«اینقدر نرو تو گوشی دایناسور کوچولو!»... کتاب داسی رفته تو گوشی! نوشتهی ناصر کشاورز ، قصهی کودکانهی مصور و رنگارنگی است که با محوریت شخصیت اصلی آن که یک بچه دایناسور سبز است، حفظ تعادل در...
«وقتی شیشه میشکنه نباید از جات تکون بخوری دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب پارچ شیشهای ، با قصهای مصور و رنگارنگ به بچهها یاد میدهد که چطور مراقب خودشان باشند و وقتی شیشهای در...
«مراقب خودت باش دایناسور کوچولو!»... کتاب پارک دایناسوری نوشتهی ناصر کشاورز ، داستان دیگری از مجموعهی داسی دایناسی است که مفهوم مراقبت از خود را به بچهها یاد میدهد. این کتاب مصور و...
«باید یاد بگیری خودت تنهایی حموم کنی دایناسور کوچولو!»... کتاب داسی و حمام نوشتهی ناصر کشاورز ، قصهای کودکانه و جذاب است که به بچهها تنهایی حمام کردن را یاد میدهد. داسی دایناسی، دایناسور...
«آب همونقدر که قشنگه خطرناک هم هست دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب داسی ماهی ، قصهای دیگر از دایناسور کوچولوی سبز دوستداشتنی، یعنی داسی دایناسی را روایت میکند. این کتاب مصور و...
«برق خیلی خطرناکه دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب سوراخهای برقدار ، داستان روزی را تعریف میکند که نزدیک بود به خاطر اشتباه داسی دایناسی، خانهشان آتش بگیرد! این قصهی مصور آموزنده،...
«شیر آب را باز نگذار دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب شیر آب شرشری ، ما را با دایناسور کوچولوی سربههوایی به نام «داسی دایناسی» آشنا میکند که نمیداند باید مواظب مصرف آب...
«بچهی خوب اسباببازیهاش رو با دوستاش تقسیم میکنه دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب دوناسی، مهمان داسی ، قصهی کودکانهای را برای بچهها روایت کرده که با کمک شعر و تصاویر رنگارنگ،...
«تلاش کردن خیلی خوبه دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب داسی خواننده میشه! به سراغ ماجرای روزی رفته که داسی، این دایناسور سبز کوچولو، تصمیم میگیرد خواننده شود و نواختن سازهای مختلف را...
«مراقب سوزن باش دایناسور کوچولو!»... کتاب جوراب پاره نوشتهی ناصر کشاورز ، ماجرای یک دایناسور سبز بازیگوش به نام داسی است که تصمیم میگیرد در دوختن جوراب پارهاش به مامانش کمک کند؛ اما چون...
«نباید خودت موهایت را کوتاه کنی دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب موهای جنگلی ، قصهای دیگر از شخصیت داسی دایناسی را روایت میکند. در این قصهی مصور کودکانه با زبان شعر و نثر، ماجرای...
«کارهاتو با دقت بیشتری انجام بده دایناسور کوچولو!»... کتاب کیک تولد مامی دایناسی نوشتهی ناصر کشاورز ، یکی دیگر از مجلدهای مجموعهی «داسی دایناسی» است. نویسنده در این قصهی مصور که...
«مداد به دست راه نرو دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب ابر فیلی ، قصهی دایناسور کوچولویی را تعریف میکند که خیلی سربههواست و همیشه حرفهای پدر و مادرش را فراموش میکند. از این قصه یاد...
«رانندگی کار بچهها نیست دایناسور کوچولو!»... کتاب ماشین بابی ناسور نوشتهی ناصر کشاورز ، یکی دیگر از مجلدهای مجموعهی داسی دایناسی است. بچهها در این قصهی مصور و آموزنده، در مورد خطرناک...
«نگهداری از یک حیوان خانگی خیلی سختی دارد دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب گرگیناسور ، ماجرای روزی را تعریف میکند که داسی دایناسور تصمیم گرفت یک سگ بخرد و از آن در حیاط خانهشان...
«خونه جای توپبازی نیست دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب توپ فوتبال ، یک قصهی دیگر از داسی دایناسی را برایمان تعریف میکند. در این قصهی مصور و شعرگونه، ماجرای روزی را میشنویم که...
«باید به حرف بزرگترها گوش کنی دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب قارچ سمی قصهای دیگر از داسی دایناسی را تعریف میکند. داسی دایناسی دایناسوری کوچک و کمی سربههواست که گاهی یادش میرود...
«مهربان بودن همیشه به معنی موافقت کردن با خواستههایت نیست دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب غول برفی ، ماجرای روزی را تعریف میکند که داسی دایناسی تصمیم گرفت در هوای سرد زمستان برف...
«گاز خیلی خطرناکه دایناسور کوچولو!»... ناصر کشاورز در کتاب آقا بخاری ، رعایت ایمنی و احتیاط در برابر وسایل گازی را به بچهها یاد میدهد. نویسنده در این کتاب مصور کودکانه داستان روزی را تعریف...