



برای خواندن کتاب بذرپاش دشت سیاه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب بذرپاش دشت سیاه
کتاب بذرپاش دشت سیاه اثر کاترین کخ، رمانی تاریخی و مذهبی است که ما را به شهری در آلمان نازی و روزهای جنگ جهانی دوم میبرد. در این شهر، کلیسایی با یک کشیش آمریکایی وجود دارد؛ این کلیسا باید طبق دستور امپراتوری رایش سوم هرچه زودتر تخلیه شود تا به مدرسهای برای پرورش سربازان ارتش نازی تبدیل شود. مردم شهر که با این تصمیم حکومتی مخالفاند، باید دست به اقدامی بزنند؛ اقدامی که بهخوبی میدانند ممکن است هزینهی سنگینی برایشان داشته باشد.
دربارهی کتاب بذرپاش دشت سیاه
«حضرت مریم ظهور کرده است... چیزی تا پایان جنگ نمانده... خداوند دوباره به مسیحیان و آلمان و ایتالیا نگاه کرده و مریم مقدس را به مردم مفلوک زمین بازگردانده است.» این یکی از هزاران شایعهای بود که در میان مردم بیپناه آلمان پخش شده بود؛ مردمی که دستهدسته با فرمان هیتلر راهی روسیه میشدند و حتی اجسادشان نیز به آلمان باز نمیگشت. کتاب بذرپاش دشت سیاه (The Sower of Black Field) اثر کاترین کخ (Katherine Koch) ما را به سیاهترین روزهای آلمان، یا به عبارتی، به قلمرو امپراتوری رایش میبرد.
رمان بذرپاش دشت سیاه روایتی تاریخی در بازهی زمانی 1941 تا 1944 است؛ یعنی زمانی که ارتش آلمان نازی بهسوی سقوط پیش میرفت و نیروهای هیتلر مدام از خاک شوروی عقبنشینی میکردند. در این میان، در شهر شوارتزنفلد واقع در جنوب شرقی آلمان، یک کشیش آمریکایی با کمک پول آمریکاییها و ثروت شخصی خود کلیسایی در این شهر بنا کرده و مردم نیز مرید و پیرو او شدهاند. این اتفاق سرآغاز وقایع هولناک دیگری است که کاترین کخ ما را با آنها همراه میکند.

کاترین کخ و روایتی ناشنیده از جنگ جهانی دوم
در رمانهای درباره جنگ جهانی دوم، معمولاً با وقایعی دربارهی هولوکاست روبهرو هستیم و کمتر پیش میآید که وضعیت آلمان را از زاویهی نگاه مسیحیان این کشور ببینیم. کتاب بذرپاش دشت سیاه اثر کاترین کخ، ما را به کلیسایی میبرد که قرار است بهزودی از بین برود. امپراتوری رایش نمیتواند تحمل کند که یک خارجی در این کشور با افکاری ضدجنگ و با اعتقاد به برابری تمام نژادها به فعالیت مذهبی بپردازد.
به دستور دولت هیتلر، کلیسای پدر ویکتور، کشیش آمریکایی، باید تعطیل و به مقر آموزش ایدئولوژیک تبدیل شود. کودکان باید بهزودی در این مکان با افکار فاشیستی آشنا شوند و به بخشی از ارتش نازیسم تبدیل شوند. این معضلی است که پدر ویکتور و مردم شهر شوارتزنفلد در کتاب بذرپاش دشت سیاه ترجمهی مژده ترکزبان، با آن روبهرو هستند.
نازیها که میبینند اخطار و تهدیدهای پدر ویکتور بیفایده است، خود به سراغ کلیسا میآیند؛ صلیبهای کلیسا را پایین میآورند، نماد نازیسم (سواستیکا) را نصب میکنند و بهجای تصویر مسیح، عکس هیتلر را بالا میبرند.
نبرد میان هیتلر و مسیح در میدان یک رمان تاریخی
مردم شهر شوارتزنفلد که در کتاب بذرپاش دشت سیاه نوشتهی کاترین کخ، تصور میکنند مریم مقدس ظهور کرده و قرار است آنها را نجات دهد، بدیهی است که نمیتوانند با انحلال کلیسای شهر خود بهسادگی کنار بیایند؛ بهخصوص اینکه پدر ویکتور، کشیش محبوبشان، را بیمار و آواره میبینند.
پدر ویکتور نمیخواهد از آلمان برود. او با پیامی به این سرزمین آمده و میخواهد به همه نشان دهد که رنج انسانها مشترک است و همه با یکدیگر برابرند؛ اما فاشیستها با پدر ویکتور مخالفاند و او را، که خود نیز یک بیگانه است، آزار میدهند.
رمان دشت سیاه؛ مقاومت مسیحیها علیه رایش سوم
در این شهر، کودکان و فرزندان افراد ضدجنگ نیز در حال تغییر هستند. یکی از جوانانی که به نازیها پیوسته است، روزبهروز خشنتر میشود و بهجز جنگ و قدرتطلبی به چیز دیگری فکر نمیکند. این وضعیت باعث میشود گروهی از مردم به مبارزات مسالمتآمیز روی بیاورند و مخالفت خود را با انحلال کلیسا در نامهای به دولت اعلام کنند. این نوع رفتار که بدیهی است برای امپراتوری رایش سوم قابلقبول نیست، در کتاب بذرپاش دشت سیاه انتشارات دختر آفتاب نیز نتیجهای نمیدهد و دولت، در پی یافتن امضاکنندگان این نامه، دستگیریها و سرکوبها را آغاز میکند.
با خرید کتاب بذرپاش دشت سیاه کاترین کخ به شهری وارد میشوید که به زودی به تلی از خاک تبدیل خواهید و چیزی جز ویرانه از آن باقی نمیماند؛ به شهر شوارتزنفلد در آلمان نازی که حالا قرار است خفقان و مصیبتی تازه بر سرش فرود آید.
جوایز و افتخارات کتاب بذرپاش دشت سیاه
- برندهی جایزه کتاب آمریکای شمالی برای داستان تاریخی
- برندهی جایزه همینگوی در بخش داستانهای جنگی قرن بیستم سال 2024
- نامزد دریافت جایزهی گوته سال 2024
- برندهی جایزهی کتاب مستقل نسل بعدی در ژانر داستان مذهبی
- فینالیست بخش داستان مذهبی در جوایز کتاب آمریکا سال 2024
نکوداشتهای کتاب بذرپاش دشت سیاه اثر کاترین کوخ
- این رمان روایتی جذاب دربارهی ایمان و ایستادگی در برابر ظلم و ناعدالتی است. (Kirkus Reviews)
- شخصیتهای رمان تاریخی بذرپاش دشت سیاه و تلاش و مبارزات ایشان در راستای حفظ ایمانشان، این کتاب را به اثری ماندگار و فراموشنشدنی تبدیل کرده است. (پلتفرم Reedsy Discovery)
- کتاب بذرپاش دشت سیاه با پرداختن به موضوعاتی چون ایمان، گناه و سعادت، روایتی گیرا و قابل توجه را ارائه کرده است. این مضامین به آرامی در دل داستان گسترش یافتهاند و روایت داستان را غنیتر میکنند. ریتم این رمان نیز فرصت تفکر عمیق را به خواننده میدهد، اما در عین حال، او را به سوی چالش بعدی هدایت میکند. در مجموع، این کتاب را به علاقهمندان داستانهای تاریخی رئالیسم توصیه میکنم. (Readers Favorite 5-star review)
کتاب بذرپاش دشت سیاه برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با یک کتاب دربارهی آلمان نازی و قوانین نازیها در قرن بیستم آشنا شوید.
- از خواندن رمانهای اجتماعی و مذهبی که ما را به فضای کلیساها وارد میکنند و میکوشند تا مذهب را بهعنوان راه نجات بشر از بدیها نشان دهند، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب بذرپاش دشت سیاه میخوانیم
صدای زنگ از بالای تپه پیچید. ظهر بود. زیر آسمان پارهپاره، موج فریاد و شادی به گوش میرسید و بقیه داشتند از آزادیای لذت میبردند که زیادی شیرین بود و دل را میزد. در دلش میخواست خبرچین مفلسی را که موتی را لو داده بود پیدا کند، ولی آب شده و رفته بود توی زمین. سرباز که از کینهی کلاوس بو برده بود، فلنگ را بسته بود. «بعداً حسابت رو میذارم کف دستت.» تصمیم داشت در بازی جنگی بعدی با او تسویهحساب کند.
آستینش را وارسی کرد. از حس خالی بودنش لرزید. ترسید طنابهای فضیلتی که به آن بسته بود ربوده شده باشند. «لعنتی، لعنتی، لعنتی.» اما موتی در امان بود. خودش این را تضمین کرده بود. افسر دوبلر وفاداریاش را تأیید کرده بود. بله. همانطور که آقای رئیس زایتس او را از چنگ رهبرش نجات داده بود او هم مادرش را از خطر دور کرده بود. «صلیب لعنتی.» پسرک وقتی یاد چیزی افتاد که انتظار گیندله را میکشید، دچار حالت تهوعی شد که هرلحظه نزدیکتر میشد. «صلیب لعنتی. لعنتی، لعنتی...»
دستهای از مردهایی رنگپریده با چشمهای گرد و تیره در خیابان پیش میآمدند. کلاوس چشمش به نشان «R» دوختهشده بر لباسشان افتاد. خودش را عقب کشید و فکر کرد چند نفر از این کارگران خارجیِ شوارتزنفلد کمونیستند.
فهرست مطالب کتاب
سخنی با خوانندگان
مقدمه
فصل یک: پدر روحانیِ آمریکایی
فصل دو: جمعهی غمانگیز
فصل سه: پسر آلمان
فصل چهار: صلیبشکستهها بر فراز میزبرگ
فصل پنج: سال قیام مادران
فصل شش: نبردهای روزانه
فصل هفت: دولت و کلیسا
فصل هشت: تغییرات در چارچوب
فصل نُه: شک و ایمان
فصل ده: نشانه
فصل یازده: خدا کجاست؟
فصل دوازده: چهرهی شَر
فصل سیزده: ورود آمریکاییها
فصل چهارده: اولتیماتوم
فصل پانزده: شهری در آستانهی فروپاشی
فصل شانزده: به دستان تو میسپارم
نویسنده در اتاق اعتراف
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب بذرپاش دشت سیاه |
| عنوان اصلی | The Sower of Black Field: Inspired by the True Story of an American in Nazi Germany |
| نویسنده | کاترین کخ |
| مترجم | مژده ترک زبان |
| ناشر چاپی | انتشارات دختر آفتاب |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| نخستین انتشار | 2024 |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 336 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-93756-9-3 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۳۳۶,۰۰۰ تومان €6.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها | کتابهای داستان و رمان تاریخی خارجی کتابهای داستان و رمان مذهبی خارجی ادبیات آمریکا برنده جایزه ادبی |
بله




















