کتاب استراتژی قدرت فرهنگی چین نوشتهی گوآجین نینگ، فرهنگ را نه بخشی حاشیهای، بلکه یکی از پایههای اصلی قدرت ملی میداند. نویسنده نشان میدهد که رشد اقتصادی، توان نظامی و نفوذ سیاسی، بدون پشتوانهی فرهنگی، اثربخشی لازم را ندارد. از این دیدگاه، قدرت فرهنگی چین باید هم انسجام جامعه را تقویت کند، هم تصویری اثرگذار از این کشور در جهان بسازد و هم زمینهی احیای ملی را فراهم آورد.
دربارهی کتاب استراتژی قدرت فرهنگی چین
از مسائل محوری که گوآجین نینگ (Jianning Guo) در کتاب استراتژی قدرت فرهنگی چین (Strategy for Building a Culturally Strong China) به آن میپردازد، بررسی سیاست فرهنگی چین در پیوند با ساختار سوسیالیستی است. نویسنده توضیح میدهد که در چارچوب حزب کمونیست چین، فرهنگ وظیفه دارد ارزشهای مشترک را گسترش دهد، اعتماد فرهنگی را ترویج کند و میان جامعه، سیاست و ایدئولوژی سوسیالیسم چینی پیوند برقرار کند.
در نتیجهی رویکردی که گوآجین نینگ از آن صحبت میکند، فرهنگ دیگر صرفا وسیلهای برای معرفی هنر و تاریخ نیست؛ بلکه ابزاری برای حفظ ثبات اجتماعی، تقویت مشروعیت سیاسی و افزایش نفوذ بینالمللی به شمار میرود. نویسنده نه کنار گذاشتن سنت را میپذیرد و نه بازگشت تقلیدی به گذشته را. راه پیشنهادی او، حفظ میراث فرهنگی چین همراه با بازآفرینی و نوآوری است.
خرید کتاب استراتژی قدرت فرهنگی چین، به شما نشان میدهد که چگونه فرهنگ میتواند از یک سرمایهی تاریخی به ابزاری راهبردی در سیاستگذاری ملی تبدیل شود. این اثر برای شناخت نگاه رسمی و راهبردی چین به فرهنگ، هویت ملی و سیاستگذاریهای کلان اقتصادی و اجتماعی، بسیار کمک کننده است. این اثر توسط نرگس طبری شاهاندشت به فارسی ترجمه شده و انتشارات بینالمللی الهدی آن را منتشر کرده است.
کتاب استراتژی قدرت فرهنگی چین برای شما مناسب است اگر
- به نقش فرهنگ چین در سیاستگذاریهای کلان و افزایش قدرت ملی علاقهمندید.
- در پیشناخت رابطهی حزب کمونیست چین با فرهنگ، ایدئولوژی و ارزشهای اجتماعی هستید.
- به چگونگی حفظ و بازآفرینی میراث فرهنگی چین در رسانههای نوین امروزه توجه دارید.
در بخشی از کتاب استراتژی قدرت فرهنگی چین میخوانیم
در برنامه پنجساله دوازدهم کشور، برای نخستین بار بهصورت رسمی بر ضرورت تبدیل صنعت فرهنگ به یکی از ارکان اصلی اقتصاد ملی تأکید گردیده و این حوزه به جایگاهی بیسابقه ارتقا یافته است. با این حال، سهم کنونی صنعت فرهنگ از تولید ناخالص داخلی تنها حدود 2.5 درصد است که بیانگر ظرفیت بسیار بالای این حوزه برای رشد و توسعه در آینده است. در دورانی که علم و فناوری با شتابی کمنظیر در حال پیشرفت هستند، توسعه صنعت فرهنگ ناگزیر باید بر محور علم و فناوری استوار گردد. «تولید محصولات فرهنگی مسیری طولانی را پیموده است؛ از مراحل اولیه، مانند کارهای دستی و روایتهای شفاهی، تا استفاده از فناوریهای پیشرفتهای همچون فیلم و تلویزیون، لیزر و فناوریهای ماهوارهای. فرایند پیشرفت فناوری، نه تنها مسیر تکامل تولید محصولات فرهنگی را نشان میدهد، بلکه بهخوبی پیوندها و تحولات متقابل میان تولید محصولات فرهنگی و فناوریهای علمی را بهوضوح به تصویر میکشد.»
صنعت فرهنگ از همان آغاز، با پیدایش علم و فناوری شکل گرفت و همراه با توسعه آن پیشرفت کرد. در سال 1450، یوهانس گوتنبرگ با اختراع چاپ با حروف سربی، صنعت نشر کتاب را پایهگذاری کرد. در سال 1877، توماس ادیسون با اختراع فونوگراف، زمینه شکلگیری صنعت ضبط صدا و تولید لوحهای موسیقی را فراهم آورد. در سال 1895، برادران لومیر در فرانسه با اختراع سینماتوگراف، آغازگر صنعت فیلمسازی شدند. در سال 1925، جان لوگی بِرد تلویزیون را اختراع کرد و در سال 1936، نخستین پخش رسمی تلویزیونی در لندن انجام شد؛ از آن زمان، تلویزیون به خانههای مردم راه یافت و زندگی روزمره را متحول ساخت.
بله

















