کتاب زنجان از نگاه سیاحان از دوره تیموری تا قاجار نوشتهی الهام تقوایی راد پژوهشی تاریخی است که با بررسی بیش از پنجاه سفرنامهی خارجی، تصویری زنده از شهر زنجان و شهرهای پیرامون آن ارائه میدهد. این اثر به تاریخ، معماری، اقتصاد و فرهنگ منطقه از نگاه جهانگردان، دیپلماتها و بازرگانان میپردازد و گذشتهی این شهر را از زاویهای متفاوت بازخوانی میکند.
دربارهی کتاب زنجان از نگاه سیاحان از دوره تیموری تا قاجار
کتاب زنجان از نگاه سیاحان از دوره تیموری تا قاجار اثر الهام تقوایی راد بر پایهی بیش از پنجاه سفرنامهی خارجی پژوهشش را شکل داده است. در این اثر، گزارشها و مشاهدات سیاحان اروپایی و عثمانی دربارهی زنجان گردآوری و تحلیل شده تا تصویری چندبعدی از این شهر در فاصلهی زمانی دورهی تیموری تا پایان قاجار ترسیم شود.
در کتاب زنجان از نگاه سیاحان از دوره تیموری تا قاجار، الهام تقوایی راد نشان میدهد که چگونه زنجان به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژهی خود در مسیر ارتباطی شرق و غرب ایران، همواره محل عبور دیپلماتها، بازرگانان و جهانگردان بوده است. این مسافران در سفرنامههای خود از بازارهای پررونق، کاروانسراها، راهها و بناهای شهری سخن گفتهاند و تصویری پویا از زندگی شهری در دورههای تاریخی مختلف ارائه دادهاند.
خرید کتاب زنجان از نگاه سیاحان از دوره تیموری تا قاجار نشر خیزران فرصتی است برای آشنایی با روایتهای کمتر شنیدهشده از تاریخ این شهر؛ اثری پژوهشی که با گردآوری گزارشهای سفرنامهها، تصویری زنده از گذشتهی زنجان ارائه میدهد.
کتاب زنجان از نگاه سیاحان از دوره تیموری تا قاجار برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی رشتهی تاریخ یا ایرانشناسی هستید و به تاریخ شهرهای ایران و روایتهای سفرنامهای علاقه دارید.
- از مطالعهی پژوهشهای تاریخی دربارهی فرهنگ، معماری و زندگی اجتماعی در گذشتهی ایرانزمین لذت میبرید.
- میخواهید زنجان و شهرهای تاریخی اطراف آن را از نگاه جهانگردان و سیاحان خارجی بشناسید.
- به کتابهایی دربارهی تاریخ محلی، جغرافیای تاریخی و تحولات فرهنگی ایران علاقه دارید.
در بخشی از کتاب زنجان از نگاه سیاحان از دوره تیموری تا قاجار میخوانیم
دلاواله در مورد سلطانیه چنین نوشته: «سلطانیه سابقه شهر بزرگی بوده، ولی امروز خرابشده و حتی فاقد حصار است و دیوار قسمت اعظم خانهها نیز به ویرانی گرائیده، به قسمی که اکنون در شهر تعداد زمینهای بایر که در روی آن چادرهای اردو زده شده خیلی بیشتر از تعداد محدود خانههای مسکونی است. اطراف سلطانیه جلگه وسیعی است که در دو طرف آن رشتهکوههای متعددی واقعشده. نام عربی سلطانیه نشان میدهد که این شهر اسلامی است» (همان، 328). با توصیفی که وی از سلطانیه نموده متوجه میشویم که ویرانی که توسط تیمور بر این شهر عارض شده تا اواسط دوران صفوی نیز پابرجا بوده است و این شهر در واقع دیگر هیچ وقت آن شکوه و جلال روزگار ایلخانی را به دست نیاورده هرچند که در دوران قاجار به علت استفاده از شهر به عنوان ییلاق شاهی اوضاع کمی بهتر شد ولی عظمت آن شهر هیچ وقت دیگر احیا نشد.
دلاواله از پیشینه شهر و ساخت او و آنچه در بناهای سلطانیه دیده در سفرنامهاش منعکس نموده از جمله چنین آورده است «سلطانیه یعنی شهری که از طرف سلطان ساختهشده و بهطوریکه ایرانیها میگویند و من نیز باور میکنم یکی از سلاطین این مسجد را ساخته است و طبق آنچه متولی مسجد به من گفت وی همان پادشاه تاتاری از نژاد ازبک بوده است؛ که سلسلهاش سالها در این نقاط حکومت میکرده و سلطان محمد خدابنده نام داشته و اکنون نیز در همین مسجد به خاک سپردهشده است روی دیوارهای مسجد و بر سر دربها و نقاط دیگر آن به خط عربی چیزهایی نوشته شده که نمیدانم ترکی یا عربی یا فارسی است ولی مطابق آنچه متولی گفت حتی تاریخ بنا را هم از روی این نوشتهها میتوان فهمید و اگر اشتباه نکنم این مسجد سیصد سال پیشساخته شده است؛ و نوشتهها نیز دلالت بر آن دارد.
بله

















