رمان زیر لایه های روانشناسی، جامعه شناسی و سیاسی فراوانی دارد و با تعلیق خوبی شروع می شود؛ خودکشی زن جوانی که تازه از ماه عسل برگشته؛ این گره ما را تا انتهای داستان و آشکار شدن حقیقت می کشاند؛ هرچند در ادامه به نظر خسته کننده می آید؛ اما همه جزئیاتی که از دید راوی بیان می شود، جذاب است؛ او مترجم همزمان مجامع بین المللی است و نسبت به رخدادها ریزبین و نکته سنج؛ انتخابی هوشمندانه! آن قسمتی که حرف های مقام سیاسی اسپانیا را با مقامی از انگلیس ترجمه می کرد از بخش های طنز داستان بود، آن چه دلش می خواست را می پرسید و می گفت! شخصیت ها همگی خوب پرداخته شده بودند و رخدادها به خصوص در فصل های پایانی نفس گیر! نکته ای که در این داستان بیشتر به چشم می آید، نقش واژه ها در رویدادهایی است که گاه تبدیل به فاجعه یا قتل می شود؛ گاهی واژه ای، حرفی حتی از سرشوخی می تواند آدم را به سرانجام شومی بکشاند، مانند آن چه در داستان بیان شد. سپاس فراوان از مترجم این رمان که بسیار زیبا، روان آن را به پارسی برگردانده بودند و آقای نیما رئیسی هنرمند خوش صدای گرامی که آن را به زیبایی صوتی کردند! قلم نویسنده و مترجم مانا و صدای گوینده اش ماندگار
راوی-اول شخص که مردی ۳۴ ساله ی اسپانیایی ست، در قالب تعریف داستان زندگی خودش، عقاید شخصی و جهان بینی ش را در این بین بیان می کند که بسیار ملموس است. خط سیر داستان مستقیم و گاهی پرش دار است؛ چند گره سربسته که طی این خط سیر آرام آرام باز می شود، خواننده را به ادامه ترغیب می کند. تمام کارت هایی که طی داستان رو شده است، جفت آن کارت ها تقریبا در یک پنجم انتهایی کتاب، پیدا میشوند! من ابتدا در مورد ژانر کتاب به اشتباه افتادم، با خواندن اولین بخش بنظر می رسید داستان، جنایی است؛ اما ژانر کتاب درام معمایی است. مهم ترین حس و ویژگی که در این کتاب بیشتر به آن پرداخته شده است تردید و گمانه زنی های خوان است که باعث عمیق تر شدن و جدی گرفتن معقوله ی «قضاوت کردن» می شود. تنها ایرادی که از نظر من به کلیت کتاب وارد است این بود که نویسنده علاقه ی زیادی به بیان جزییات داشت که خب این در حوصله ی همگان نمی گنجد و این حس را القا می کرد که انگار داستان گاهی به حاشیه می رفت. اگر برای سرگرمی مطالعه می کنید داستان خوب و ترغیب کننده ای ست، در غیر این صورت بار ارزشی این کتاب با توجه به وقت و زمانی که خواندن (یا گوش دادن) این حجم نوشته می طلبد، خیلی مطلوب نیست. ترجمه عالی و البته اجرای راوی هم عالی ست.
کیفیت صدا، بیان گوینده و انتخاب موسیقی عالی. کتاب ریتم کندی دارد و سرشار است از درونکاویهای راوی. برای دوستانی که بنا بر توضیحات کتاب، احتمالا انتظار یک رمان هیجان انگیز دارند، ممکن است ملال آور باشد. هر چند برای من بسیار جذاب بود. از متن کتاب هیچ کس هرگز به من نگفته بود، غم چقدر شبیه ترس است… هیچ کس هرگز نمیتواند بفهمد که آن دیگری در تنهایی چه میکند. همه دیوونه اند؛ هر کسی مشکلاتی داره… این، یکی از فواید تکراره؛ همه چی رو وارونه و آشنا جلوه میده؛ چیزی که تو زندگی واقعی تو رو منزجر میکنه، اگه چند بار توی صفحه تلویزیون ببینی، برات جذاب میشه!!!! انتظار اعتیاد آور است. وقتی نمیخواهی چیزی را بدانی، انگار دنیا کم خطر میشود…طلاییترین عبارت کتاب از نظر من: بر خلاف باور عموم، ماه همیشه پشت ابر میماند، چون واقعیت محض آن واقعیتی است که بر همگان پوشیده است و ناگفته باقی میماند؛ به کلام یا تصویر ترجمه نمیشود و مخفی و مکتوم میماند!
به نظرم نویسنده برداشت شخصی خودش رو از روابط بین آدم ها رو با کمی وسواس بیان میکنه. برداشتی که شاید با نظرات ما هم در این مورد شبیه باشه. به همین دلیل با اینکه خیلی جاها جملات تکراری به کار میبره ولی برای ما آزار دهنده نیست. البته شاید اگر کتاب متنی رو بخونیم احساس ملال و بی حوصلگی برامون ایجاد بشه ولی کتاب صوتی رو اگر گوش کنیم برامون شیرین خواهد بود. در کل این کتاب رو دوست داشتم
از راوی عزیز بخاطر بیان شیوا و روایت خوبی که داشتن تشکر میکنم🙏. در مورد کتاب میتونم بگم نویسنده خیلی تلاش کرده که داستان رو معمایی جلوه بده یا در کنارش نکتهای رو نشون بده اما حواشی زیاد بود و فقط میتونم بگم یک داستان بود. داستانی ساده با حواشی اضافه. با تشکر از کتابراه🙏
کتاب بسیار شروع شوکه کنندهای دارد و در میانه کمی توضیحات مفصلی در خصوص ترجمه و زبان دارد که شاید کمی این بخش حوصله مخاطب را سر ببرد اما در ادامه دوباره نفس گیر و جذاب میشود. جملات و موضاعات بسیار تامل برانگیز هم در کتاب بسیار است