کتاب فراسوی عقل سرد اثر جرج لیکاف و مارک ترنر، استعاره را بهعنوان اصلیترین ابزار اندیشهی بشری معرفی میکند. استعاره در تمام جنبههای زبان و تفکر حضور دارد و به بخشی جداناپذیر از تجربهی روزمرهی انسان تبدیل شده است. این کتاب به خوانندگان میآموزد که چگونه ذهن ما با استفاده از ساختارهای استعاری، دنیای پیرامون را درک میکند و واقعیتهای ذهنی خود را از دادههای دریافتی میسازد.
دربارهی کتاب فراسوی عقل سرد
کتاب فراسوی عقل سرد (More than Cool Reason) نگاهی نو به زبان و ادبیات ارائه میدهد و استعارهی مفهومی را ابزار اصلی تفکر انسان میداند. جرج لیکاف (George Lakoff) و مارک ترنر (Mark Turner) نشان میدهند که ذهن برای فهم مفاهیم انتزاعی از تجربههای عینی مانند بدن، فضا و اشیاء استفاده میکند. شاعران نیز بر همین ساختار شناختی مشترک تکیه دارند و با گسترش استعارههای رایج، تجربهای تازه از مفاهیم آشنا میسازند. این کتاب توضیح میدهد که قدرت شعر در توانایی شاعر برای ترکیب و بسط همین الگوهای ذهنی نهفته است.
اگر برایتان سوال است که «عقل سرد چیست»، لیکاف و ترنر در کتاب فراسوی عقل سرد توضیح میدهند که این تعبیر اشاره به این باور رایج دارد که عقل کاملا عینی، بیطرف و جدا از استعاره عمل میکند؛ درحالیکه از نظر آنها حتی تفکر منطقی نیز بر استعارههای مفهومی استوار است. از همین رو، عنوان کتاب نیز جنبهای انتقادی دارد و این تصور سنتی را به چالش میکشد که میان عقل، احساس و تخیل مرزی قطعی وجود دارد.
نقش استعارهی مفهومی در شکلگیری تفکر و زبان
در کتاب فراسوی عقل سرد جرج لیکاف و مارک ترنر، مکانیسمهای خلق استعارههای شاعرانه با دقت علمی بررسی میشود. نویسندگان فرآیندهایی نظیر بسط، ترکیب و پرسش را معرفی میکنند که شعرا به کمک آنها، استعارههای روزمره را به سطح هنرِ والا میرسانند. برای مثال، وقتی شاعری یک مفهوم انتزاعی مانند زمان را در قالب حرکت یک موجود زنده توصیف میکند، در حال استفاده از یک نگاشت شناختیِ خاص است که در ذهن تمام انسانها به شکلی مشابه فعال میشود. کتاب با تکیه بر این تحلیلهای دقیق، ثابت میکند که درکِ شعر، مستلزمِ شناخت عمیق ساختارهای مفهومی مشترکی است که جهانبینی ما را میسازند.

بخش مهمی از این پژوهش به بررسی زنجیرهی کلان هستی یا زنجیرهی بزرگ اختصاص دارد. این طرحوارهیِ کلان، سلسلهمراتب هستی را از انسان تا جانوران و گیاهان و اشیاء تبیین میکند. نویسندگان نشان میدهند که شاعران با استفاده از این نظام، ویژگیهای انسانی را به عناصر طبیعت نسبت میدهند و اینگونه، پیوندی معنادار میان انسان و جهان پیرامون برقرار میسازند. این تحلیلها، ابزاری قدرتمند به منتقدان ادبی میدهد تا با نگاهی علمی، دلایل تاثیرگذاری آثار کلاسیک و مدرن را واکاوی کنند. کتاب فراسوی عقل سرد ترجمه مونا بابایی یادآور میشود که عقل و خیال هر دو در بسترِ استعارههای شناختی واحدی ریشه دارند.
خرید کتاب فراسوی عقل سرد انتشارات نویسه پارسی فرصتی است برای ورود به دنیای تازهای از زبان، شعر و شیوهی کارکرد ذهن. نگاهی که هم برای علاقهمندان ادبیات جذاب است و هم برای کسانی که به شناخت عمیقتر سازوکارهای تفکر انسانی اهمیت میدهند. این کتاب میتواند زاویه دید شما را نسبت به استعارهی مفهومی و حتی شیوهی درک واقعیات تغییر دهد و تجربهی خواندن شعر و متن را برایتان عمیقتر و آگاهانهتر سازد.
نکوداشتهای کتاب فراسوی عقل سرد
- در کتاب جسورانه و قدرتمند فراسوی عقل سرد، جرج لاکوف و مارک ترنر با تلاش برای تبیین استفاده از استعارهی مفهومی نشان میدهند که ذهن ما چگونه جهان را درک میکند. آنها چیزی کمتر از یک درک پستمدرن از شعر ارائه نکردهاند؛ روشی تازه برای خواندن و آموزش که دوباره به شعر اهمیت میبخشد. (نورمن هالند، دانشگاه فلوریدا)
- نویسندگان با نشان دادن اینکه استعاره هرگز واقعاً از زندگی ما نرفته، دوباره آن را به زندگیمان بازمیگردانند. ما فقط یاد گرفتهایم طوری صحبت کنیم که گویی استعاره از ابتدا وجود نداشته است؛ انگار نقشههای آبوهوا واقعیتر از نفسِ پاییزی هستند؛ و انگار، در همین راستا، عقل واقعاً سرد است. هر چیزی که میگوییم، همان موضوعی است که این کتاب برای هر خوانندهی دقیق و هوشیاری قصد شفافسازیاش را دارد. (هیو کنر، منتقد ادبی و استاد دانشگاه کانادایی)
کتاب فراسوی عقل سرد برای شما مناسب است اگر
- به فهم عمیقِ زبان، شعر و ادبیات علاقه دارید.
- به علوم شناختی و سازوکارهای ذهنی علاقهمندید.
- میخواهید نقش استعاره را در زندگی روزمره بهتر درک کنید.
- به نظریههای جرج لیکاف و مارک ترنر در حوزهی زبانشناسی شناختی علاقه دارید.
- به دنبال کتابی در حوزهی نقد ادبی یا زبانشناسی هستید.
در بخشی از کتاب فراسوی عقل سرد: راهنمای تخصصی استعاره شعری میخوانیم
واقعیت عینی از هرگونه فهم انسان مستقل است، یعنی «مستقل از ذهن» پنداشته شده است. درنتیجه، گزارههای زبان قراردادی معمول ازنظر عینی صادق یا کاذباند. بر اساس عقیدۀ «معنای حقیقی» درستی نظریۀ معنای «حقیقی» مسلّم است. در آن نظریه کاربرد اصطلاح «حقیقی» دربارۀ الفاظی است که تمام شروط یک و دو و سه را برآورده کنند. با فرض این نظریه، کلّ زبان قراردادی معمول «زبان حقیقی» خوانده میشود و تصور بر این است که این زبان شروط دو و سه را نیز برآورده میکند.
نظریۀ معنای حقیقی نتایج مستقیم معینی دارد: نخست، زبان قراردادی معمول بههیچروی استعاری نیست. دوم، تمام مفاهیمی که با زبان قراردادی معمول بیان میشوند باید ازنظر معنایی مستقل باشند و بههمیندلیل استعاری نیستند. این امر مطابق با نگرشی فلسفی است: تمام مفاهیم ما انعکاس واقعیت عینیاند و ازینرو، امکان ندارد استعاری باشند.
ما استدلال خواهیم کرد نظریۀ معنای حقیقی که مفهوم «حقیقی» بر اساس آن تعریف شده است بر اساس زمینههای تجربیمان، نادرست است و بعد، نشان خواهیم داد که مفهوم مرسوم معنای حقیقی برای صحبت دربارۀ زبان واقعی مناسب نیست.
دو ادعای ضمنی دیگر نیز در توصیف مفهوم «معنای حقیقی» گنجانده شده است که میشود ازنظر تجربی آنها را آزمود: 1. ادعای استقلال، بر اساس این ادعا تمام الفاظی که شرط یک را برآورده میکنند شرط دو را نیز برآورده میکنند. 2. ادعای عینیتگرایی، بر اساس این ادعا تمام الفاظی که شرط یک را برآورده میکنند شرط سه را نیز برآورده میکنند. خود مفهوم معنای حقیقی تنها درصورتی معنی دارد که این دو ادعای ضمنی درست باشند.
بله
















