نقد، بررسی و نظرات کتاب انجمن فوق سری ساحران - سانگو ماندانا
4.6
26 رای
آرثئا
۱۴۰۵/۰۵/۰۶
10
کتاب خوبی بود. یه فانتزی نسبتا آروم و لطیف که توش میتونستی امنیت و آرامش پیدا کنی و خبری از اضطراب و غم نبود. حتی نگرانی ای که وجود داشت از عشق به کسایی که دوستشون دارن سرچشمه گرفته بود. با وجودی که فانتزی بود و شخصیت اصلی یه ساحره ست ولی به نظرم جامعه ی امروزی رو خیلی خوب به تصویر کشیده مخصوصا وقتی از تفاوت ها و پذیرفته شدن توی جامعه صحبت میکرد. از طرفی خیلی رابطه ی نزدیکی با طبیعت داشت، توصیفاتش خیلی دلچسب بود و منی که عاشق طبیعت و فضاهای دنج و خلوت هستم از تصور ناکجاکده لذت بردم. شخصیت سازی دخترا رو خیلی دوست داشتم؛ رزتا آروم و متین بود، آلتامیرا کنجکاو و شیطون و تراکودا شخصیتی محافظ و شجاع داشت. هر کدوم به نوبه ی خودشون شیرین و دوست داشتنی بودن و فکر میکنم برای بقیه ی افراد خونه یه نور حیات بودن، چیزی که اونا رو به هم پیوند میداد و شاد و سرزنده نگهشون میداشت. شیمی بین جیمی و میکا هم جالب بود با وجودی که جیمی محتاط و در عین حال بدخلق بود با شادابی و انرژی میکا که به همه لبخند می زد تعادل خوبی ایجاد میکرد. یه چیز جالبی هم میخوام بگم که البته ربطی به داستان نداره ولی میکا اسم یه سنگه و این نامگذاری انگار یه پیوند کوچیک بین این شخصیت و طبیعت ایجاد کرده. تازه میکای طلایی خیلی منو یاد ذرات طلایی جادوی ای که میکا مون توصیف میکرد میندازه!
اگه دنبال یک کتاب حال خوب کن با ترجمه ای دقیق و روان و احساسات لطیف هستید قطعا این کتاب رو توصیه میکنم. من از خواندنش لذت بردم. موضوع اصلی کتاب همچنان که از اسمش پیداست، جادوست. مثل کتاب های هری پاتر. ولی اگر هری پاتر را به دریایی از اتفاقات عجیب و حوادث غیر منتظره و هیجانات بیشمار تشبیه کنیم، این کتاب مثل یک چشمه کوچک با خنکی دلچسبش قععا خستگی این روزها را از یاد شما خواهد زدود
خیلی کتاب دوست داشتنی ای بود خیلی خوشحالم که تونستم مدتی رو در ناکجاکده زندگی کنم کتابی ساده بدون پیچیدگی های خاص، پراز امنیت و آرامش سرشار از احساس سرزندگی کتابی بود که به جون آدم میشینه حس خونه به آدم میده حس یه تیکه رول دارچینی وسط پاییز یا یک شربت خنک وسط گرمای تابستون رو به آدم میده به نظرم ارزش یکبار خوندن رو قطعا داره
کتاب در کمال فانتزی بودن حاوی جملات فلسفی و تعقلی فراوانیست. تنهایی انسان یکی از بزرگترین مشکلات عصر مدرنیته و بخصوص جامعه غرب صنعتی امروزز است. اگر یک مقدار عمیقتر بخونید متوجه می شوید. مثلا این جمله: میتونستم بدون اینکه درباره مسائلی که دوست دارم درباره اوناحرف بزنم میتونستم درباره مسائلی که دوست دارم حرف بزنم
