خود را دوست بدارید که این تنها راه نجات شماست. وقایعی که در دوران کودکی برایتان رخ دادهاند، بزرگسالی شما را تحت تأثیر خود قرار میدهند و به چالشی درونی بیپایان دچار میشوید. کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود نوشتهی ماریا کلارک به ما نشان میدهد که چگونه باید از تروماهای دوران کودکی خود عبور کنیم و از طریق مدیتیشن و عشقورزی به خود، به چرخهی آسیبزای تروماها پایان دهیم.
دربارهی کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود
کابوسهایی که حتی نمیدانیم در چه ریشه دارند و از کجا به ذهن و روح ما نفوذ کردهاند، به نقطهای گمشده و فراموششده در دوران کودکیمان بر میگردند. بسیاری از خاطرات تلخ ایام خردسالی، پس از گذشت چندین سال و رسیدن ما به سنین بزرگسالی کمرنگ میشوند، اما اثر خود را بر ناخودآگاه ما حفظ میکنند و اجازه نمیدهند به سلامت روحی و روانی نزدیک شویم. کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود (Healing Your Wounded Inner Child) نوشتهی ماریا کلارک (Maria Clarke) به ما نشان میدهد که چگونه باید از تروماها و خاطرات تلخی که از دوران کودکی برایمان به یادگار ماندهاند، عبور کنیم.
وقایعی چون همچون مرگ والدین؛ مورد آزار یا تجاوز جنسی قرار گرفتن؛ جنگزدگی؛ تجربهی طرد و تحقیر؛ مهاجرت و... . تجربهی این وقایع بسیار ناگوار موجب میشود تا در سن بزرگسالی هم نتوانیم حس اعتماد و عشق را تجربه کنیم و همیشه احساس ترس و ناامنی با ما همراه باشد. ماریا کلارک در کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود به ما کمک میکند تا بتوانیم روح و روان خود را نجات دهیم و از تروماهای خود عبور کنیم.
آسیبهای کودک درون خود را ترمیم کنید
هر کودکی تروماها و آسیبهای روحی منحصربهفرد خود را دارد. بعضی اوقات تروماهای مشابه، آسیبهای روانی متفاوتی را برای کودکان پدید میآورد؛ مثلاً اگر فردی در سنین کودکی خود، با حس طرد شدن و نادیده گرفته شدن مواجه شود، ممکن است در بزرگسالی به «تایید شدن» نیازمند و به «مهرطلبی» مبتلا شود، در چنین حالتی، فرد برای اینکه دیگران او را تأیید و تحسین کنند، حاضر است هر کاری انجام دهد؛ از طرفی دیگر احساس تأییدطلبی میتواند فرد را به حس ترس همیشگی دچار و کهنالگوی «کمتوان» را در او بیدار کند.
ماریا کلارک در کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود، ما را با چهار نوع دلبستگی که در دورهی کودکیمان ریشه دارند و میتوانند زندگی عاطفی و خانوادگی بزرگسالی ما را دگرگون کنند، آشنا میکند: 1. ایمن - 2. ناایمن - 3. اجتنابی - 4. دوسوگرا. از این چهار حالت، فقط در دلبستگی ایمن، به روح و روانمان آسیب وارد نمیشود و در آن سه حالت دیگر، به روابط سمی، ویرانگر و آسیبزا دچار خواهیم شد. افراد برای اینکه به این آسیبها دچار نشوند، باید روند درمان خود را آغاز کنند و نخستین قدم در درمان، پذیرش است. پذیرفتن وقایعی که برای ما رخ داده، میتواند سطح اضطراب و استرسمان را کاهش دهد و از درگیری دائمی درونی، حفظ کند.
برای به آرامش رسیدن راههای گوناگونی وجود دارد که از آنها میتوان به یوگا، موسیقی درمانی، رایحه درمانی و... اشاره کرد. کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود به مخاطبان کتاب حاضر نشان میدهد که بهترین راه برای عبور از تروماهای دوران کودکی، «محبت کردن به خود» است. کسی که بتواند به خود عشق بورزد، دیگر به تایید شدن همیشگی از سوی دیگران و مورد تحسین قرار گرفتن نیازی ندارد. ماریا کلارک کوشیده است در کتاب روانشناسی درمان کودک درون آسیب دیده خود، ما را از خاطرات تلخمان عبور دهد و به خوشبختی برساند.
کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود با ترجمهی فاطمه سلیمانی در انتشارات زرین اندیشمند چاپ شده است.
کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود برای شما مناسب است اگر
- در دوران کودکی خود با تروما و آسیب بزرگی روبهرو شدهاید و تأثیر آن حوادث هولناک را همچنان بر روح و روان خود حس میکنید.
- میخواهید به آرامش درونی برسید و از تجربههای تلخ گذشته عبور کنید.
- به روانشناسی و بررسی تأثیر خاطرات دوران کودکی بر بزرگسالی علاقه دارید و بهدنبال راهکاری برای درمان تروماهای دورهی کودکی هستید.
در بخشی از کتاب درمان کودک درون آسیب دیده خود: برای غلبه بر آسیبهای گذشته، رها شدن از آن و به دست آوردن ثبات عاطفی میخوانیم
چندین کهنالگوی کودک آسیبدیده وجود دارد. شما میتوانید یک یا چند مورد از موارد زیر را دنبال کنید: بلندپرواز: این کهنالگو از طریق موفقیت خود دارای حس ارزش و تصدیق است. آنها از تأیید دیگران بهعنوان مکانیزم مقابله باعزت نفس پایین و ارزش خود استفاده میکنند و تنها از طریق دستاوردهای خود احساس دوستداشتن خواهند کرد.
کمتوان: آنها خود را حفظ میکنند و اغلب میترسند پتانسیلهای خود را به کار ببرند، زیرا از ترس انتقاد یا شرمساری برای شکستهای احتمالی میترسند. این کهنالگو از ترس طردشدن از درگیری عاطفی با دیگران میترسد، بنابراین اغلب از تلاش اجتناب میکنند. آنها امنترین مخفیگاه را احساس میکنند؛ مانند گل دیواری که هیچکس آن را نمیبیند.
مراقب: آنها معمولاً محصول یک تربیت وابسته هستند و با غفلت از اینکه نیاز به مراقبت از دیگران دارند، احساس هدف و هویت دارند. این کهنالگو در این توهم است که تنها در صورتی مورد محبت قرار میگیرند که دیگران را تأیید کنند و از آنها مراقبت کنند و درعینحال از خود و نیازهای خود غافل شوند.
محافظ: بهعنوان راهی برای درمان آسیبپذیریهای شخصی، معمولاً در دوران کودکی، این کهنالگو در پیگیری کمک و درمان دیگران بیامان است. آنها دیگران را ناتوان، درمانده و وابسته میبینند و بهخاطر کنترل امنیت و خوشبختی دیگران احساس میکنند که مورد عشق و علاقه هستند. آنها فکر میکنند تنها با کمک به حل مشکلات دیگران و تمرکز بر مشکلات آنها مورد محبت قرار میگیرند.
بله






















