معرفی و دانلود کتاب شیفت آلوده
برای دانلود قانونی کتاب شیفت آلوده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب شیفت آلوده
کتاب شیفت آلوده نوشتهی فاطمه معموری در فضای پرتنش و فرسایندهی اورژانس بیمارستان اتفاق میافتد. جایی که پیدا شدن بستهای مرموز همه را به بازیهای خطرناکی میکشاند و پای روابط مشکوک و حتی پروندهی قتلی را به میان میکشد. این داستان کوتاه معمایی و جنایی از یک درگیری ساده آغاز میشود و بهتدریج به ماجرایی پیچیده و تهدیدآمیز تبدیل میشود.
دربارهی کتاب شیفت آلوده
راوی، پرستار بخش اورژانس است. او پس از سالها کار کردن در اورژانس به دیدن درد، خون و بحران عادت دارد. اما یکی از شبها میان دو نفر درگیری اتفاق میافتد. وقتی پیراهن خونی مرد زخمی را درمیآورند، بستهای مرموز به زمین میافتد. این درگیری و پیدا شدن بسته، پای پلیس را به بیمارستان باز میکند. کتاب شیفت آلوده، نوشتهی فاطمه معموری یک داستان معمایی کوتاه است که در شیفت شب اورژانس بیمارستان اتفاق میافتد.
در کتاب شیفت آلوده فاطمه معموری فضای واقعی و پرفشار اورژانس را با حس ناامنی و رازآلودگی ترکیب و یک رمان جنایی معمایی خلق کرده است. این رمان بر فضاسازی تیره، روایت اولشخص، تعلیق مداوم و تمرکز بر اضطرابهای روانی شخصیت اصلی استوار است و حضور بازپرس، رفتارهای مشکوک اطرافیان و دروغهایی که پرستار ناچار به گفتنشان میشود، فضای داستان را هر لحظه پیچیدهتر میکند. انتشارات فروغ سیمرغ چاپ این داستان رازآلود را بر عهده داشته است.
در مجموع، فاطمه معموری یک داستان معمایی جنایی ایرانی با ریتمی پرتنش و فضایی مرموز خلق کرده که مخاطب را قدمبهقدم وارد دنیایی از بیاعتمادی و ناامنی میکند. با خرید کتاب شیفت آلوده انتشارات فروغ سیمرغ از مطالعهی یکی از داستانهای جنایی، رازآلود و پرتعلیق فارسی لذت ببرید.
کتاب شیفت آلوده برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای جنایی و معمایی ایرانی علاقهمندید.
- از داستانهای رازآلود، پرتنش و پرتعلیق با فضایی تاریک لذت میبرید.
در بخشی از کتاب شیفت آلوده میخوانیم
شیفت شب همیشه سخت است. حتی وقتی کسی در آستانه مرگ نیست.
اما امشب سختی از جای دیگری میآمد. از کلمهای که زیر لب گفته شده بود. و از این حقیقت که من حالا دقیقاً وسط ماجرا ایستاده بودم.
هوای مرطوب و خنک شب مثل دستی نامرئی دور گلویم حلقه شده بود.
هر صدای قدم روی کف سرامیکی، هر زمزمهی بیمار، هر بوق مانیتور، آدرنالین را در رگهایم بالا میبرد.
با خودم گفتم: من فقط یک پرستارم. آرام. محافظهکار. اهل نجات، نه دردسر.
اما ظاهراً این شهر، این بیمارستان، و آن شمشهای لعنتی نظر دیگری داشتند.
شیفت شب آرام نبود. حتی سکوتهایی که همیشه برایم آشنا بودند، امشب پر از نشانه بودند-
نشانههایی که خودشان را به من تحمیل میکردند. رفتم سراغ تنها چیزِ ظاهراً آرام آن شب:
کمد.
لیلا بیصدا پشت سرم آمد. گفت: «الان یا بازش میکنی، یا من سکته میکنم.»
بسته را روی میز استریل گذاشتیم. نور سفید بالا سرمان سرد و بیرحم بود. گره را باز کردم. شمشها زیر نور برق زدند. نه مثل زیورآلات- مثل چیزی که برای دیده شدن ساخته نشده.
لیلا نفسش را حبس کرد. شروع کرد شمردن. «یکی… دو… سه…» صدایش پایین بود، اما هیجانش نه.
گفت: «اگه اشتباه نکنم… ما الان داریم به اندازهی چند سال حقوق من نگاه میکنیم.»
گفتم: «کمصدا خوشحال شو. دیوار موش داره، موش گوش داره.»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شیفت آلوده |
| نویسنده | فاطمه معموری |
| ناشر چاپی | نشر فروغ سیمرغ |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 150 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-1634-50-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی ایرانی، کتابهای داستان و رمان ترسناک ایرانی، کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
















