نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی نان و شرف - فائزه قبادیان

سما جعفری
۴
۱۴۰۵/۰۱/۰۹
متاسفانه باید گفت که داستان پیش رو برآمده از دل جامعه هست و مسائل دردناک فقر، گرسنگی و تجاوز رو بیان میکنه. اما سکوت زن و این که دوباره به اون مغازه برگشت عجیب بود، حتما افراد دیگه هم حاضر میشند تا حدی به مشتری نسیه بدن. اونجا که تنها مغازه‌ی شهر نبوده. یا این که زودتر چرا مشغول به کار نشد. چیزی که خیلی ناراحت کننده بود، این بود که از همسرش همه چیز رو پنهان کرد. بعضی افراد به جای این که سنگ صبور طرف مقابلشون باشند و به حرف دلش گوش بدن طوری رفتار میکنند که به جای اعتماد به اون، مسائل رو پنهان کنه و این خیلی ناراحت کننده هست. گویندگی خیلی جالب نبود، خصوصا صدای تودماغی همسر مغازه دار!
مجیدناجی
۵
۱۴۰۴/۰۱/۲۹
داستان از اعماق جامعه است و یکی از بسیار مشکلات ودرد‌های بیشمار زحمتکشان و کارگران را نویسنده محترم به تحریر در آورده است. کارگری که یک ماه با سختی‌ها و دشواری‌های و زحمت‌های بسیار خود و خانواده‌اش را به زور میکشد آخر ماه به امید حقوق...
اما دریغ و افسوس در نظام لجن گرفته سرمایه، سرمایه دار، جان وخون کارگر را چون خون آشامی میمکند. این داستان یکی از دردناکترین و رنج آور‌ترین مشکلاتی است که کارگران جامعه امروز ما با آن دست به گریبان است. ممنونم از نویسنده محترم و سر تعظیم در مقابل ایشان فرود می‌آورم که درد جامعه و کشورم را درک کرده و به قلم تحریر.
ممنونم از کتابراه
احمدی
۵
۱۴۰۴/۰۱/۱۸
کتاب صوتی نان و شرف نوشته‌ی فائزه قبادیان، داستان کوتاهی از فقر و شرمندگی در برابر عزیزان است که افراد را در موضع ضعف و آسیب قرار می‌دهد. قبادیان در این کتاب داستان زن و شوهر فقیری را روایت می‌کند که برای تأمین زندگی کودکشان، دست به هر کاری می‌زنند....
Eli
۴
۱۴۰۴/۰۲/۰۶
داستان کاملا واقعی و بسیار تلخ از درد این روزهای مردم کشور درباره فقر و کار کردن کارگران بدون پرداخت حقوق ماهیانه شان و ذات کثیف و نیت‌های پلید بسیاری از افراد به ظاهر مومن و خیرخواه.
Mohammad Bagheri
۴
۱۴۰۴/۰۷/۱۸
متاسفانه موضوع داستان واقعیت بخشی از جامعه هست ولی به نظرم شرح داستان تو بیان نوع زندگی و شرایط زندگی شخصیت اصلی داستان دارای تناقض‌هایی هست.
Massi ,Ebi
۳
۱۴۰۴/۰۵/۱۸
خوب بود ماجرای همیشگی که زنان و دختران درگیرش هستن نه فقط توی فقر بلکه توی هر شرایطی از این نگاه‌ها و نظرات در امان نیستن
آدمهای مریض همه جا هستن
مریم فارسیانی
۴
۱۴۰۴/۰۴/۲۶
داستانی واقعی و تلخ از درد این روزهای مردم کشور درباره فقر و ظلم به کارگران در پرداخت حقوق ماهیانه و ذات کثیف بسیاری از افراد به ظاهر خیرخواه. ممنون از کتابراه
ارسلان
۱
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
موضوع دردناک ولی تکراری، فضاسازی و روایتشو نپسندیدم، ریتم داستانیش به دلم ننشست و دراخر گویم تف بر ذات ادمیکه از ضعیفان سواستفاده میکند.
Negin
۵
۱۴۰۴/۰۵/۱۲
روایت خانم فقیری ک شرف و علتش رو ب پول نفروخت. واقعا باید ب این افراد افتخار کرد. رمان کوتاهی بود ولی درس بزرگی ب شنونده میده
فاطمه ابوالی
۳
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
من متوجه نشدم که زن چگونه توانست بخشی از بدهی خود را به مغازه تسویه کند. موضوع داستان در عین دردآور بودن تکراری است.
علی صنعتی
۴
۱۴۰۴/۰۱/۲۳
داستان تلخی بود که متاسفانه با وضعیت اقتصادی سال‌های اخیر، در زیر پوست جامعه بیشتر دیده می‌شود.
Sh Kh
۴
۱۴۰۴/۰۱/۲۸
از فقر اقتصادی میگه و مشکلاتی که با فقر برای انسان‌ها پیش میاد.
وحید نوروزی
۴
۱۴۰۴/۰۱/۲۰
خیلی محتوای آموزنده نداشت و باید نتیجه گیری وپیام داشته باشه
Honey Bunches
۴
۱۴۰۴/۰۵/۱۹
واقعیتی تلخ را روایت میکرد که این روزها عادی شده...
زهراحقیری
۴
۱۴۰۴/۰۲/۰۴
چندان نظرخواهی ندارم توی همه اقشارخوب وبد پیدامیشه
سیده طاهره حسینی
۵
۱۴۰۴/۰۹/۱۱
روایتی تلخ و حقیقی از دل جامعه.
مرتضی محبی
۵
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
سلام داستان کلیشه‌ای بود ولی زیبا
شهربانو کمالی
۵
۱۴۰۴/۰۵/۳۱
مشکل خیلیاست تو این دوره زمونه.
ستاره توانایی
۵
۱۴۰۴/۰۱/۲۹
خداریشه فقر رو برداره.
شهاب الدینی محمدی
۱
۱۴۰۴/۰۱/۱۸
بسیار خوب و جذاب بود
👋 سوالی دارید؟