نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی پیوند ناگسستنی - هان کانگ
3.7
9 رای
امیرحسین فروتن
۱۴۰۵/۰۵/۲۱
10
"پیوند ناگسستنی" برای من کتابی بود که بعضی جا هاش خیلی به دلم نشست و بعضی جاهاش هم حس سنگینی رو بهم القا کرد. من خودم متارکه کردم؛ زخم کم نخوردم، شبهای سخت کم نداشتم و خیلی وقتها به اشتباه فکر می کردم شاید بعد از جدایی، دیگه هیچ چیز سر جاش بر نگرده. برای همین وقتی کتاب از رابطه، دلبستگی و چیز هایی حرف میزنه که آدمها رو حتی بعد از رفتن هم به هم وصل نگه میداره، ناخود آگاه یاد زندگی خودم افتادم. چیزی که باهام موند، این بود که فهمیدم بعضی پیوند ها با تموم شدن یک رابطه تموم نمیشن؛ فقط شکلشون عوض میشه. من امروز با وجود همه ی زخم هایی که از زندگی مشترک دارم، بسیار خوشحالم که از اون رابطه بیرون اومدم و دوباره خودم رو پیدا کردم. این کتاب بهم یاد آوری کرد که رها شدن همیشه شکست نیست؛ بلکه نجات پیدا کردنه. به نظرم همچین کتاب ساده ای هم برای خوندن نیست، ولی اگه زخمی باشی و بخوای خودت رو بهتر بفهمی، حرفهای زیاد و ارزشمندی برای گفتن داره.
درود.
اگرچه پیوند ناگسستنی در فضایی شاعرانه و مینیمالیستی (حذف اضافات و با استفاده از جملههای خیلی کوتاه، ساده و گاهی حتی ناقص، حس و معنا منتقل بشه) حرکت میکند، اما همین فرم باعث شده روایت داستان بیش از حد متکی به حس و تصویر باشه و از انسجام داستانی دور بشه. گاهی انقدر نویسنده درگیر زیبایی زبانی شده که ارتباط عاطفیاش با مخاطب را قربانی فرم کرده. انقدر سرد و بیجون (گاهی هم چندش آور) بود که حس کردم دارم دفترچهی یادداشت یه آدم افسرده که داره از روش میخونه رو گوش میکنم. این کتاب بیشتر شبیه یک دفتر تأملات ذهنیه تا رمانی که بتونه خواننده را درگیر یک مسیر روایی کند. در نتیجه، برای مخاطبانی که به دنبال خط داستانی، گسترش شخصیتها یا پیرنگ منسجم هستند، این اثر ممکن است خستهکننده یا حتی نامفهوم جلوه کند.
اگرچه پیوند ناگسستنی در فضایی شاعرانه و مینیمالیستی (حذف اضافات و با استفاده از جملههای خیلی کوتاه، ساده و گاهی حتی ناقص، حس و معنا منتقل بشه) حرکت میکند، اما همین فرم باعث شده روایت داستان بیش از حد متکی به حس و تصویر باشه و از انسجام داستانی دور بشه. گاهی انقدر نویسنده درگیر زیبایی زبانی شده که ارتباط عاطفیاش با مخاطب را قربانی فرم کرده. انقدر سرد و بیجون (گاهی هم چندش آور) بود که حس کردم دارم دفترچهی یادداشت یه آدم افسرده که داره از روش میخونه رو گوش میکنم. این کتاب بیشتر شبیه یک دفتر تأملات ذهنیه تا رمانی که بتونه خواننده را درگیر یک مسیر روایی کند. در نتیجه، برای مخاطبانی که به دنبال خط داستانی، گسترش شخصیتها یا پیرنگ منسجم هستند، این اثر ممکن است خستهکننده یا حتی نامفهوم جلوه کند.
داستان مربوط به دو دوست قدیمی هست که در سال ۲۰۱۲ روایت میشه. این دو نفر به علت جنگ کره دچار تروماهای سنگینی شدن و قصه با پیش رفتن چند روز از زندگی یکی از این دو نفر، به شرح و مرور اتفاقات جنگ در جزیره ججو و قتل عام مردم در زمان گذشته میپردازه.
شاید داشتن یه اطلاع کلی و پیش زمینه در مورد فرهنگ و زبان مردم کره و جنگی که اتفاق افتاده بتونه به فهم عمیق تر داستان کمک درخوری بکنه.
شیوه روایت به صورتی هست که کاملا بازتابی از شرایط آشفته روحی نقش اول قصه باشه و گاهی ممکنه باعث گنگ و مبهم شدن نوشتهها یا گم شدن سررشته داستان میشه.
و در پایان بگم که این کتاب داستانی بسیار ثقیل و غم انگیز داره که اگر در شرایط روحی مساعدی نیستید اصلا خوندنش رو توصیه نمیکنم.
شاید داشتن یه اطلاع کلی و پیش زمینه در مورد فرهنگ و زبان مردم کره و جنگی که اتفاق افتاده بتونه به فهم عمیق تر داستان کمک درخوری بکنه.
شیوه روایت به صورتی هست که کاملا بازتابی از شرایط آشفته روحی نقش اول قصه باشه و گاهی ممکنه باعث گنگ و مبهم شدن نوشتهها یا گم شدن سررشته داستان میشه.
و در پایان بگم که این کتاب داستانی بسیار ثقیل و غم انگیز داره که اگر در شرایط روحی مساعدی نیستید اصلا خوندنش رو توصیه نمیکنم.
از نظر من کتاب، کتابی متوسط است. توصیفهای طولانی و غیر ضروری، دیالوگهای متوسط و گاهی خسته کننده از نقاط ضعف کتاب است. من داستان گویی نویسنده و جای دادن روایتی تاریخی در میان اتفاقی در دنیای امروز را پسندیدم و به نظرم نقطه قوت کتاب است. روایت راوی کمی کند و یکنواخت بود و همین باعث شد مجبور به گوش دادن کتاب با دور تند باشم.
