

برای خواندن کتاب وقتی موسی کشته شد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب وقتی موسی کشته شد
کتاب وقتی موسی کشته شد اثر ضیا قاسمی، ما را به روستای محروم و دورافتادهی زرسنگ، واقع در افغانستان میبرد و با موسی همراه میکند. موسی معلول است و زندگیاش با فقر و قضاوتهای بیرحمانهی جامعه گذشته است و در همان ابتدای قصه، توسط طالبان، کشته میشود. پس از این شروع تکاندهنده، نویسنده ما را به لحظهی تولد موسی میبرد و در سفری طولانی در چند دهه از زندگیاش، تحولات تاریخی افغانستان معاصر را نشانمان میدهد.
دربارهی کتاب وقتی موسی کشته شد
ضیا قاسمی در کتاب وقتی موسی کشته شد، داستان موسی، معلولی مادرزاد را روایت میکند. مرگ او در آغاز داستان، در حالی که کمترین پیشزمینهای از شخصیت اصلی و جهان قصه نداریم، ما را با سوالی بزرگ روبهرو میکند: چرا او کشته شد؟ موسی کیست و آیا عملی در گذشتهاش عامل مرگ فجیعش به دست نیروهای طالبان بود؟
کتاب وقتی موسی کشته شد به جای طرح داستانی پرهیجان، پیچیده و پر از دسیسهها و نقشههای ماهرانهای که در نهایت شخصیت اصلی را به کام مرگ میکشاند، قصهای اجتماعی و واقعگرا را از دل تاریخ معاصر افغانستان روایت میکند. زندگی و سرگذشت موسی، فرصتی است برای ما که چند دهه از تاریخ پرتلاطم این کشور را مرور کنیم و با رفتن به بطن زندگی مردم، با سنت و خرافههای جاری در فرهنگشان آشنا شویم.

روایتی داستانی از افغانستان؛ زیر سایهی جنگ و طالبان
زندگی موسی با محرومیت گره خورده؛ پس از ناتوانی پزشکان در درمان بیماریاش، والدینش به دعا و طلسم روی میآورند تا شاید بدین شکل، بیماری فرزند را حل کنند. از همین نقطه، مخاطب متوجه رد پررنگ باورهای خرافی در میان مردم کتاب وقتی موسی کشته شد میشود؛ مردمی که ابتدا موسی را موجودی شوم و نحس میدانند و او را عامل هر حادثهی بدی میدانند که در روستا به وقوع میپیوندد.
ولی رخ دادن چند اتفاق خوب کافی است تا همان مردم، موسی معلول را حالا خوشقدم و صاحب کرامت بدانند. کتاب وقتی موسی کشته شد ضیا قاسمی از این حیث، صرفا سرگذشت روزهای دشوار زندگی موسی در افغانستان نیست، بلکه تصویری گسترده از زندگی روستایی و مناسبات اجتماعی مردم این کشور است. موسی برای تأمین معاش خود و مادرش کارهای گوناگونی انجام میدهد، اما گسترش فقر سرانجام او را وادار به نبش قبرهای قدیمی و فروش استخوان مردگان میکند.
ضیا قاسمی از سنت، خرافه و قدرت مینویسد
بخش مهمی از فضای رمان وقتی موسی کشته شد و رخدادهایی که زندگی موسی و دیگر شخصیتهای کتاب را تحت تاثیر خود قرار داده، حکومت طلاب بر افغانستان است؛ این گروه بنیادگرای دینی، با قوانین سختگیرانه و ضد زنی که بر جامعه وضع میکند، با سوءمدیریت و سرکوب فراگیرش، سبب رواج ترس، اضطراب، خبرچینی و بیاعتمادی میان آحاد جامعه میشود. علاوه بر این ضیا قاسمی، به جایگاه والای خانها، ملاهای محلی و سوءاستفادهی آنها از قدرت نیز اشاره میکند.
کتاب وقتی موسی کشته شد نوشتهی ضیا قاسمی، اثری دردناک و سوزناک از ادبیات افغانستان است. کتابی که ضمن دنبال کردن شخصیت اصلی رنجورش، روزهای سیاه حاکم بر افغانستان در دورهی حکومت طالبان را نیز به تصویر میکشد و از خشکسالی، بیکاری، خشم و سرکوبی میگوید که در گوشهگوشهی زندگی افراد، رخنه کرده است و تمامی ابعاد زیستی آنها را تحت تاثیر خود قرار داده. این کتاب توسط نشر چشمه منتشر شده است.
کتاب وقتی موسی کشته شد برای شما مناسب است اگر
- قصد مطالعهی یک رمان اجتماعی درگیرکننده را دارید که شما را با تاریخ معاصر افغانستان بیشتر آشنا کند.
- میخواهید با ظلمها و سرکوبهای حکومت طالبان در بطن یک داستان تاریخی، واقعگرایانه، آشنا شوید.
- دوست دارید با سازوکار شکلگیری و تداوم سنتها و باورهای خرافی و تاثیر آنها بر رفتار جمعی و مسیر تحولات تاریخی و اجتماعی یک جامعه آشنا شوید.
در بخشی از کتاب وقتی موسی کشته شد میخوانیم
در بالای کوه باد میوزید و ساقههای دراز و نازک خرکودهها و دیگر علفهای کوتاه و بلند در برابرش خموراست میشدند. کودیِ درشتی با سرعت بر زمین خزید و از قادهسنگ بالا شد. موسی بر قادهسنگ نشسته بود و کودی را دید که از سوی دیگر سنگ بالا شد و با دیدن او سرش را بالا گرفت. در گوشهی سنگ توقف کرد و بیحرکت ماند. قادهسنگ ارتفاع زیادی نداشت. موسی بهآسانی از آن گرفته بود و بالا خزیده بود و رویش نشسته بود.
برای نشستن مشکل زیادی نداشت. دو دستش را تکیهی تنش میکرد و زانوهایش را، که همیشه قات بودند، پیش میآورد و پَلههای لاغر کونش را بر زمین میگذاشت و بعد دستهایش را از زمین برمیداشت. موسی این پهلو و آن پهلوی خودش را نگاه کرد تا سنگ یا ریگی پیدا کند و کودی را بزند. چیزی نیافت. از تصمیمش منصرف شد و به تماشایش ادامه داد. از آنجا، اگرچه بلندترین نقطهی کوتل بیدک نبود، هر دو سوی کوتل بهخوبی معلوم میشد. یک سو درهی زرسنگ بود که او آنجا بوتهایش را به دستش کرده بود و از کف دره تا بالای کوتل را خزیدهخزیده بالا آمده بود.
سوی دیگر بیدک بود که موسی قصد داشت همانطور خزیده از کوه پایین شود و از آنجا بگذرد. بیدک قریهای بزرگتر و پُرجمعیتتر از زرسنگ بود. برخلاف زرسنگ که در گودی دره بود بیدک در دشتی فراخ آباد شده بود و به همین خاطر زمینهای بیشتری برای کِشت داشت و خانهوارهای بیشتری در آن زندگی میکردند. موسی باید از بیدک میگذشت و به قریهی بعدی میرفت؛ به ریگک. قریهای کوچک که خالهی موسی در آن زندگی میکرد و مادرش او را راهی کرده بود تا برود و از خالهاش خبر بگیرد. دهساله شده بود و دیگر بهتنهایی همهجا میتوانست برود. دستهایش را در بوتهایش میانداخت و خودش را پیش میکشاند. میخزید.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب وقتی موسی کشته شد |
| نویسنده | ضیا قاسمی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 128 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-0759-0 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۷۷,۰۰۰ تومان €1.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله















