کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، ضمن مرور فشردهای از تاریخ فلسفهی غرب و یونان باستان، پنجرهای تازه به آرای افلاطون، فیلسوف بزرگ یونانی گشوده است. سید هادی جعفری امان آبادی در این اثر، سوال مهمی را مطرح کرده که آیا میتوان نظرات افلاطون را با تفسیر دینی و نقد فلسفه مطالعه کرد؟ او از جهات مختلف کوشیده که به این سوال مهم پاسخ دهد.
دربارهی کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون
فلسفهی افلاطون با نگاه دینی؛ در تاریخ فلسفه، افلاطون را معمولا با تمثیل غار، ایده نیک، نفس، جهان محسوس، دیالکتیک و... میشناسند اما سید هادی جعفری (امان آبادی) در کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون کوشیده که سوالی متفاوت از اندیشهی افلاطون مطرح کند.
آیا میتوان علاوه بر مفاهیم فلسفی، نظرات افلاطون را از منظر دینی بررسی کرد؟ نویسنده از ابتدای کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، با مخاطب شرط میکند که اگر فلسفه افلاطون تفسیر دینی نیز داشته باشد قرار نیست ما او را یک فیلسوف دینی بنامیم.
نکته مهم دیگری که کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون سعی دارد از آن فاصله بگیرد، خوراندن مفاهیم دینی به باورهای افلاطون است. نویسنده عنوان میکند که روش کتاب نه برچسبزنی به افلاطون که امکانسنجی نظرات او برای یک برداشت دینی است. به بیان دیگر، در این اثر ما مشاهده خواهیم کرد که آیا نظرات افلاطون، دارای قرائن و شروط کافی برای یک برداشت دینی هستند یا خیر؟

نگاهی به فلسفه افلاطون در بافت تاریخی اجتماعی
کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، در بخش ابتدایی به بررسی زمینههای فکری این اندیشمند بزرگ در بافت تاریخی و اجتماعی آن دوران پرداخته است. نویسنده در این اثر نشان داده است که افلاطون و اندیشهی او به طور خلقالساعه به وجود نیامدهاند و در پسزمینهی تاریخی خود متبلور شدهاند.
به باور نویسنده در کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، موضوعاتی مانند توجه به سویه باطنی انسان، تشبه به مقام الوهیت، پیوند دانایی و عمل، اعتقاد به نفس و جاودانگی آن، تناسخ و رازورزی، پیش از افلاطون نیز در برخی سنتهای دینی و معنوی وجود داشتهاند. در این میان، آیینهای اورفئوسی و فیثاغورسی و همچنین آموزههای زردشت اهمیت خاصی پیدا میکنند.
البته سید هادی جعفری (امان آبادی) در این بخش از کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون صرفا قصد مشابهتیابی ندارد، بلکه میخواهد نشان دهد بخش اعظم آرای نظری افلاطون در فضایی ساخته شدهاند که دین و اسطوره هنوز از تفکر درباره انسان جهان جدا نشدهاند.
انسان و بدن در کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون
یکی از مسیرهای اصلی کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، نگاه افلاطون به موضوع انسان و نفس است. در فلسفه افلاطون انسان را نمیتوان صرفا با بدن و زندگی مادی توضیح داد. در این اندیشه نفس جایگاه والایی دارد و حتی مهمترین عنصر در شناخت انسان از خود است.
نویسنده در ادامه به رابطهی میان نفس انسان و جهان میپردازد. او در کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، نظام فلسفی افلاطون را اینگونه نشان میدهد که جهان دارای نظمی عقلانی است و نفس انسان نیز از این نظم جدا نیفتاده است.
به تعبیر کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، نفس انسانی بخشی از نفس جهان و شبیه آن است و جهان نیز خود به خدا شباهت دارد؛ بنابراین میان خدا، جهان و انسان رابطهای برقرار میشود که در آن، هستی صرفاً مجموعهای از اشیای مادی و بیارتباط نیست؛ بلکه هر چیز در نظمی گستردهتر و در نسبت با مبدئی بالاتر قرار دارد. همین نگاه، یکی از پایههای مهم خوانش دینی کتاب است.
رویکرد خاص کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون
یکی از جذابیتهای کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، مسیری است که در آن نویسنده مخاطب را همراه خود میکند وا او را انسانشناسی به معرفتشناسی افلاطون میرساند. اندیشههای افلاطون از ابتدا در برابر سوفیستها و مادیگرایان قرار داشته و حقیقت متعالی در این منظومه فکری، فراتر از جهان مادی است.
نویسنده در بخش پایانی کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، به تعریف مفهوم «فلسفه» از نگاه افلاطون میپردازد. در این بخش، رویکرد خاص افلاطون به موضوع «دانش» شرح داده میشود و مخاطب در مییابد که چرا این نگاه خاص میتواند زمینهای برای برداشت دینی از فلسفه را فراهم کند.
این اثر با قلم شیوای سید هادی جعفری امان آبادی نگارش یافته و به همت انتشارات نقد فرهنگ در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است. با خرید کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون، پنجرهای نو به جهان فلسفه افلاطون در برابر نگاهتان گشوده خواهد شد.
کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون برای شما مناسب است اگر
- به تفسیر و نقد دینی علاقه دارید و قصد دارید رویکرد دینی در مطالعات فلسفی را تجربه کنید.
- دانشجو یا پژوهشگر فلسفه هستید و از مطالعه در این حوزه لذت میبرید.
- به افلاطون، تمثیل غار و جهان اندیشهای این فیلسوف بزرگ علاقهمند هستید.
در بخشی از کتاب بررسی امکان تفسیر دینی در فلسفه افلاطون میخوانیم
لوگوس نیز طبق آنچه که هراکلیتوس میگوید (که به لوگوس گوش فرا بدهیم نه به او)، یعنی زبان و نطق هستی. از دیدگاهِ مردمانِ پیشافلسفه، عالَم و آدم و زمین و زمان، در نطق هستند. میتوان چنین گفت که لوگوس، نطق و زبانِ فوسیس است. بهسخندیگر، پیوندِ لوگوس، با ظهور جلوههای پنهانِ وجود است. فوسیس نیز برای یونانیزبانها همین بود. بهسخندیگر، عرصهی هستی، عرصه فوسیس است. اما نکته این است که اغلبِ آنچه که از هستی باید ظاهر شود، ظاهر نشده است و نمیشود. یعنی همواره بخشی از وجود، پنهان است و بخشی پیدا. تعبیر «آلِثیا» (ناپوشیدگی یا حقیقت) اشاره به همین سویههای پیدا و پنهانِ وجود دارد. و ما، اکنون، میان آمدگان و نیامدگان، یعنی میانِ پیدا و پنهان هستیم.
نکتهی دیگر و بسیار بنیادی در شاعرانِ اسطورهسرایی چون هومر، «الهام» است. شاعر، با الهام از خدایانِ هنرها، رویدادها را به گونهای توصیف میکند که گویی واقعیت داشتهاند؛ گویی او خود، شاهدِ آن رویدادها بوده است (صفوی، 1377، ص 3). شاعر، اندیشمندی دینی و الهی بود. همهی بزرگیِ او و اثرش برقرارکردنِ پیوند با الههی موزها بوده است که دخترانِ نهگانهی زئوس و خدایانِ هنرند که با آواز، زئوس را شاد میکردند. اینها هرکدامشان بر حکمت و تاریخ و ریاضیات و نجوم و فصاحت و بلاغت انسانها نیز حکومت داشتند (گریمال پیر، 1391، ص 598- 596). نکته این است که این موزهای الهی، کارشان این است که باطن هستی و درواقع، دانش هستی را به شاعر و متفکر، الهام میکنند. هومر در ایلیاد، الهههای هنر را ندا میدهد کهای خدایانی که همه چیز میدانید؛ بگویید که سرداران قوم دانائه چه نام داشتند؟ هومر میگوید که اگر او خود، ده زبان نیز داشت و... نمیتوانست شمار چندین سپاه انبوه را بگوید مگر آنکه دختران زئوس، نام آن کسان را بگویند (ایلیاد، 1373، سرود دوّم، ص 100). و آدمها بسیار با این نداها و شعرها و توسلها رشدها میکردند و حالها پیدا میکردند و نیایشها میکردند.
بله


















