کتاب ساده وروان است داستانی معمولی که زندگی را از چشم شخص سوم نگاه می کند مثل اینکه در جمع دوستانه کسی از زندگی جوان همسایه صحبت می کند من لذت بردم زمانی صرف کردم به دور از تعجب و ناراحتی و احساسات همیشگی دیگر یک ساعتی انگار با چشمان نیمه باز به اطراف نگاه می کنی