معرفی و دانلود کتاب سواران بینام
برای دانلود قانونی کتاب سواران بینام و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب سواران بینام
مردی نقابدار که همه از او میترسند! کتاب سواران بینام نوشتهی محمدرضا زادسرور با این چهره شروع میشود؛ سرداری از دل امپراتوری بیرحم هپگروک که نامش با مرگ و اطاعت کورکورانه گره خورده بود. اما اکنون، همان امپراتوری او را خائن خطاب میکند؛ چرا؟ چون از کشتن یک کودک سر باز زد! از آن لحظه، مرد نقابدار تصمیم میگیرد دیگر ابزار ظلم نباشد. او که روزی بازوی آهنین هپگروک بود، اکنون شمشیرش را علیه همان قدرت میچرخاند.
دربارهی کتاب سواران بینام
محمدرضا زادسرور در کتاب سواران بینام، جهانی میسازد که در آن تاریکی و امید شانه به شانه پیش میروند. مرد نقابدار در تبعیدگاهش، یعنی در اعماق شهر ستمدیدهی کیالا آرامآرام پوست میاندازد. او دیگر آن سردار آهنیندل و مطیع نیست؛ نقابش نه برای ترساندن، بلکه برای پنهان کردن گذشتهای است که حالا از آن شرم دارد. از دل همین تبعید، جرقهی قیامی شکل میگیرد؛ قیامی که هنوز کسی نمیداند رهبرش کیست، اما همه از او با عنوانی تازه یاد میکنند؛ مرد بینام!
کتاب سواران بینام محمدرضا زادسرور، یک فانتزی حماسی است؛ اما نه از آن دست فانتزیهایی که تنها بر نبرد با هیولا و موجودات غیرواقعی تکیه دارند. این رمان، جهان سهگانهای را پیش روی خواننده میگذارد که در آن هر سرزمین زخمی بر تن دارد و هر شخصیت، باری بر دوش. در کنار داستان مرد بینام، روایتهای دیگری نیز آرامآرام قد میکشند. در سرزمینهای دورتر، جنگجویان و شاهزادگانی پا به میدان میگذارند که هر کدام در جستجوی چیزی هستند؛ نجات یک عزیز، حفظ یک سرزمین یا یافتن رازی کهن به نام هورسینور.

سواران بینام به دنبال مرد نقابدار
تمام شخصیتهای کتاب سواران بینام، بی آنکه بدانند، به تدریج به مسیر مرد نقابدار نزدیک میشوند؛ گویی سرنوشت سه سرزمین قرار است در نقطهای مشترک به هم برسد. محمدرضا زادسرور با زبانی تصویری و ریتمی پرکشش، جهانی میسازد که در آن جنگلها نجوا میکنند، رودها حافظه دارند و انسانها گاهی از سایهی خودشان هم میترسند. اما در دل این تاریکی، همیشه روزنهای از نور هست؛ نوری که گاه در چشمان یک کودک، گاه در شجاعت یک جنگجو و گاه در قلب مردی نقابدار پدیدار میشود.
با خرید کتاب سواران بینام محمدرضا زادسرور، قدم به جهانی بگذارید که ظلم در آن ریشه دوانده، اما هنوز جرقههای امید خاموش نشده است. در هر صفحه، ردی از نبرد، سفر، انقلاب و انتخاب دیده میشود؛ انتخابهایی که گاهی یک جهان را نجات میدهند و گاهی یک انسان را.
دانلود کتاب سواران بینام انتشارات موج به تمام دوستداران رمانهای فانتزی و حماسی پیشنهاد میشود؛ چرا که این اثر تنها یک داستان سرگرمکننده نیست؛ بلکه سفری است به دل جهانی که در آن هر انتخاب، هر قدم و هر مکث، معنایی عمیقتر از ظاهرش دارد.
کتاب سواران بینام برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای فانتزی و حماسی علاقهمند هستید.
- از جهانسازیهای گسترده و چندلایه ژانر علمی تخیلی لذت میبرید.
- داستانهای ایرانی با محوریت ظلمستیزی، رهایی و امید در دل تاریکی را میپسندید.
در بخشی از کتاب سواران بینام میخوانیم
فضای قصر پادشاهی پلنسن غمانگیز و ساکت بود. شاه آیریک در تالار اصلی قدم میزد و فکر میکرد. افکار آشفتهی او در تضاد با یکدیگر بودند و مدام به روی هم شمشیر میکشیدند و او را آزار میدادند. خدمتکار لیوانی آب برای او آورد، اما آیریک آن را نپذیرفت. چند روزی میشد که دیگر اشتهایی به خوردن هیچ نوع غذایی نداشت. حتی آب نیز بهراحتی از گلویش پایین نمیرفت.
مرد بلندقامتی که ملبس به زرهی فلزی و نقرهایرنگ بود در حالیکه کلاهخود بزرگش را بهدستش گرفته بود، وارد تالار شد و مقابل پادشاه ایستاد. بسیار خشمگین بود، اما سعی میکرد خودش را آرام نشان دهد. سرش را پایین انداخت و سکوت کرد. پادشاه گفت: «بازم اتفاقی افتاده؟!» مرد از یارانِ ارتشی و بالارتبه بود. بهسختی سخن گفت: «تمام کشور... داره به هم میریزه!... نامههای زیادی از فرمانداران بعضی شهرها به پایتخت رسیده. اونا کمک میخوان. اوضاع ما خیلی بحرانیه!»
آیریک نیز همچون وضع کنونی کشورش به هم ریخت. بهسوی تخت پادشاهی رفت و روی آن نشست. به پشتی تخت تکیه داد و اندیشید. گفت: «فعلاً باید هرچه سریعتر تعداد سربازان شهرهایی رو که به جنگلها نزدیکن دو برابر کنیم.»
«الآن حیوونا فقط توی جنگل نیستن. اونا خیلی غیرعادی و قوی و وحشی شدن و دارن توی کل این سرزمین میچرخن.»
«چرا فکر میکنی من این چیزها را نمیدونم؟... هپگروک حتماً از این ماجرا خبر داره. اگر کل قوای دفاعی رو بین شهرها تقسیم کنیم نمیشه جلوی حملهی ناگهانی اونا رو گرفت. نکنه دوست داری این خاک رو دو دستی تقدیمشون کنم؟!»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب سواران بینام |
| نویسنده | محمد زادسرور |
| ناشر چاپی | نشر موج |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 373 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-6826-18-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی ایرانی |















