برای کسیکه مثل من عاشق اشپری با چاشنی عشق و نفرته خوبه. اما طبق معمول این حسو داشتم که قسمتای احساسی کتاب سانسور شده برعکس توضیحات اشپزیش. که اواخر کتاب رو کسالت بار میکرد. اما از یکبار خوندنش لذت بردم.
رینکو با شکست عشقی از شهر به روستای مادری برمی گرده، و اونجا یک غذاخوری برای خودش راه اندازی می کنه، و سعی می کنه با آشپزی حال خودش و بقیه رو بهتر کنه... کتاب متوسطی بود در مجموع