

برای شنیدن کتاب صوتی صدایی در آینه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی صدایی در آینه
کتاب صوتی صدایی در آینه روایتی تلخ از مجید اوریادی زنجانی است. اوریادی در این کتاب راوی بخشی کوتاه و دردناک از زندگیِ همهروزهی اقشار محروم و کمتربرخوردار جامعه است که به تنگدستی و انواع مختلفی از فقر فرهنگی و اجتماعی دچارند.
دربارهی کتاب صوتی صدایی در آینه
مجید اوریادی زنجانی در کتاب صوتی صدایی در آینه راوی یک شب از زندگی پسر نوجوانِ زبالهگردی است که اینبار به جای پلاستیک و بطریهای شیشهای، نوزادی در یک سطل زباله پیدا میکند. پسرک که خودش را مسئول زندگی نوزاد میداند، تلاش میکند او را از مرگ نجات بدهد اما میداند خالی بودنِ کیسهاش از بطری و پلاستیک و هر غنیمتِ دیگری، خودش را به دردسر بدی خواهد انداخت.
اوریادی زنجانی در کتاب صوتی صدایی در آینه به دنبال پند و نصیحت و اندرز نیست بلکه تنها بازتابی از چندین معضل گریزناپذیرِ ناشی از فقر در جامعه را به تصویر کشیده است تا شاید به چالشهای عمیق و ورطههای هولناکی که بخشی از جامعه را در خود فرو بردهاند توجه بیشتری معطوف شده و برای بیرون آوردن افراد از چنین شرایطی راهی اندیشیده شود.
کتاب صوتی صدایی در آینه را به همت خانه داستان چوک با خوانش نگارندهی اثر، مجید اوریادی زنجانی میشنویم.
کتاب صوتی صدایی در آینه برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به دنبال تجربهای متفاوت در میان داستانهای کوتاه ایرانی هستید، شنیدنِ کتاب صوتی صدایی در آینه را به شما پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب صوتی صدایی در آینه میشنویم
بار دوم بود. همون صدا. اینبار اما بلندتر و طولانیتر. صدا از اون سوی خیابون میاومد. بیرون پریدم. سرپا نشستم. بطریهایی رو که از سطلزباله بیرون انداخته بودم، توی کیسهام جا دادم. بلند شدم. شش دانگ حواسم به اون صدا بود. کیسهی آبیرنگ رو که لکههای سیاهرنگِ روغن روی اون خودنمایی میکرد، انداختم روی کولهام. چرا قلبم انقدر تند میزد؟ دلم میخواست بدوم و از اونجا دور شم اما پاهام همراهیام نمیکردند. قدم به خیابان گذاشتم. همهجا غرقِ در سیاهی و سکوت بود. صدای ضربان قلبم در گوشم میکوبید. پاهایم سنگین شده بود. انگار عرض خیابان خیال تمامشدن نداشت. نزدیک که شدم، گربهای بیرون پرید. قدمی به عقب برداشتم. حتماً صدای کشیدهشدنِ دمپاییهایم روی آسفالت ترسانده بودش. پس اون صدا؟... چند شب پیشتر هم دو تا گربه بودند که داشتند برای هم شاخ و شونه میکشیدند. دوباره سکوت شکسته شد. اینبار اما بیامان. کیسه را زمین گذاشتم. پریدم بالا. دستهایم را تکیهگاه کردم و نگاهی به درون سطل انداختم. هنوز هم بو آزارم میداد. بعد از دو سال! چیزی به غیر از چند کیسهی نایلونی سیاه و تعدادی بطری و چندتایی آشغالِ دیگر به چشمم نخورد. صدا از اون زیر میاومد. حالا بلندتر و واضحتر بود.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| عنوان کتاب | کتاب صوتی صدایی در آینه |
| نویسنده | مجید اوریادی زنجانی |
| گوینده | مجید اوریادی زنجانی |
| ناشر صوتی | خانه داستان چوک |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۲۸ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | رایگان افزودن به کتابخانه |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان اجتماعی ایرانی کتابهای صوتی داستان کوتاه ایرانی |
بله



















