نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی صومعه پارما - استاندال
Rashnavadi
۱۴۰۵/۰۲/۲۸
00
تا آخر فصل 7 گوش کردم و خواستم زودتر نظرمو بگم. اولین اثری بود که از استاندال گوش کردم و تبحر خاص این نویسنده در نوشتن و روایت و تسلطش بر انواع مسائل نظامی و سیاسی روز از نظر من چشمگیر بود. حجم بالای اثر نیازمند نوعی سبک نوشتاری هست که خسته کننده نباشه و روایتی روان داشته باشه تا خواننده در عین درک پیچیدگی های داستان خسته نشه و مجذوب داستان بشه، که از نظر من این مورد به خوبی توسط نویسنده رعایت شده. اطلاعات تاریخی هم که در این جور آثار وجود داره از جمله مناسبات درباری و سیاسی، جدای از اون موضوع اصلی رمان برای من جذابیت زیادی داره. برای گوش کردنش عجله نکنید و با دقت و صبر پیگیر داستان باشید. و اما در مورد راوی یعنی آقای مهبد قناعت پیشه واقعا شنونده رو به وجد میارن چون با مهارت تمام و کاملا فنی دیالوگ ها و روایتگری ها رو اجرا می کنن و صداشون و روش خوندشون با داستان کاملا هماهنگه و در صداسازی هم مهارت بسیار بالایی دارن، صدای فابریس و صدای شهریار شبیه صدای دو نفر از دوبلورهای تلویزیون هست. ترجمه هم حرف نداره. در کل در این کتاب همه چیز نمره قبولی داره. ممنون از کتابراه.
کتاب صوتی از لحاظ گویندگی عالی و روان و جذاب بود و اما متن کتاب داستان به صورت ادبیات کلاسیک نوشته شده به نظرم توصیفات افراطی اما قشنگ بود اما متن کتاب اونقدر مفهوم خاصی نداشت از اول کتاب به ما با لفظ قهرمان داستان معرفی میشد اما روند پیشرفت کتاب ما به قهرمانی شخصیت اصلی داستان نرسیدیم من منتظر بلوغ و شکوفایی اون بودم اما در عوض فقط از یک جوان ساده. و بی تجربه به یه جوان عاشق تبدیل شد که حتی ازدواج عشقش اون رو منصرف نکرد که باهاش ارتباط نداشته باشه، توضیحات اعتقادی دینداری مسیحیان برا من جذاب نبود و عمه هم یه دست پس میزد با پا پیش میکشید عاشق برادر زاده بود یه جا فکر میکردی عشقش کمی بیشتر از عمه است و یه جا بهش شک میکردی که این حجم عشق افراطی دلیل دیگهای داره در کل برای من جذاب نبود و فقط به خاطر گویندگی حرفهای و جذابش ادامه دادم، با تشکر خسته نباشید
سلام تازه فصل اول را گوش کردم، فعلا که هیچ جذابیتی نداشته، و فقط صدای دلنشین مهبد قناعت پیشه وادارم میکند که ادامه بدهم، ادامه نظرم را در طول گوش دادن داستان دوباره مینویسم، در پایان فصل دوم و شروع فصل سوم کم کم دارم متوجه داستان میشم، از فصل سوم داستان شکل گرفت ولی برای من هیییچ جذابیتی نداشت، فصل بیستم هستم، کتاب جذبم نکرد و در لابه لای آن چند کتاب دیگر گوش کردم و این کتاب رو خرد خرد گوش میکنم، داستان خیلی حاشیه داره آنقدر که انسجام ذهنیم رو از دست دادهام و مسیر داستان رو گم میکنم، تا اینجای داستان که به فصل بیستم رسیدهام، قهرمان داستان که یک نوجوان زیباست تا به حال شش بار عاشق یا دلبسته خانمی شده، از گوش دادن به ادامه داستان خستهام.
دو فصل اول که برام کاملا گیج کننده بود نمیدونم از ترجمه اس یا خود کتاب کلا همینقدر نامفهومه ولی از جایی که درمورد نبردهای ناپلئون بود هم اصل ماجرا مشخص شد هم اینکه داستان گیرا و قشنگ شد مخصوصا اگر به تاریخ اروپا در قرن نوزدهم علاقه داشته باشید یه بخش هاییش جذاب میتونه باشه و البته اگر با سبک و سیاق و فضای دربار از دید نویسندههای فرانسوی هم آشنا باشید، کمتر براتون کسل کننده میشه ولی خب جزئیات بیش از اندازه زیاد و خسته کننده هستن و روی دور تند گوش میکنم!! دارم فکر میکنم تازه نسخهی صوتی اینطور هست اگر قرار بود نسخه چاپیش رو بخونم که فکر کنم از همینم گیج کننده تر میشد و کاملا کتاب رو رها میکردم!
از این نویسنده تا حالا اثری نخوانده بودم، عاشقانه ای آرام و کلاسیک شاید!! فکر میکردم شاید مثل پاردایانها، غرش طوفان، سه تفنگدار... باشد. اما اصلا نبود، بیشتر به کتابهای قطور علاقه دارم، این کتاب درباره پسر نوجوان، البته که در زمان قدیم اکثراً زود ازدواج می کرده اند، از نظر من فابریس و کللیا واقعا عاشق بوده اند، ولی خب در اکثر ادیان قسم و باور داشتن به تقدس در خیلیها و همچنین چاشنی خرافات هم اضافه شود، روبهم رفته زیاد برام جالب نبود، فقط سرگرم کننده، بیان جناب قناعت پیشه در این اثر بسیار شایان ذکر است، سپاسگزارم.
