معرفی و دانلود کتاب آدمهایی که مرا میشناختند
برای دانلود قانونی کتاب آدمهایی که مرا میشناختند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب آدمهایی که مرا میشناختند
کتاب آدمهایی که مرا میشناختند، نوشتهی کیم هوپر، داستان زنی است که پس از حوادث 11 سپتامبر با هویتی متفاوت به زندگی ادامه میدهد؛ اما سالها بعد، بحرانی تازه او را به گذشته بازمیگرداند. این کتاب رمانی احساسی، تأثیرگذار و پرکشش است که روایتی از تصمیمهای سرنوشتساز، پیامدهای آن و روبهرویی با گذشتهی خود میگوید.
دربارهی کتاب آدمهایی که مرا میشناختند
امیلی موریس زندگی خوبی دارد؛ او در جوانی با مردی ازدواج کرده که عاشقانه دوستش دارد و زندگی ایدئالی را با او ساخته است. اما بهتدریج زندگیاش از هم میپاشد. او وارد رابطهی دیگری شده و باردار میشود. امیلی که تصمیم دارد ماجرا را به شوهرش بگوید و او را ترک کند، با حادثهی 11 سپتامبر مواجه میشود. کتاب آدمهایی که مرا میشناختند (People Who Knew Me)، نوشتهی کیم هوپر (Kim Hooper)، داستانی است دربارهی زنی که زندگیاش در یازدهم سپتامبر دگرگون میشود.
در کتاب آدمهایی که مرا میشناختند، نوشتهی کیم هوپر، 11 سپتامبر نقطهی عطفی در زندگی امیلی میشود. او از نیویورک به کالیفرنیا میرود، هویتی تازه برای خود میسازد و زندگی جدیدی را آغاز میکند. سالها بعد، زمانی که یک بیماری تهدیدکننده امیلی را با خطر روبهرو میکند، مجبور میشود به خاطر دختر سیزده سالهاش به گذشته بازگردد و به خاطر آیندهی دخترش تصمیمی دشوار بگیرد.

روبهرویی با گذشته در آدمهایی که مرا میشناختند
کتاب آدمهایی که مرا میشناختند، اثر کیم هوپر رمانی اجتماعی و خانوادگی است که به مفهوم هویت و بازآفرینی خود میپردازد. شخصیت اصلی تلاش میکند با ساختن یک زندگی جدید، معنای تازهای برای خودش پیدا کند؛ اما پس از سالها دوباره با اشتباهات گذشتهاش روبهرو میشود. کیم هوپر در این داستان از واقعهی 11 سپتامبر استفاده کرده تا انتخابهای اخلاقی و پیامدهای آنها را پس از یک دگرگونی نشان دهد.
کیم هوپر و خلق روایتی پراحساس و تأملبرانگیز
کیم هوپر در این اثر روایتی واقعگرایانه و بدون قضاوت مستقیم ارائه کرده است. ترکیبی از احساس، تعلیق و تأمل این داستان را از یک روایت ساده متمایز کرده و خواننده را با این سؤال روبهرو میکند که اگر من بجای او بودم چه میکردم. با دانلود کتاب آدمهایی که مرا میشناختند، داستانی گیرا از زندگی زنی خواهید خواند که باید بار دیگر با گذشتهی خود روبهرو شود.
در مجموع، کیم هوپر در این اثر، داستانی عمیق و تأثیرگذار دربارهی انتخاب، پشیمانی، هویت و امید نگاشته است. انتشارات بهپویش این کتاب را با ترجمهی زهرا کوثری منتشر کرده است. با خرید کتاب آدمهایی که مرا میشناختند، داستانی از فراز و فرود زندگی یک زن در دل حوادث بخوانید.
نکوداشتهای کتاب آدمهایی که مرا میشناختند
- به طرز دلنشینی خام و صادقانه... کتاب آدمهایی که مرا میشناختند، مرز باریکی از آسیبهای عاطفی و ناامیدی را در خود جای داده است. دوست داشتن امیلی خیلی آسان است. او هم مثل هر کدام از ماست و برای گرفتن بهترین تصمیمات ممکن تقلا میکند. خانم کیم هوپر به ما یادآوری میکند که کنترل یک توهم است، گذشته هیچ بخششی ندارد و انتخابهایی که میکنیم، به نوبه خود، ما را میسازند. (وال استریت ژورنال)
- خوانندگان درحالیکه مجذوب این داستانِ بهشدت خواندنی میشوند، در مورد موقعیت دشوار امیلی و انتخابهای اغلب نگرانکنندهاش تأمل خواهند کرد. (بوک لیست)
- امیلی شخصیتی ناقص، اما قابلدرک است... این کتاب بهشدت به دوستداران داستانهای زنمحور پیشنهاد میشود. (لایبرری ژورنال)
اقتباس هنری از کتاب آدمهایی که مرا میشناختند
- کتاب آدمهایی که مرا میشناختند در قالب یک درام صوتی و به صورت پادکست تولید و در سال 2023 منتشر شده است. این مجموعه توسط BBC Radio 5 Live و BBC Sounds ساخته و در قالب یک سری 10 قسمتی ارائه شده است. در این اقتباس، روزاموند پایک (Rosamund Pike) در نقش شخصیت اصلی حضور دارد.
کتاب آدمهایی که مرا میشناختند برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای اجتماعی و خانوادگی علاقه دارید.
- از روایتهای زنمحور، درگیرکننده و تأملبرانگیز لذت میبرید.
- موضوعاتی مثل هویت، گذشته و انتخابهای زندگی برایتان جذابیت دارد.
در بخشی از کتاب آدمهایی که مرا میشناختند میخوانیم
یکی از روزها، در محل کارم داشتم در مورد بیماری پارکینسون در وبسایتها جستوجو میکردم و لیستی از گروههای حمایتی دیدم. یک گروه برای کسانی که از بیماران مبتلا به پارکینسون نگهداری میکردند، در منطقهی بروکلین هایتس وجود داشت. پس همان شب که پنجشنبه شب بود و برای دویدن شبانه رفتم، چندین مایل در تاریکی دویدم تا به کلیسای خیابان جِی رسیدم. به دِرو نگفتم که میخواهم به آنجا بروم.
به همراه رهبر گروه، پَم، مجموعاً هفت نفر بودیم. پَم یک زن حدوداً شصتساله بود که معرفیاش تنها دو جمله بود: یک کارمند بازنشسته در بخش خدمات اجتماعی بود و برادرش به پارکینسون مبتلا بود. تازهواردها باید خودشان را به گروه معرفی میکردند، مانند جلسات معتادهای ناشناس.
گفتم: «سلام، من امیلی هستم. مادرشوهرم مبتلا به پارکینسون مرحلهی پنج هست و از ماهِ مِی با ما زندگی میکنه.»
این، تمام چیزی بود که گفتم. به آنها نگفتم که صبحها به دِرو میگویم زودتر از اتاق بیرون برود چون نمیخواستم که با مادرش احوالپرسی کنم. به آنها نگفتم هر بار که جانِت مانند یک درخت مریض در حال افتادن است، بین اینکه او را محکم نگه دارم یا بگذارم زمین بخورد دو دل هستم و کمی فکر میکنم. نگفتم که حتی این فکر به سرم زده که با سازمان خدمات اجتماعی تماس بگیرم و خودم را بهعنوان یکی از همسایهها معرفی کنم و گزارش یک مورد سوءاستفاده و بدرفتاری با یک فرد مُسن را بدهم که مددکارها بیایند و او را ببرند. هیچکدام از اینها را نگفتم چون فکر میکردم که آنها همان چیزی را به من میگویند که دِرو میگفت که کمی احساس همدردی داشته باشم.
همه به من خوشآمد گفتند و بعد به سراغ تازهوارد بعدی رفتند. من با اختلاف سنی بیست سال، جوانترین فرد حاضر در آنجا بودم که باعث شد برای خودم بیشتر احساس تأسف کنم. این اتفاق قرار نبود که حالا برای من اتفاق بیفتد یا برای ما. وقتی که مادرش برای زندگی پیش ما آمد، به دِرو گفتم: «این منصفانه نیست.» شبیه به کسی که به یک بچهی کوچک نابالغ حرف میزند. دِرو به من گفت که اگر در مورد چیزهایی که راهحل دارند شکایت کنم، مفیدتر است. به خاطر این حرف، تا دو روز با دِرو صحبت نکردم.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب آدمهایی که مرا میشناختند |
| نویسنده | کیم هوپر |
| مترجم | زهرا کوثری |
| ناشر چاپی | انتشارات به پویش |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 464 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8258-86-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |
















