اول که داستان را گوش میدادم فکر کردم یه موضوع ساده در مورد دو دوست قدیمی هست که افکار متفاوت و جهان ذهنی فاصله داری با هم دارند. انگار روایت یه بخش ساده از زندگی شون بود. تا وقتی که قسمت آخر را نشنیده بودم، اصلا احساس نمیکردم داستان فلسفی و عمیق تر از این حرفهاست. همش منتظر بودم اتاقک را باز کنند و داخلش چیز عجیب یا قدیمی یا حتی ترسناکی پیدا کنند. اما قسمت آخر مفهوم کتاب را مشخص کرد. اگر این قسمت از کتاب حذف بشه، یه داستان ساده و کمی هم یکنواخت است. شایدم ربط اتاقک به تنهایی و درون آدمها، فقط نظر نویسنده بوده، چون شخصا چنین برداشتی از داستان احساس نکردم، حتی انتظارش هم نداشتم. سپاس از کتابراه🙏
کتاب ساده وروان است داستانی معمولی که زندگی را از چشم شخص سوم نگاه می کند مثل اینکه در جمع دوستانه کسی از زندگی جوان همسایه صحبت می کند من لذت بردم زمانی صرف کردم به دور از تعجب و ناراحتی و احساسات همیشگی دیگر یک ساعتی انگار با چشمان نیمه باز به اطراف نگاه می کنی
با درود داستانی نمادین از دو دوست با جهانهای ذهنی متفاوت است که در برههای از زندگی با هم همراه و هم قدم میشوند. آنها به طور اتفاقی متوجه وجود اتاقکی مخفی در خانهی یک نفرشان میشوند اما تصمیم میگیرند که درست مانند یک راز سربه مهر، از روبه رو شدن با آن اجتناب کنند... با سپاس
کتاب صوتی اتاقک اول داستانی معمولی مینماید ولی بعداز گویش فصل آخر کتاب که تجزیهای گزار بود از داستان بسیار روشن گری کرد و منظور نویسنده از اتاقک را باز کرد بدین جهت داستان رابهتردرک کردم و برایم جذابیت بیشتر و بهتری داشت ممنونم از کلیه دست اندرکاران کتابراه🙏
کتاب ساده و گویای مطلب جالبی بود در اتاقی در لایههای پنهان یک خانه که راه ورود ندارد وپنهان است. در منزل جوانی که موردقضاوت قرار میگیرد وبه راحتی نمیتواند خود را عیان کند. تشابهای جالب و قابل تفکر بود
توضیح آخر که نگاهی به داستان عنوانش هست بسیار بسیار عالی و به جا آورده شده اگر کتاب رو گوش کردین یا خوندین حتما این قسمت رو بشنوین بدون این قسمت خیلی سطحی و بی معنی تلقی میشه داستان