیمهری قرار گرفته بود یا از کوره در میرفتم و زمین و زمان را به هم میدوختم یا برای همیشه دکانم را تخته میکردم و میرفتم دنبال کار دیگری. اما خیال میکنی وینسنت چه کرد؟ یکهو یادش افتاد باید به دیدن یک آشنای قدیمی برود. بهقول خودش یک استاد اهل فن. یک کارشناس خبرهی نقاشی و خلاصه هزار کوفت دیگر. رفتیم.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب زمانی که همسفر ونگوگ بودم: کتاب سوم مجموعه بچه محل نقاشها |
| نویسنده | محمدرضا مرزوقی |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 172 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8655-93-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای زندگینامه مشاهیر برای کودکان، کتابهای داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان، کتابهای کودک 9 تا 12 سال، کتابهای داستان سرگرم کننده کودک |





















