



برای خواندن کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز) و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز)
کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز) نوشتهی حنانه سلطانی، خواننده را به جشنهای 2500 ساله میبرد؛ جایی که دوربینها باید شکوه تخت جمشید، مهمانان خارجی و اعضای دربار را ثبت کنند. همه چیز برای ساختن تصویری باشکوه از تاریخ آماده است، اما یک ترور مسیر مراسم و البته تاریخ ایران را تغییر میدهد.
دربارهی کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز)
کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز) نخستین رمان حنانه سلطانی است. شخصیت اصلی داستان کاوه، تصویربردار جوانی است که با پیشرفت در کارش به گروه برگزارکنندهی جشنهای 2500 ساله راه پیدا کرده و حالا از فاصلهای نزدیک دربار و مهمانان بلندپایه را میبیند. جایگاه او فرصتی کمیاب است، اما خیلی زود به دردسر بزرگی تبدیل میشود.
در جریان برنامهی نور و صدا در تخت جمشید، خاموشی کوتاهی رخ میدهد. در تاریخ واقعی، برنامه پس از برطرف شدن نقص ادامه پیدا میکند، اما در کتاب شاه، تاریکی به فرصتی برای ترور محمدرضا پهلوی تبدیل میشود. جشن نیمهتمام میماند، نظم دربار به هم میریزد و نگاه نیروهای امنیتی به کسانی برمیگردد که هنگام حادثه در محل حضور داشتهاند. کاوه نیز از این سوءظن در امان نیست.
وقتی رمان معمایی مسیر تاریخ را عوض میکند
کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز) حنانه سلطانی در قالب «تاریخ جایگزین» نوشته شده است؛ یعنی نویسنده یکی از وقایع گذشته را تغییر میدهد و پیامدهای احتمالی آن را در جهان داستان دنبال میکند. پرسش فقط این نیست که چه کسی شاه را هدف قرار داده است. ترور، موازنهی قدرت را در دربار برهم میزند و پای شخصیتهای واقعی و خیالی را به پروندهای سیاسی و پلیسی باز میکند.

حضور یک تصویربردار در مرکز روایت انتخاب مناسبی برای چنین داستانی است. کاوه به تصاویر، زاویههای دوربین و جزئیاتی دسترسی دارد که شاید دیگران ندیده باشند؛ بااینحال، تصویر همیشه معادل حقیقت نیست. نویسنده از همین فاصله میان آنچه ثبت شده و آنچه واقعاً اتفاق افتاده، برای ساختن معما استفاده میکند. حتی خبر مرگ شاه نیز به پرسشی تبدیل میشود که پاسخ آن بهاندازهی ظاهر ماجرا روشن نیست.
در کنار پیرنگ سیاسی کتاب شاه نشر چشمه، رابطهی کاوه با شهلا نیز بخشی از کشمکش داستان را میسازد. شهلا خوانندهای مشهور و نامزد اوست، اما رفتارش بر تردیدهای کاوه میافزاید. به این ترتیب، جستوجوی حقیقت فقط او را به سمت دربار و عاملان ترور نمیبرد؛ گذشته و رابطهی عاطفی خودش را هم زیرورو میکند.
نشر چشمه این کتاب را ذیل مجموعهی «کتابهای قفسهی آبی» منتشر کرده است. خرید کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز) برای خوانندهای مناسب است که به رمانهای تاریخی متفاوت، معماهای سیاسی و داستانهایی علاقه دارد که بهجای بازگویی گذشته، میپرسند اگر یک واقعه طور دیگری رقم میخورد چه اتفاقی میافتاد.
کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز) برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای تاریخ جایگزین علاقه دارید.
- رمانهای معمایی و سیاسی ایرانی را دنبال میکنید.
- به تاریخ معاصر و دورهی پهلوی علاقهمندید.
- از ترکیب شخصیتهای تاریخی و خیالی در داستان لذت میبرید.
در بخشی از کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز) میخوانیم
شهلا کیف چرمی سیاهش را از روی پاهاش برداشت و گذاشت روی میز، دست زد زیر چانه، خیره شد به چشمهای فاروق و گفت «چه جالب که شما نوهی احمدشاه هستید. کاوه برام گفته بود یه دوستِ شازده داره.» همیشه همینطور بود. اینجور وقتها چیز بیربطی وسط میکشید و بحث را عوض میکرد که کاوه یادش برود از چی عصبانی بوده. فاروق خندید. شهلا دست کرد توی کیف چرمی و دنبال چیزی گشت. «کاوه گفته بود شما همون شازدهای هستید که شاه از مادرش خواستگاری کرده بوده.»
کاوه از خجالت سرخ شد. فکر کرد کاش برایش تعریف نکرده بود. یک شب که کلهاش داغ بود، برای اینکه بهانهای برای لاس زدن با دختر پیدا کند، از روزهای پاریس و شبهاش و دوستی با فاروق برایش گفته بود. شهلا هم پی قصه را گرفته بود و از روزنامهی مرد امروز گفته بود و گزارش مفصلی که روزنامه از خواستگاری شاه از دختر احمدشاه قاجار چاپ کرده بود و بالاش تیتر زده بود «محرمانه» و او توی عالم نوجوانی محو این داستان عاشقانهی محرمانه شده بود و چندبار از اول تا آخرش را خوانده بود و تو خیالاتش خودش را جای آن دختر خوشبخت تصور کرده بود.
شهلا قوطی فلزی کرم را توی مشت گرفت و درش را باز کرد. «حالا چهقدر از چیزهایی که روزنامهها نوشتند راست بود؟»
خوانندههای بلرهاوس به اوج آهنگشان رسیده بودند. وسطی چشمهاش را بسته بود، انگشتهاش را از روی تارهای گیتار برداشته بود و بنا داشت ای آخر «کِنِدی» را تا آنجا که نفس دارد بکشد. آهنگی میخواندند دربارهی رئیسجمهور کندی که چند سال پیش ترورش کرده بودند و سَقط شده بود و حالا برایش ترانهها میسرودند و آهنگها میساختند.
فاروق دست برد سمت جعبهی کلینکس روی میز و دستمالی بیرون کشید. «بله… قصهش درازه. شاه، زمانی که هنوز ولیعهد بوده و توی سوییس درس میخونده، یهبار پرنسس رو… مادرم… همه عادت دارند مامان رو پرنسس صدا میکنند…» دستمالش را به عرق پیشانی کشید.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب شاه (1298 تهران، 1350 شیراز) |
| نویسنده | حنانه سلطانی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 148 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-010792-7 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۹۴,۰۰۰ تومان €2.49 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله















