داستان درباره دختر جوونی هست که مواد مخدر مصرف میکنه و به خاطر مصرف زیاد دچار توهم میشه و بعد هم فوت میکنه. اول داستان کمی ترسناک بود و اصلا فکر نمیکردم در ادامه داستان با چه چیزی قراره مواجه بشم ولی وقتی متوجه موضوع شدم و فهمیدم داستان از چه قراره، خوشم اومد. این که دوستان گفتند آغاز و پایان خوبی نداشت، به نظرم اینطور نبود. نکته آموزندهای هم داشت که عاقبت مصرف مواد مخدر رو نشون میداد. درباره اسم کتاب هم یادمه قبلا یه سریال به این اسم از تلویزیون پخش میشد و به همین دلیل نظرمو جلب کرد، جدا از این که انتخاب اسم خلاقیت خود نویسنده نبود، اما متناسب با موضوع بود. شخصیت اصلی در زندگیش نه برای خودش و نه والدینش آرامشی باقی نگذاشته بود و شاید با مرگ به رهایی رسید از زندگی بدی که ساخته بود... لحن صدای گوینده شخصیت اصلی خیلی تصنعی بود ولی بقیه عالی بودند و مشکلی نداشت. موفق باشید.
اجرای و موضوع داستان بنظرم تلنگری به خواننده علی الخصوص خصوص جوانان است با این همه تنوع مواد مخدر در اجتماع و دسترسی و نحوه استفاده ساده خطر فوقالعادهای اجتماع را تهدید میکند
اینکه نویسنده و صدا پیشه گان موفق به حال گیری اساسی از خوانندگان میشوند نشانه تاثیر و تاثر شنونده و نویسنده و مجریان است فقط به جای انتظار کلیشهای از عاقبت خوش داستان انتظار نابه جایی است مگر میشود درد بی درمان چنین اعتیادهای عاقبت خوش داشته باشد؟ جسم و روان تخریب شده فقط یک زامبی لایق مرگ میسازد
تنها راه درمان جامعه بیداری و هشیاری جوانان قبل از تجربه است
وگرنه خلاصه خلاصه چنین فجایعی همان است که هر روز در گوشه و کنار خیابان شاهد سرنوشت شأن هستیم
کتاب اولین شب ارامش کتاب کوتاهی بود کتابی اجتماعی درباره ی بزرگترین مشکل جامعه یعنی مواد مخدره صدای گوینده خیلی یواش بود و داستان سردر گان و صدای بارون و نبود برق و اینا باعث شده بود کتاب یکم ترسناک باشه ولی بعدش معلوم شد که این مینو مواد مخدر و با الکل مصرف کرده و توهم زده و باعث فوتش شد اونجایی که یحیی میگفت دختر خوب همه چیز داره و نیاز به چیزی نداره چرا اینجوری میکنه واقعا راست بود گاهی همه چیز داریم و قدر داشته هامون رو نمیدونیم
داستان روایتی از یکی از بزرگترین دردهای جامعه امروز کشور مان است. روایتی از بیماریه اعتیاد و دردها و مشکلاتی که با اعتیاد همراه است و بیمار معتاد ناهنجاریهایی در جامعه بوجود میآورد مانند دزدی، فقر، فحشاومرگهای زودتر از موعد یا خودکشی است. ممنونم از کتابراه
کتاب صوتی اولین شب آرامش نوشتهی مریم رفیعی، داستان زن جوانی است که در یک شب بارانی، خودش را به ویلایشان میرساند تا مدتی را از خانواده دور باشد، اما با چنان اتفاقات عجیبی برخورد میکند که تصمیم میگیرد از ویلا فرار کند و راه دریا را پیش بگیرد...
سلام خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز دمت گرم زحمت کشیدی هزینه کردی تااین داستان به دست مابرسه خدایی نه شروع خوبی داشت نه پایان خوبی نکته آموزندهای که داشت جنس قاطی نزنیم محرک و مخدر باهم سازگاری نداره فازمیگیری.
خدایی خسته نباشی
به مطلب خوبی اشاره شده در این داستان، اعتیاد رهایی از مشکلات نیست بلکه خود به تنهایی چاه عمیقیه که اگر ازش بیرون بیای عوارضش باقی میمونه. همه انسان ها سختی رنج عذاب دارن باید خودمون اون مشکل بر طرف کنیم تا دچار مشکل بزرگتری نشیم
به نظرم داستان نکته آموزندهای نداشت. اینکه شخصی بعلت مصرف مواد دچار توهم شده و پس از چند روز فوت کرده و در عنفوان جوانی به اصطلاح به آرامش ابدی برسد، بجز بیان اتفاق تلخی که برای یک نفر افتاده، هیچ دستاوردی برای خواننده ندارد.
داستانش کمی ترسناک بود
بین داستان هم کمی سخت شد بفهمم چی به چیه
گویندگی خوبی هم داشت
ولی در کل بخوام نمره بدم متوسط میدم داستان خوبی بود ولی نه که عالی باشه🥰
واقعا جالب نبود. فقط اینکه نویسنده تشخیص دادن که در نهایت مینو به آرامش ابدی رسید جالب بود. بچههای لوس ثروتمند نازپرورده و گستاخ که همه باید به سازشون برقصن، همون نباشن بهتره