نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی من، عشق و جنگ - آمنه موسایی
4
46 رای
مهنیا معین زاده
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
00
عشق خلاصه ی چکیده و مختصر این کتاب جذاب است. داستان روایتگر دخترکی به نام آرام است که دخترکی ست که زندگی اش پر از امید و آرزو های نو ست. زمانی که او به سن چهارده سالگی می رسد یعنی زمانی که دنیا روی زیبا و جذاب نوجوانی را به او نشان می دهد خانواده اش او را مجبور به یک ازدواج می کند او به زور و بدون هیچگاه علاقه ی به آن مرد به اجبار و نفرت با آن مرد ازواج می کند. در زمان جنگ او دوست و یار دوران کودکی اش کوروش را از دست می دهد. و چند ماه بعد از آن همسر اش ناپدید می شود. او چندین ماه بعد طبق رسم و رسوم خاک گرفته آن ده باید با یکی از افراد فامیل شوهرش ازدواج می کرد. زمانی که برادر شوهر اش برای این کار پیش قدم می شود. دخترک با کمک مادر و برادر اش از آن ده فرار می کند و به شهر می رود و در آن جا پس از تحصیل استاد دانشگاه می شود. امیر پسرک دانشجویی که بی پروا عاشق استاد خود می شود با فهمیدن از زندگی او و آشنایی بیشتر با بیشتر عاشق او می شود و حتی آرام هم مزه عشق را پس سالهای زیادی می چشد طعم زیبای عشق.
داستان در مورد دختری است اهل جنوب که در یک خانواده ایلیاتی سرشناس و متعصب به دنیا آمده است. طبق آداب و رسوم ایل، فقط مردها حق دارند عاشق شوند و گاه چندین زن را به عقد خود درمیاورند ولی هیچ دختری حق ندارد عاشق شود و باید کاملا از قواعد و رسوم پیروی کند وگرنه رسوا میشود. خوشبختانه تحصیل برای بچهها اجباری میشود و آرام که دختر این قصه است با علاقه درس میخواند و برای آینده خود رویاهایی در سر دارد. به کوروش که پسری کولی و همسایه اشان است علاقه دارد. مدتی بعد که انقلاب میشود و یکی از فرنگ رفتههای ایل از خارج برگشته و به خانه آنها سرمیزند آن دو عاشق هم میشوند ولی مرد درگیر جنگ ایران و عراق میشود و دیگر به خانه آنها نمیآید. پدر مستبد او ناچارش میکند به عقد مرد دیگری که او اصلا دوستش ندارد دربیاید. مدتی بعد همسرش مفقود الاثر میشود و زمانی که برادر شوهرش قصد تعرض به او را دارد با کمک مادر و برادرش از محل زندگیش فرار میکند و با تحمل سختیها و تلاشهای زیاد در طول سالیان، نهایتا میتواند استاد دانشگاه شود.... داستانی است از ستمهایی که به زنان جامعه میشود، عشق و تلاش.
داستان عاشقانه کلیشه ای هست و جذابیت خاصی نداره. یک سری تناقضات عجیب در اون هم وجود داره. مثلا این که آرام با وجود شخصیت عاقل و پخته ای که داشت، چطور به امیر روی خوش نشون داد و عاشقش شد. مگه میتونست با کسی که پدرش هم به اون پیشنهاد داده تو رابطه باشه. و اصلا چرا امیر رو امیدوار کرد اگر میخواست بره زادگاهش؟ مادر آرام که زیاد هم باهاش حرف نمیزد، وقتی اولین بار آرام گفت نمیخواد ازدواج کنه بهش گفت حق نظر دادن نداره، ولی چطور یکباره رنگ عوض کرد و بهش گفت فرار کن و خودت رو نجات بده! موسیقی متن هم کاملا بیربط به موضوع و حال و هوای داستان بود و یکباره صداش بلند میشد، در حالی که صدای راوی بسیار ضعیف بود. گویندگی هم خیلی حس رو خوب انتقال نمیداد و آخر جملات هم با لهجه ی خاصی ادا میشد که جالب نبود.
داستان موضوع ساده ای دارد اما نویسنده با قلم زیبا و قوی خود آنرا به یک اثر دلنشین تبدیل کرده. به خوبی تعصبات و سختگیری های قومی را بیان میکند. اینکه در این اقوام و عشایر، عشق و عاشقی برای زنان ممنوع بوده و حق انتخاب برای زندگی خود هم ندارند و البته هنوز هم این تعصبات گاهی دیده میشود. محدودیت ها و ممنوعیت های دوران جنگ را هم به خوبی یادآوری میکند. داستان یک عشق که البته پایان داستان باز و نامشخص تمام میشود. صدای راوی را بسیار دوست داشتم. گیرایی و صمیمیت خاصی در آن احساس میشود. سپاس از کتابراه🙏
سلام و درود خدمت همه دوستان عزیز کتابراهی، کتاب "من، عشق و جنگ" کتاب خوبی بود اما، موسیقیهای طولانی و خوانش بی روح و کسل کننده موجب شد کتاب را تمام نکنم هر چند علاقه داشتم که موضوع امیر که در این داستان دانشجو بود را با استادش خانم دکتر افشار را بفهمم...
بعضی وقتها نمیتوان با موسیقی متن و صدای گوینده ارتباط بر قرار کرد و این هیچ ربطی به کتاب و محتوای آن ندارد...
موفق و سربلند باشید... 🍀
بعضی وقتها نمیتوان با موسیقی متن و صدای گوینده ارتباط بر قرار کرد و این هیچ ربطی به کتاب و محتوای آن ندارد...
موفق و سربلند باشید... 🍀
