اگر فکر میکنید خانوادهی عجیب و غریبی دارید، هنوز با خانوادهی کتاب قصههای من و بچههام: باشکوه به قلم شهرام شفیعی آشنا نشدهاید! خانوادهی قصهی ما در این کتاب با دو نوازندهی قاتل همقطار میشوند، سری به آشپزخانهی یک رستوران میزنند که در آن هیچ چیزی را نمیشویند، آقای برفآبادی بیچاره را راهی بیمارستان میکنند، پسرشان را در پارک گم میکنند و دست آخر هم آنقدر با هم لجبازی میکنند که یکدیگر را فراری میدهند!
دربارهی کتاب قصههای من و بچههام: باشکوه
شهرام شفیعی در کتاب قصههای من و بچههام: باشکوه با همراهی تصویرسازیهای سام سلماسی دوباره ما را با موقعیتهای خندهدار یک خانوادهی غیرعادی مواجه میکند. داستانهای بامزهی این کتاب با سفر خانواده با قطار شروع میشود. آنها مشغول خوردن کیک تولد دخترشان هستند که ناگهان صدای مسافرهای کوپهی بغلی را میشوند که از کشتن آقای آفتابی و آقای خندان حرف میزنند! اما البته که آنها فرار نمیکنند. تازه دو تکه کیک را هم برای قاتلها کنار میگذارند بلکه از کشتنشان منصرف شوند!
در داستان دوم کتاب قصههای من و بچههام: باشکوه، همراه با شهرام شفیعی راهی آشپزخانهی یک رستوران گران و معروف میشویم؛ رستورانی که در آن هیچ چیزی را نمیشویند! سبزیها نشسته آماده میشوند و گوجهها نشسته خرد میشوند و سوپ را دوباره توی کاسههای سوپِ شسته نشده میریزند تا در وقت صرفهجویی شود! داستان سوم این کتاب طنز کودکانه هم دربارهی شلوار آقای برفآبادی است که همه میخواهند برای کمک کردن به او پاچههایش را برایش کوتاه کنند اما عاقبت از شلوار فقط تکهپارههایی غیرقابلاستفاده باقی میماند.

کمیک کودکانهای پر از موقعیتهای بامزه و خانوادگی
گم شدن پسر خانواده، داستان چهارم کتاب قصههای من و بچههام باشکوه را به تلاشی نهچندان موفق برای پیدا کردن او تبدیل میکند و در نهایت هم در آخرین داستان کتاب، قرار است با فامیلها راهی باغ شویم اما انگار به همه قرص «نه» خوراندهاند! هر کسی هر نظری که میدهد دیگری با یک «نه» قاطع با او مخالفت میکند و آنقدر با هم لج میکنند که دست آخر خوشگذرانی کنسل میشود.
این کتاب بامزه از شهرام شفیعی با کلی موقعیتهای خندهدار هم میتواند بچهها را بخنداند و هم به آنها کمک کند تا مهارت خواندن خود را تقویت کنند. پس اگر به دنبال یک کتاب کمیک کودکانه برای فرزندان خود هستید، خرید کتاب قصههای من و بچههام باشکوه انتشارات سیمای شرق را از دست ندهید. اثر پیش رو، بخشی از یک مجموعه داستان چند جلدی کودک با عنوان قصههای من و بچههام است که میتوانید با داستانهای بامزهی آنها کودک دلبند خود را سرگرم کنید.
کتاب قصههای من و بچههام: باشکوه برای شما مناسب است اگر
- کودکی دارید که از خواندن کمیکهای طنز و خندهدار لذت میبرد.
- به دنبال مجموعهای کودکانه هستید که بچههای 3 تا 8 سال بتوانند آن را با تصویرخوانی و بلندخوانی دنبال کنند و کودکان 9 تا 12 سال نیز از طنز و ماجراهای بامزهی آن لذت ببرند.
در بخشی از کتاب قصههای من و بچههام: باشکوه میخوانیم
سرآشپز گفت: «لازم نیست گوجهفرنگیها را بشویی! ما خودمان گوجهفرنگیها را نمیشوییم. تو به جایش، خیارها را نشور!»
تلفنم زنگ زد. عموجان مرا به شام دعوت کرد. نشانی همان رستورانی را داد که تویش بودم! گفتم: «ممنونم. امروز خودم مسموم شدهام. به امید خدا یک بار هم دور هم مسموم میشویم!»
بله



















