«طلاق» رمانی پرکشش و جذاب است که نقطه قوت اصلی آن، تعلیق و غافلگیریهای پیدرپی است. نویسنده با روایت سریع و اطلاعاتی که بهتدریج آشکار میشوند، خواننده را تا آخرین صفحه همراه خود نگه میدارد. بااینحال، شخصیتها بیشتر در خدمت پیشبرد داستان هستند و عمق روانشناختی چندانی ندارند. نثر کتاب نیز ساده و روان است و بیش از آنکه بر زیبایی ادبی تکیه داشته باشد، بر سرعت روایت و سرگرم کردن مخاطب تمرکز میکند. عنوان کتاب کمی گول زننده است یعنی به جای تکیه بر طلاق در باره موضوعاتی مانند: اعتماد، دروغ، فریب، رازهای خانوادگی و چهره پنهان انسانها میباشد. اگر به رمانهایی با پایانهای غیرمنتظره علاقه دارید، این کتاب انتخابی لذتبخش است؛ اما اگر به دنبال اثری با شخصیتپردازی عمیق و ارزش ادبی بالا هستید، ممکن است انتظاراتتان را بهطور کامل برآورده نکند. با تشکر از کتابراه
مثل تمام نوشته های مک فادن این کتابشم عالی بود و مثل بقیه نوشته هایش شخصیت شرور انسانی رو به نقدوبررسی کشانده بود و اینکه چه مسیری باعث نمایش وجه شیطانی انسان میشه وچه چیزهایی باعث سوق به آن سمت، و چه باید کرد و نکرد تا در امان بود از این کشش های خبیثانه و در این کتاب حتی بصورت تلویحانه بازی کثیف مرد را ضروری نشان داد و یا حرکت غیراخلاقی دزدیدن بچه از ماشین پدری که نئشه وبیهوش بود و شاید کسانی باشند که این کار را به چشم نجات اون بچه ببینند و اینکه گاهی حتی قانون هم قادر به کمک و همراهی نیست، مثل برخورد پلیس با والدین واقعیه تدی که ظاهری نامطلوب برای والد بودن داشتند (اعتیاد و سن پایین). و دردهای اینچنانی که خیلی ها درگیرند و نیاز به کمکهای فراتر از قانون دارند، یعنی تامینِ اجتماعی و.....
با سلام و تشکر از موسسه کتا براه در مورد موضوع کتاب این مسأله مطرح میشود که آیا اصولاً بزرگ کردن بچه ای که متعلق به شخص دیگری است کار درست است؟ چنانکه در این کتاب ودر موارد شبیه آن دیده میشود پس از چندین سال زحمت ک والدین دومی برای برای تربیت و بزرگ کردن بچه مثحمل میشوند تازه پدر یا مادر تنی پیدا شده ومیوه رسیده را صاحب میشوند در کتاب طلاق هم از از زمانیکه سر و کله مادر تنی پیدا میشود مادر ناتنی از آنجاییکه عشق وعلاقه مادری به بچه داشت و نمی خواست بچه را از دست بدهد دچار اختلال روحی روانی شده به کارهای نامعقول دست زد. تا آخر داستان آیا بهتر نیست که در نوشته ها راه صحیح ارایه شود تا کار به جرم وجنایت منتهی نگردد.
اگر با دیدن اسم مک فادن دنبال رمانی شبیه خدمتکار هستید، اشتباه میکنید، اما اگر داستان جالب و خواندنی میخواهید به نظرم گزینه خوبی هست، کتاب جالبی بود، شخصیتهای کتاب در عین اینکه برای هم بازی روانی راه میانداختند و به هم حقه میزدند، خودشان هم بازی میخوردند، هرکدام هم از جهاتی حق داشتند، کاراکتر نائومی جالب بود، هم توهم توطئه داشت هم تا حدودی درست فکر میکرد، به نظرم فراموشی هم داشت، تمام گرههای کتاب باز شد فقط خراب شدن ماشین رباتی رو کسی گردن نگرفت.
رمان خوبی بود ولی انقدر رمان های مک فادن شبیه هم شده همون اول میدونستم نایومی یکاری کرده و الان ورق برمیگرده و اینکه همسر نایومی خیلی نامرد بود سر هوا و هوس داشت جدا میشد و سر اخر واقعاد دلم برای نایومی سوخت شخصیت ب ظاهر قالتاق داستان😑خانم مک فادن یذره خلاقیت بیشتر ب خرج بده من عاشق رمان هاتونم حتی رمان چرت یادت هست هم خوندم ولی همون اول دیگه حدس میزنم همه چیو انقدر دارین مثل هم مینویسید😄
با شنیدن اسم فریدا مکً فادن انتظار خواندن کتابی جنایی، معمایی و هیجان انگیز را داریم. این کتاب تقریبا مشابهه کتابهای اولیه نویسنده است که هیجان و غافلگیری زیادی دارد، من دو، سه کتاب اخرش رو نپسندیده بودم و احساس میکردم شاید دیگه دوران اوجش تموم شده، ولی خب این کتاب عالیه و به محض شروع تا پایان کتاب نمیتونید خواندن رو متوقف کنید. ☺️
از فریدا همچین توقعی نداشتم که تا صفحه ی تقریبا ۲٠٠ کتاب نه داستانش کشش داشت و نه هیجان، حتی میتونم بگم خسته کننده هم بود ولی پایان بندیه هیجانیش کرد. به هر حال کلا کارای فریدارو دوست دارم و هر چقدرم کتابش خسته کننده باشه نمیتونم نخونمش😂، چون مطمئنم در انتها یه سورپرایز باحال داره 😳
کتابهای فریدا رو خیلی دوست دارم و مطالعشون بنوعی برام مثل هدیه گرفتن و دلشاد کنندس. اینکه قطب مثبت و منفی قصه با شرح حال گفتنشون صد در صد تغییر می کنه منو بر این فکر وا داشت که هر موجودی برای اقدامات خودش بی شک توجیح منطقی داره. در طول داستان دلم بحال شخصیت مرد داستان می سوخت.
کتابهای زیادی از مک فادن خوندم ولی زیاد با این کتاب ارتباط نگرفتم گاهی اوقات واسه اینکه آخر کتاب جذاب بشه دلیلی نداره اینقدر اغراق اتفاق بیفته ک کل داستان رو تغییر بدن نمیدونم شاید سلیقه من نبود ولی از اونجایی که همه کتابهای مک فادن و دوست دارم خوندمش 😉
این اولین رمانی بود که ازفریدا مک فادن خواندم. پیش از این رمانهای روان شناختی اروین یالوم را خوانده بودم شاید همین امر باعث شد احساس کنم چندان چنگی به دل نمیزند؛ به باور من این اثر اصلا قابل قیاس با رمان وقتی نیچه گریست یا درمان شوپنهاور اروین یالوم نیست. بیشتر برای پر کردن وقت خوب است. چندان حرفی برای گفتن ندارد.
کتاب جالبی بود البته کتابای بهتری هم داره مک فادن ولی این کتابش هم جالب و خواندنی بود جالب تر از همهاش هم قدردانیای بود که آخر کتاب از پدر مادرش کرده بود بخاطر بدترین طلاق تاریخ جهان خدایی نابودشون کرده بود با این قدردانی😄😄😄
خب نمیتونم بگم جز کتابهای عالی مک فادن بود اما در جای خودش کتاب خوبی بود شاید هم دیگه با غافلگیریهای مک فادن عادت کردم و مثل رماتهای اولی که ازش خوندم جا نمیخورم اما در هرحال کتاب سرگرم کننده ای با نثر ساده و روانه که خوندنش رو توصیه میکنم
من از کتاب های فریدا خیلی خوشم میاد چون سرگرم کننده و غافلگیر کننده هستند. از همه مهمتر اینکه هیچکس در دنیا سیاه یا سفید نیست. هیچکس انسان کامل نیست و هر انسانی برای منافع خودش هر کار بدی میکنه و براش هزاران توجیح داره
واقعا نویسنده خلاقیه، واقعا عاشق قلم خانم مک فادن هستم، هر داستان چالش های جدید و البته غافلگیری های جدید بطوریکه حتی اگر همه آثار ایشون رو خونده باشین باز هم آخر داستان قابل حدس نیست، ممنون از کتابراه عزیز
سلام و سپاس از کتاب های خوب تان این کتاب خیلی کتاب جالبی بود. اینکه صداقت نداشتن و دروغ گفتن بالاخره به جایی و یه روزی جلوی خودمان می ایستد و باعث رسوایی ما می شود. حسادت و بد بینی بزرگ ترین دشمن انسان است. 🌺
از این نویسنده انتظار بیشتری داشتم. داستان خوب شروع شد و هیجان و غافلگیری های خوبی داشت ولی پایان خوبی نداشت میتونست خیلی بهتر از اینا تموم میشه.. در هر صورت آدم رو وادار میکنه تا آخر قصه رو بخونه....
دقیقا سبک همیشگی مک فادن بود. برای کسایی که کتاب های فادن رو قبلا نخودن، قابل پیش بینی نست. آخرش کمی غافلگیری داشت. در کل شخصیت های داستان های این نویسنده روان پریش هستند.
در کل مثل بقیه کتاباش هیجان انگیز و جذابه، ولی انگار یکم غیر قابل باور و جسته گریخته بود. داستان خوب بود ولی باید بیشتر روی جزئیات کار میشد تا واقعی به نظر برسه.
خوب بود. مدتها بود کتابای فریدا مثل قدیم به دلم نمینشست. ولی این یکی داستان جذیدتر و بهتری داشت. اون بخش مشکلات زناشویی هم تا وقتی از سمت راوی اول بود جالب و خاص بود
عالی بود مثل همیشه ولی بعضی وقتها بعد از خوندن کتابهای فریدا به خودم میگم میشه به کسی که بهت نزدیکه اعتماد کرد یا نه؟ ترجمه عالی بود با تشکر از کتابراه
مردی با هوشمندی بی رحمانه ای مقدمات طلاقش را فراهم می کنه تا با زنی دیگر ازدواج کنه. همسرش بیکار نمانده و در تدارک ضد حمله است، ولی ناگهان ماجرا بکلی عوض میشه!