جلد کتاب کتاب بهار چشمان تو
۱۰۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب بهار چشمان تو
کتاب الکترونیک
56 صفحه
EPUB
موسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان

برای خواندن کتاب بهار چشمان تو و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب بهار چشمان تو

کتاب بهار چشمان تو داستانی مذهبی درباره‌ی خانواده‌ای روستایی است که با رنج‌ها و دشواری‌های فراوانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. یکی از اعضای این خانواده نابیناست و دیگری بر اثر حادثه‌ای ناچار است تا پایان عمر روی صندلی چرخ‌دار زندگی کند. در میان این همه سختی و اندوه، اعضای خانواده برای ادای نذر، راهی مشهد می‌شوند. اصغر استاد حسن معمار در این داستان ما را به زیارت امام رضا (ع) می‌برد و روایتی از امید، ایمان، کرامات و معجزات منسوب به ایشان ارائه می‌دهد.

درباره‌ی کتاب بهار چشمان تو

محمد به روستا بازگشته است. پنج سال پیش تصمیم گرفت برای یافتن کار و کسب درآمد، از خانواده جدا شود و به شهر برود تا شاید بتواند به درآمد و رفاه خانواده‌اش کمک کند. حالا مادر محمد قرار است فرزند تازه‌ای به دنیا آورد و امروز زمان زایمان اوست؛ روزی که سرنوشت محمد و تمام خانواده برای همیشه دگرگون می‌شود. کتاب بهار چشمان تو نوشته‌ی اصغر استاد حسن معمار، داستانی مذهبی است که ما را با خانواده‌ای فقیر و گرفتارِ مشکلات گوناگون آشنا می‌کند.

مادر محمد دختری به دنیا آورده و خود بر اثر زایمانی سخت، فوت کرده است. دختری که خانواده نام او را زینب می‌گذارند، نابیناست. پدر خانواده عزادار همسرش است و غم و اندوه بر سر خانه سایه افکنده است. مدتی بعد، محمد تصمیم می‌گیرد با دختر قابله‌ی روستا ازدواج کند و سرپرستی زینب را بر عهده بگیرد. کتاب بهار چشمان تو که توسط نشر مؤسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان منتشر شده، روایت‌گر رنج و اندوهی است که خانواده‌ای زحمتکش و روستایی به آن دچار شده‌اند؛ اما قرار نیست این اندوه تا همیشه باقی بماند.

معرفی و دانلود کتاب بهار چشمان تو

برادر محمد و زینب که فقط یک سال از محمد کوچک‌تر است، بیش از حد پرشور و هیجان‌زده است. او نمی‌تواند حضور عطا را در روستا تحمل کند. عطا جوانان روستا را به دام اعتیاد، خلاف و نابودی می‌کشاند. طاهر نیز به سراغ عطا می‌رود و در یک درگیری به او آسیب می‌زند. این واقعه موجب می‌شود پدر عطا، عنایت، از طاهر کینه به دل بگیرد. عنایت برای انتقام آماده می‌شود و بر سر طاهر بلایی می‌آورد که این جوان تا آخر عمر مجبور می‌شود روی صندلی چرخ‌دار بنشیند.

اصغر استاد حسن معمار ما را همراه این خانواده برای ادای یک نذر قدیمی راهی مشهد می‌کند؛ جایی که قرار است زندگی این خانواده برای همیشه دگرگون شود و معجزه‌ای غیرقابل‌باور به سراغشان آید. با خرید کتاب بهار چشمان تو به معجزه و قدرت الهی در شفای بیماران ایمان می‌آورید.

کتاب بهار چشمان تو برای شما مناسب است اگر

  • از خواندن داستا‌ن‌های مذهبی و دینی که کرامات امام رضا (ع) را برای شما نمایان می‌کنند، لذت می‌برید.
  • می‌خواهید با یکی از بهترین داستان‌های خانوادگی در مورد شفای بیماران و معجزات امام رضا (ع)، مواجه شوید.

در بخشی از کتاب بهار چشمان تو می‌خوانیم

خورشید از آن هنگام که سر از افق برمی‌داشت، صورت سرخ خود را رو به زمین می‌گرفت تا نزدیک غروب که نسیم از سوی جنگل حاشیه‌ی روستا می‌وزید و گرما را پس می‌زد و بعد از آن خورشد در غرب آسمان ناپدید می‌شد و ماه و ستاره‌ها همنشین جماعتی می‌شدند که در حیاط خانه‌ها و یا پشت‌بام‌های روستا، سفره‌های نان را پهن می‌کردند. دست‌ها به کار می‌افتاد و لقمه‌های نان، توان تلف‌شده در پای زمین و کوه و جنگل و دشت را دوباره به تن‌های خسته برمی‌گرداند.

محمد در ایوان خانه نشسته، چشم به راه آمدن پدر بود. کنار دستش زینب چهل روزه، چشم‌بسته، به آرامی نفس می‌کشید. نسیم موهای روشن‌اش را به بازی گرفته بود.

خانه بعد از روزهای غم و ماتم کدبانویش، حالا در سکوت به ایامی می‌اندیشید که قدم‌ها و دست‌های زنی را در جای‌جای خود به یادگار داشت: اتاق، حیاط، چاه آب، باغچه، مطبخ و...

صدایی از پشت در آمد: «یاالله!»

پدر بود. چارپاره استخوان، سر به زیر، پا از چارچوب گُذر داد. محمد از ایوان به زیر آمد و پشته‌ی بوته و خار را از او گرفت و کنار تنور گوشه‌ی حیاط گذاشت.
پیرمرد قد راست کرد. نگاهش به در اتاق افتاد.

- زینب...

محمد نشست و قنداق کودک را جلو آورد.

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب بهار چشمان تو
نویسندهاصغر استاد حسن معمار
ناشر چاپیموسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان
سال انتشار۱۴۰۱
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات56
زبانفارسی
شابک978-622-995-856-8
قیمت کتاب الکترونیک
۱۰۰,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان مذهبی ایرانی

کتاب بهار چشمان تو بر اساس قرارداد رسمی با موسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب بهار چشمان تو

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟