در کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری) اثر فراموشنشدنی جی. کی. رولینگ و کتاب نامزد جایزهی هوگو، قرار است سرنوشت هری پاتر را در سال سوم از حضور در مدرسهی جادوگری دنبال کنیم. در جلد سوم از سری داستانهای فانتزی هری پاتر، قهرمان نوجوان داستان بار دیگر درگیر وقایعی غیرمنتظره و پرجنجال میشود؛ ماجراهایی که قرار است سرنخهای مهمی دربارهی گذشتهی خانوادهاش به دست هری بدهند.
دربارهی کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری)
اکنون بیش از دو سال از روزی که هری پاتر برای اولینبار پای خود را به مدرسهی فنون جادوگری گذاشت میگذرد. پسر نوجوان و قهرمان محبوب سری داستانها تخیلی جی. کی. رولینگ (J.K. Rowling) حالا رسماً دانشآموز مدرسهی هاگوارتز است و پس از گذراندن تابستان باید دوباره راهی ایستگاه قطار شود. البته این به این معنی نیست که او قرار است تعطیلات بیدردسری داشته باشد. باید کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری) (Harry Potter and the Prisoner of Azkaban) را بخوانید تا از ادامهی ماجرا سر در بیاورید.

اگر هری پاتر را بشناسید حتماً با تنها اعضای خانوادهاش یعنی خاله، شوهر خاله و البته پسرخالهی خپل و ازخودراضی او نیز آشنا هستید. البته خانوادهی درزلی ابداً هری را عضوی از خود نمیدانند و راستش چندان هم از بازگشت او به خانه راضی نیستند. در قسمت قبل از این مجموعه داستان فانتزی با تلاشهای جانفرسای هری برای خلاصی از دست درزلیها همراه شده بودید. حالا در داستان هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری) قرار است ادامهی ماجراهای هری را پس از بازگشت به این خانه و رویارویی دوباره با اهالی بدجنس آن دنبال کنید.
داستان مصور هری پاتر؛ هدیهای برای هاگوارتزیها
در بین طرفداران ادبیات تخیلی و بهویژه خوانندگان نوجوان داستانهایی جادویی، مجموعهی هری پاتر جی. کی. رولینگ تاریخ انقضایی ندارد. فرقی نمیکند چه زمانی، کجا و در چه سن و سالی سراغ این کتاب بروید؛ در هر صورت به محض باز شدن صفحات اسرارآمیز کتاب به دل یک دنیای پرماجرا و سراسر هیجان و توطئه و آشوب پرتاپ خواهید شد. تصویرسازیهای تماشایی کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری) نشر پرتقال، یک چاشنی لذیذ برای این سفر سحرانگیز خواهد بود.
اوضاع هری پاتر در خانهی درزلیها آنطور که باید خوب پیش نمیرود. البته هری پیش از این هم انتظار نداشت که استقبال چندان گرمی از او به عمل بیایید، اما در هر صورت فکرش را نمیکرد که آشنایی با خواهر عمو ورنون یعنی عمه مارج او را گرفتار دردسرهای بزرگی کند و قدرتهای جادوییاش را بیدار سازد. به این ترتیب وقایع غیرمنتظرهی داستان هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری) یکی پس از دیگری از راه خواهند رسید. میدانید که جادو در خانهی درزلیها نابخشودنیترین گناه دنیاست. پس میتوانید حدس بزنید که ادامهی ماجراهای هری را باید جایی غیر از خانهی آنها دنبال کنید.
وقتی خبر فراری شدن یک زندانی خطرناک به نام سیریوس بلک دست به دست میشود، دیگر هری نمیتواند از اتفاقات جادویی بعدی در ماجراهای جی. کی. رولینگ پا پس بکشد؛ مخصوصاً وقتی که به ارتباط این زندانی فراری با سرنوشت خانواده و مرگ مرموز پدر و مادرش پی ببرد. دانلود کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری) شما را به سرشتهی بعدی حوادث این رمان نوجوان پیوند خواهد داد. این کتاب با تلاش نشر پرتقال به دستتان رسیده و ترجمهی خوب آن نیز کاری از آرزو مقدس است.
جوایز و افتخارات کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان
- برندهی جایزهی لوکاس
- برندهی جایزهی برام استوکر
- نامزد جایزهی هوگو
- بهترین کتاب کودکان کلرادو
- جایزهی نستله بوک
اقتباس سینمایی از کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان
- مجموعه سینمایی هری پاتر شاهکاری فراموشنشدنی با اقتباس از سری داستانهای جی. کی رولینگ است. هری پاتر و زندانی آزکابان، سومین قسمت از مجموعه هری پاتر توسط آلفونسو کوارون کارگردانی شده و طرفداران آن ماجرای فیلم را با بازی فراموشنشدنی ستارههایی مثل دنیل رادکلیف، اما واتسون به یاد میآورند.
کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری) برای شما مناسب است اگر
- به دنبال یک تجربهی متفاوت از مرور داستانهای خیالی جی. کی. رولینگ با حضور تصویرسازیهای جادویی هستید.
- خود را طرفدار پروپاقرص داستانهای فانتزی و ماجرایی میدانید.
در بخشی از کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان (نسخه تصویری): کتاب سوم مجموعه هری پاتر میخوانیم
استن از اتوبوس پایین پرید و در پیادهرو کنارشان ایستاد. هیجانزده گفت: «نویل رو به چه اسمی صدا کردین جناب وزیر؟» فاج مردی چاق و قدکوتاه بود که شنلی بلند و راهراه به تن داشت. هم خسته به نظر میرسید و هم انگار سردش بود. اخمهایش در هم رفت و تکرار کرد: «نویل؟ این هری پاتره.» استن با فریاد شادی گفت: «میدونستم! ارن! ارن! اگه گفتی نویل کیه ارن! هری پاتره! دارم جای زخمش رو میبینم!» فاج با خلق تنگ گفت: «بله. خب، خیلی خوشحالم که اتوبوس شبسوار هری رو سوار کرده ولی حالا باید با من بیاد توی دیگ سوراخ ...» فاج دستش را محکمتر روی شانهی هری فشار داد و هری حس کرد دارد هلش میدهد سمت ورودی دیگ سوراخ.
بله


























