نقد، بررسی و نظرات کتاب اردک، مرگ و گل لاله - ولف ارلبروخ
مهسا اصغری
۱۴۰۵/۰۳/۱۱
00
بسیار کتاب خوب و ارزشمندی بود. از لحاظ روان درمانی برای کودکان یا نوجوان اسیب دیده که عزیزی رو از دست داده و یا نگران از دست دادنش هست، یا نمیتونه مرگ رو بپذیره و ازش میترسه بسیار خوب بود. معمولا نوجوانان در سن بلوغ به مرگ خودشون خیلی فکر میکنن (و این به دلیل تغییرات هورمونی انهاست) و کودکان ۵تا ۱۲ سال به مرگ پدر و مادر شون. بنابراین همه این افراد از مرگ میترسند. این کتاب با به تصویر کشیدن یه اردک بازی گوش که خواننده میتونه خودش رو جای اون بذاره و باهاش همزاد پنداری کنه و مرگی که انقدر لطیف، مهربان و البته مانند یک دوست و محافظ عمل میکنه، باعث میشه که کودک و نوجوان از مرگ نترسن. این کتاب بار منفی روانی و اضطراب مردن رو بسیار کم میکنه و برای نوجوانان بسیار خوب است. تصویر گری بسیار عالی هست. چیز هایی که در متن اشاره شده به صورت کامل تر میشه در تصویر دید. فونت نوشتار بسیار زیبا و جالب بود. امیدوارم از خواندن این کتاب لذت ببرید
این کتاب بیشتر از اینکه راجع به خود مرگ باشه، درباره ی مرگ آگاهیه. اردک داستان جایی از زندگیش متوجه حضور مرگ می شه و با اینکه اولش می ترسه، بعد باهاش دوست می شه و با همراهی مرگ از شنا کردن در برکه یا بالا رفتن از درخت -از زندگی- لذت می بره. این چیزیه که حتی مای بزرگسال هم نیاز به یادآوریش داریم. از این نظر موافقم که خوندن کتاب کودک گاهی برای بزرگسال ها هم خوبه. اما با توجه به موضوع این کتاب، در مورد مخاطب کودک باید گروه سنی در نظر گرفته بشه. تصویرسازی های کتاب به نظر منِ بزرگسال خوب بودن (البته دارم فکر می کنم چرا مرگ برای یه اردک باید به صورت انسان تصویر بشه). مرگ اینجا یه موجود گوگولی و بی خطره با یه شاخه گل دستش که انگار خودشم همراه با اردک کمی زندگی رو امتحان می کنه. دوست داشتم کتاب کمی طولانی تر می بود و ماجراهای بیشتری با هم می گذروندن. ولی به خودم یادآوری کردم شاید برای بچه ها همین حجم کافی باشه.
" من در تمام لحظات زندگی در کنارت بودم، فقط برای احتیاط و اطمینان خاطر "، " کسی چه میدونه آخر خط کجاست "، داستان آروم پیش میرفت اما در عین آروم پیش رفتن، فرصت فکر کردن رو هم پیدا میکردی " واقعا داستان به اردک اشاره میکرد؟ نکنه ما هم سرنوشت اردک رو داشته باشیم " اینها سوالاتی بودن که هنگام خوندن این کتاب به ذهنم خطور کرد. اردکی که اول با مرگ بیگانه و ازش واهمه داشت اما بعد از گذروندن اوقات باهاش و آشنا شدن باهاش، سرنوشت جالبی داشت.
کتاب داستان کوتاهی درباره روبرو شدن یک اردک با مرگ هست که برای کودکان و نوجوانان نوشته شده. انگار یک دید جدیدی به مرگ نشون میده که نسبت به دید فرهنگ ما خیلی متفاوته. یادمه تقریبا ۸ سالم که بود به مدت چند هفته از شدت ترس از مرگ و مسائل مربوط بهش شب ها نمیتونستم بخوابم، سالها بعد تجربه مشابهی از کودکی دوستام هم شنیدیمفکر میکنم اگر اونموقع یک نفر این داستان یا مشابهش رو برامون میخوند اون دوران نمیگذروندیم
جالب و کوتاه بود. نقاشی های زیبایی داشت، محتوا هم درباره ی مرگ و زندگی بود. ترجمه ی روانی داشت. بیشترین چیزی که توجه من رو جلب کرد این بود که اردک پس از آشنایی با مرگ دیگه از اون واهمه ای نداشت و به نظرم دیدگاه نویسنده هم همین بود که پس از آشنایی با مرگ دیگه ترسی ازش وجود نداره و حتی می تونیم مردن خودمون رو هم به راحتی بپذریم. می تونه برای سرگرمی خوب باشه و تا حدودی هم آموزنده هست.
یک کتاب مصور خوب برای کودک و نوجوان. بنظرم برای قشر ۵ تا ۱۲ سال می تونه مفید باشه. برای کودکانی که با مفهوم مرگ دست وپنجه نرم می کنن و براشون در این مورد سوال پیش اومده، گزینهٔ مناسبیه. باعث کم شدن ترس از مرگ و پذیرش حقیقتش، بعنوان یک امر طبیعی و لازم، می شه. کوتاه بودنش هم برای قشر کودک که کم حوصله است و غالباً از مشکل تمرکز رنج می بره، مناسبه.
