این کتاب در بارهی چندتا داستان بود که بعدا متوجه میشدی همه افراد فک کنم ماله یه دهکده بودن و شخصیتهای داستانها به هم ربط داشتن
من داستان این دهکده دزدی ندارد و خیلی دوست داشتم
داستانها روان بودن ولی پی بردن به داستان واسم سخت بود یه جورایی واسم پیچیده بود
فک کنماخر داستانها باز بود
چون من اصلا نفهمیدم چرا باید از اسمون پرنده بیوفته تو خونه و بمیره و بعدشمانداختن گردن یه یهودی
ولی این دهکده دزدی ندارد و دوست داشتم و داستان اول خیلی ناراحت کننده و جالب بود به نظرم زنی که رفته بود سر قبره پسرش که برا دزدی رفته و اونو کشتن
از جایی دلم گرفت که گف هر لقمهی نونی که میخوردم یادم میومد که پسرمچقد مشت و لگد خورده تویه رینگ و اونجایی که میگفت تمام دندون هاشو مجبور شد بکشه
بخاطرخواهر و مادرش که براشون لقمهی نونی بیاره
صدایه گوینده به نظرم عالی بود
میتونست یه نفره صدایه پیر زن دختر جوان یا زن میانسال و در بیاره
ممنونم از کتابراه
این کتاب نوشتۀ گابریل گارسیا است که هم تخیل و هم واقعیت در آن پرداخته شده و از چند بخش تشکیل شده که هر کدام عنوان و موضوع خودش را دارد. نام کتاب از آخرین قسمت کتاب برداشته شده. در کتاب چند روزی تا مرگ مادربزرگ مانده؛ او که بزرگ روستا به شمار می رود، حکومتی برای خودش در میان آدم های ساده اندیش روستا به وجود آورده؛ آدم هایی که حتی مرگ مادربزرگ را باور ندارند. داستان های گارسیا اصولاً طنز تلخ سیاسی و اجتماعی است و مادربزرگ دیکتاتوری است که به نابودی خود باور ندارد. در این میان در کتاب به یک سری داستان های دیگر نیز پرداخته شده، مانند داستان دزد، کشیش صدسالۀ روستا و... شخصیت های داستان مانند صد سال تنهایی است و از نام آن ها هم استفاده کرده. من کلاً با سبک نوشتاری این نویسنده ارتباط برقرار نمی کنم و لذت نمی برم؛ شاید به خاطر فرهنگ غریبه یا اصطلاحات غیررایج در کشور ما باشد و همۀ داستان ها حس غم و تاریکی و دلگیری دارد. از گویندۀ عزیز متین بختی و انتشارات ماه آوای عزیز بسیار سپاسگزارم.
تدفین مادربزرگ یکی از مجموعه داستان های مشهور گابریل گارسیا مارکز است که در آن مرز میان واقعیت و افسانه، درست مانند بسیاری از آثار مارکز، از بین می رود. داستان ها در فضایی شبیه ماکوندو می گذرند و با طنزی تلخ، قدرت، خرافات، سیاست و زندگی مردم آمریکای لاتین را به تصویر می کشند. داستان اصلی مجموعه، تدفین مادربزرگ، مراسم تشییع زنی را روایت می کند که نفوذش چنان بزرگ است که مرگش به رویدادی ملی و حتی جهانی تبدیل می شود. این کتاب از نظر ادبی بسیار ارزشمند است و نثر شاعرانه، فضاسازی قوی و نمادپردازی های مارکز در آن کاملاً دیده می شود. با این حال، چون مجموعه ای از داستان های کوتاه است، انسجام و کشش رمان هایی مانند صد سال تنهایی یا عشق در سال های وبا را ندارد. بعضی داستان ها درخشان اند و بعضی بیشتر جنبه نمادین دارند و ممکن است برای همه خوانندگان به یک اندازه جذاب نباشند.
با سلام
این کتاب هم مثل نوشتههای دیگر ماکز خیلی روان وسادست اما احساس میکنم مترجم کمی کلمات سنگین بکار برده که البته شاید در متن اصلی هم کلمات به همین گونه بودن. مارکز معمولا در کتابهاش از اسامی تقریبا یکسانی استفاده میکنه و همچنین به بعضی از سنتهای قدیمی همیشه اشاره میکنه مثل همین سنت ازدواجهای همخونها و به قول اسلام محارم با یکدیگر و از این اشارهها لذت میبرم چون میشه فضای اون زمان رو با توجه به فضای سنتها درک کرد. وقتی نمیتونیم در جایی و در زمانی حضور داشته باشیم، خوندن درباره اش، ما رو میبره به همون جا و همون زمان. برای همین از خوندن داستانهای مربوط به زمانهای قدیم و کشورهای دیگه لذت میبرم. داستان آخر (تدفین مادربزرگ) خیلی تاثیرگذار بود. بعد از اون داستانهای اول، فکر نمیکردم آخرش به این نقطه برسه. واقعا لذت بردم. کتاب خوبی بود.
وای گابریل گارسیا مرکز عجب کتاب جالبی نوشته، لحضه به لحظه آن لذت بخش، البته باید تشکر کرد از آقای قاسم صنعوی، داستان مادربزرگ جذاب دیکتاتور، اون مادربزرگ که همش دو هفته مانده به پایان زندگی، زندگی که خیلی جالب انگار امپراطوری شبیه به یک امپراطوری کوچک اما انگار واقعی، بیشتر شبیه استراتژی سیاسی تای رمان جذاب، مگه میشه این کتاب خواند و ازش لذت نبرد، مادربزرگی که با این سیاستهای خود تمام روستا در تملق خورش قرار داد، کشیشی که به فکر مادربزرگ آن شخصیت جذاب و دیکتاتور، پرواز پرندگان، افسوس برای مردمی که انتظار و منتظر مادربزرگ قصه ما هستند. واقعا کسانی که رمانها از همین قبیل را مطالعه میکنند، این اثر گارسیا مرکز حیف است مطالعه نشود امیدوارم واقعا لذت ببرید
کتاب صوتی تدفین مادربزرگ از گارسیا مارکز ظاهرا چند داستان کوتاهه اما در حقیقت بهم مرتبط وشخصیتهای داستانهاش هرکدام در داستانهای دیگه نقش فرعی دارند. جالبه بدونید بعد از این کتاب تصادفا کتاب صد سال تنهایی رو دوباره خوندم و در کمال تعجب متوجه شدم به بعضی داستانهای ذکر شده در این کتاب در اونجا هم اشاره شده مثلا وقتی قهرمان اصلی میمیره و مراسم تدفین انجام میشه نویسنده اشاره میکنه فقط ١٠٠ سال بعد تدفین مادربزرگ باشکوه تر از اون در ماکوندو برگزار میشه، علاوه بر این در کتاب ساعت شوم، مارکز شخصیتی بنام پدر آنخل رو معرفی میکنه و انگار هم در این کتاب و هم در کتاب صد سال تنهایی از پدر آنخل نامبرده میشه و این سه کتاب به طور نامحسوسی بهم مرتبط هستند.
گابریل گارسیا مارکز را با داستانهای بلند بیشتر میشناسید، اما چند داستان کوتاه یا مجموعه داستانهای او را از کتابراه پیشتر خواندم و شنیدم. تدفین مادربزرگ گابریل گارسیا مارکز، ریز به ظرافت کاراکترهایش هر جا که نویسنده خوشش آمده پرداخته است و در برخی قسمتهای داستان نیز کاراکترها بیهویت و شناساندن، رها شدهاند. اما این توصیفات خاص مارکز است و در نویسنده دیگری کمتر آن را میبینید. تدفین مادریزرگ، با نثری ساده نوشته شده است اما در درک و همراهی با تم داستان پیچیدگی دارد. داستانها از قشر متوسط و معمولی جامعه انتخاب شده است و بعضی از قصهها سرانجام مشخصی دارند اما در تمام روایات این انتهای گویا وجود ندارد و پایان باز نیز دارد.
آشنا نبودن با فرهنگ و تمدن کشور و یا قومی باعث میشه که شاید نتونیم با اون کتاب، اون ارتباط عالی رو پیدا کنیم ولی در اینکه این کتاب واقعی و اسامی واقعی و داستانی واقعی بود هم، همین بس که جایگاه انسانها بنا به شرایط زمان تغییر پذیر هستند و اگر آن شخص، جزو ردههای بالای سیاسی و اجتماعی جامعه هم باشند، پس با مرگ آن کس، قوانین و دیدگاهها هم قابل تغییر.. در کل کتاب بدی نبود، ولی هر کسی هم فکر نکنم با آن ارتباط بگیره..
و در آخر اینکه همه چیز و همه کس فنا پذیر و تغییر پذیر هستند و چ بهتر که با یاد آوری مردم، باعث خنده بر روی لبهایش شویم نه خشم و غضب بر روح و روان ایشان 🙏🌹
به نام خدا سلام کتاب صوتی تزیین مادر بزرگ نوشته گابریل گارسیا فوق العاده روان و عالی نوشته شده بود. بعضی مسائل کوچک و پیش پا افتاده اینقدر زیبا بیان شده بود که انسان را به نگاهی دوباره دعوت میکرد مخصوصاً آخرین داستان آن یعنی تدفین مادربزرگ بسیار نقادانه و زیبا نگاشته شده بود در کل کتاب نفدی بود به دوران و زمانی که گابریل گارسیا زندگی میکرد. به بی عدالتیها، بی نظمیها و نادانیهای جمعیت و کشوری که در بعضی جوامع وجود دارد. ترجمه آن بسیار خوب و روان بود و گوینده نیز با صدای زیبای خود آن را به بهترین شکل بیان کرده بود
با سلام به کتابراه و کتاب دوستان 🌱کتاب صوتی تدفین مادربزرگ اثر دیگری است از گابریل گارسیا مارکز که در ژانر رئالیسم جادویی به نگارش درآمده و قرار است روایتگر آخرین روزهای زندگی یک مادربزرگ باشد؛ البته، نه مادربزرگی عادی! طنز ظریف و نگاه تیزبین نویسنده در این اثر، از یک رخداد عادی طبیعت، یک شاهکار ادبی خلق کرده است. کتاب حاضر را می توان داستانی نمادین و البته فانتزی دانست. برای هر کسی که به ژانر رئالیسم جادویی با رگه هایی از طنز و تخیل علاقمند است، شنیدن کتاب صوتی تدفین مادربزرگ سرگرم کننده و لذت بخش خواهد بود. با تشکر از کتابراه 🙏👌
نه تنها تکه تکههای همین کتاب به هم مرتبط هست.
بلکه از اسامی و شخصیتهایی که توی کتاب صدسال تنهایی بودن هم در اینجا نام برده مثل سرهنگ خوزه آرکادیو بوئندیا. کتاب کاملا در فضای همان داستان صد سال تنهایی هست و در همان مکان داستان قبلی و این سبک رو من در نوشتههای دیگه ندیدم. فقط چیزی که دوست ندارم فضای نفس گیری هست که توی همه داستانهاش ترسیم میشه. یک حس غم و دلگیری داره تمام داستانهاش. اما در هر صورت نویسندهای هست که باید حتما یکی دوتا اثر رو ازش خونده باشیم. اگر کتاب خون هستیم
از سری کتابهایی است که به بینش عمقی عمقی نیاز دارد
درسته که خیلی روان بیان شده اما برای درک عمیق این داستانها باید آن را با شرایط امروز جامعه (و یا جامعه گذشته و زمانی که نویسنده در آن زندگی میکرد) مطابقت داد
اگر اهل خواندن کتابهای سیاسی و فلسفی و درکل اهل خواندن کتابهایی که به فکر کردن عمیق نیاز دارد نیستید و صرفا کتابهای داستان گونه و رمان میخوانید توصیه نمیکنم که بخونین
ولی اگر اهل تفکر هستید کتابی واقعا زیباست
به نظر من که داستانهایش چنگی به دل نمیزنه، البته داستان اینجا دزدی وجود ندارد خوب بود، شاید داستانها نیاز به تفسیر داره. یه هر حال اگه از طرفدارهای مارکز نیستین، ارزش خواندن نداره.
صدای راوی خوبه، اما ترجمه اشکالاتی داشت، میشد گفت توری به جای شبکه و یا پنکه به جای بادبزن برقی
مراسم مذهبی جمعه اول ماه؟؟ برای مسیحیها،
فکر کنم یکشنبه بوده که مترجم سرخود تبدیل کرده به جمعه.
پیش از گوش دادن به کتاب تصورم این بود که با یک رمان مواجه هستم در حالی که داستانهای کوتاه کوتاه بود که بنده فقط داستانهای خواب نیمروز سه شنبه و در این دهکده دزدی وجود ندارد و بعد از ظهر شگفت بالتاثار پسندیدم و بقیه داستانها به نظرم کمى گنگ بود به خصوص اون داستانی که پرندهها میمردند و اصلا نتونستم با بقیه داستانها ارتباط برقرار کنم خصوصا زمانى که اسم گابریل گارسیا به میان باشد انتظار آدم بالا میرود
نمی دانم چرا برخلاف انچه که از نویسنده انتظار داشتم نتوانستم آن ارتباطی که باید با داستان برقرار کنم. این کتاب شامل داستانهایی هست که در نقاطی با هم اشتراک و تلاقی دارند اما انچه که برای من ناخوشنوندی را به ارمغان اورد فضای سرد و بی روح به تصویر کشیدهی مارکز هست و این که در انتها بیشتر روایت سرنوشت انسانهایی هست که در فقر و بدبختی و تفکرات خود غوطه ورند و چیزی به من از باب مضمون نداد ❤️♥️♥️
قطعا کتابی با نویسنده معروف باید خوب باشد با وجود صدای خوب راوی کتاب و موسیقی مناسب با جعرافیای کتاب اما انتظاری که از این کتاب داشتم را بر اورده نکرد شاید نباید به ظاهر داستان توجه کنیم احتمالا هر کدام از شخصیتها نمادهایی از رجال وهر کدام از اتفاقها نمادی از وقایع اجتماعی سیاسی ان جامعه هستند با تمام احترام به قلم نویسنده وفکرشان برایم یک کتاب معمولی بود
مجموعه داستانهایی اکثرا متوسط که به دلیل سبک نگارش نویسنده، یا ضعف ترجمه یا خاستگاه فرهنگی اجتماعی ناآشنای داستانها، من نتونستم چندان راحت ارتباط برقرار کنم. بخصوص داستان تدفین مادربزرگ که به نظرم قطاری از توصیفات اغراق آمیز، آشفته و بی سامان بود که داستان رو تا حدودی تحمل ناپذیر کرده بود.
کیفیت صدای داستان دوم بد بود.
گویندگی خوب بود و چند تپق داشت که به نظرم به دلیل بافت کتاب و ترجمه بود.
من اولش فکر کردم که همهی کتاب ماجرای یک داستان رو روایت میکنه، ولی دیدم که هر بخش یک قصهی مجزا هست.
من از مارکز کتابی نخونده بودم و خیلی نتونستم با ماجراهای این کتاب به خصوص تدفین مادربزرگ ارتباط برقرار کنم.
اسم مکانها، مراسمها و حتی غذا و دسرهایی که پشت سر هم آورده میشد برام نامانوس بود.
از کتابراه و از خانم متین بختی برای توانایی در روایت کردن کتاب سپاسگزارم.
مجموعه داستان بسیار دلچسبی بود. داستانها در دهکده ماکوندو یعنی همان ده آرمانی رمان صد سال تنهایی میگذشت ولی این مجموعه به مراتب ساده تر و قابل فهم تر از رمان صد سال تنهایی است و برای شروع خواندن آثار جانب مارکز توصیه میشود علاقمندان از این مجموعه کوچک و دل انگیز شروع کنند. صدا و بیان راوی عالی بود. با سپاس از کتابراه
این کتاب مجموعه داستانهای کوتاه که در یک فضای مشترک هستند را روایت میکند. قلم مارکز خاصه از این جهت که شخصیتها و فضای داستان معمولا رئال نیستند و همین ویژگی سبکش رو متفاوت کرده. معمولا ترجمههای این سبکها خیلی خوب از آب در نمیاد و این کتاب هم تقریبا همین مشکل رو داره. گوینده، کتاب رو خوب روایت کرده.
سبک نگارشش مثل صدسال تنهاییه و حتی به شخصیتها و محیطش اشاره هم شده اما برای من جذابیت خیلی زیادی در حد صدسال تنهایی نداشت. البته بعضی داستانهاش جالب بود و در اصل اشارههای سیاسی داشت ولی بازم در اون حد نبودن که بگی واو. اگه دلتون برای قلم مارکز تنگ شده گزینه بدی نیست ولی در کل چیزی نیست که بخوام پیشنهادش کنم.
هر نویسندهی خوبی ممکن است آثار ضعیفی هم داشته باشد اما مارکز از آن جمله نویسندگان است که قدرت قلمش بینظیری دارد. مجموعه تدفین مادربزرگ مجموعهای از داستانهای کوتاه و جذاب است که مخاطب را تا آخرین لحظه در تعلیق نگاه میدارد. شنیدن این کتاب را به همه پیشنهاد میدهم از گوینده خوب این اثر نیز کمال تشکر را دارم.
راستش من کتاب صدسال تنهایی روهم که خوندم نتونستم ارتباط برقرار کنم ولی واقع هر کدوم از این داستانها احتیاج به تفسیر و تامل داشت مطمئنا هرداستان حرفی برای گفتن داره مثلا اون داستانش که پرندهها داخل خونهها بی دلیل میمیرن حتما نماد چیزی هست ولی متاسفانه من نتونستم با این کتاب هم ارتباط بگیرم. ممنون کتابراه
در رمانها شباهت مردم جهان برایم جالب است.
با تشکر از کتابراه عزیز و تیم هنرمند و فرهیخته ماه آوا بخصوص خانم راوی خوش صدا که با خوانش کتابها گسترش مطالعه کتاب را در کشور انتخاب کردهاند و لطفا تلفظ این واژهها و عبارتها را در فرهنگ لغت جستجو کنند: تارمی، پنس، کبره بسته، سربی رنگ، بروی ۲۴ برگ.
من از مارکز فقط صد سال تنهایی رو خوندم خیلی به دلم نشست... نمیدونم شاید فن بیان مارکز رو باید بشناسیم یا داستانهای بیشتری ازش بخونم ولی واقعا این داستانها به جز دو داستان اول منو جذب نکرد.. به هر حال ترجیح میدم بخونید خودتون نظر بدین من با دیدن اسم مارکز نتونستم از این کتاب بگذرم..
باسلام ودرود و همچنین تشکر از کتابراه
به نظر من فقط نقطه مثبت را بخواهم بگویم صدای گوینده بود و همچنین یه کم قصه "در این دهکده دزدی وجود ندارد " خوب بود مابقی قصهها برای من کششی نداشت و اینقدر توصیفهای اضافه و غیر ضروری زیاد بود که اصل قصه فراموش میشد در کل مطابق سلیقه من نبود
مارکز یکی از نویسندههای مورد علاقه من هست و خیلی از کتابهاش رو خوندم. متاسفانه این داستانهای کوتاه زیاد برای من جالب نبود و جذبم نکرد. از کتابراه ممنونم که این موقعیت رو در اختیار ما قرار داده که هر هفته و در مناسبتهای خاص بتونیم بعضی از کتابها رو رایگان بخونیم و یا گوش بدیم.
با مطالعه این کتاب، شباهت زیادی با آثار علی محمد افغانی و علی اشرف درویشیان احساس کردم. استفاده از افراد حاشیهای و کز (واژه محلی؛ نوعی غم آمیخته با بدبختی) برای بیان هدف نویسنده.
به نظرم اطلاع از شرایط فرهنگی و اجتماعی و جغرافیای داستان، برای ارتباط و درک بهتر موضوع لازمه
کتاب با داستانهای رندوم بودم، بیشتر به یه کتاب داستان کوتاه شبیه بود تا رمان. کل داستان مادربزرگ هم قسمتی کوچیک ازشو در بر گرفته بود. خلاصه که بد نبود ولی رشتهی داستانها رو گم کردم و نمیتونستم به هم وصلشون کنم... یا حتی پیامهای داستانها رو بفهمم.
با سپاس از ماه اوا
بسیار روان و فصیح این کتاب صوتی ارایه شده و داستانهای کتاب که چند لایه بودن اجتماع را بتصویر میکشید اول پیچیدگی داشتند اما هر چه جلوتر میرفتی درک بهتری از کتاب بدست میآمد که این شیوه نگارش مارسیا میباشد در کل کتاب خوبی بود.
گابریل گارسیا مارکز نویسندهای هست که کتابهایش را بصورت خاص مینویسد که شاید برای عدهای حتی نامفهوم باشد یعنی نویسنده در واقع سبک خاصی دارد که شاید برای بهتر فهمیدن چند دفعه باید به رمان گوش داد در هر حال برای یک بار شنیدن این رمان بد نبود. ممنون
کتاب خوبی است ولی خیلی نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم، چون هر داستان حال و هوای متفاوتی داشت، بعضی از داستانها هم در فضای کتابهای دیگر این نویسنده است مانند صدسال تنهایی، حتما باید چندبار کتاب را مطالعه کرد تا پی به مفهوم داستانها پی ببرید
درود. کتاب تدفین مادربزرگ ارزش شنیدن دارد مخصوصا به دوستداران سبک رئالیسم پیشنهاد میکنم. این کتاب مجموعه داستانهایی از دهکدهای است و بازهی زمانیای از زندگی اهالی را روایت میکند.
تشکر ویژه از راوی عزیز و کتابراه. 🌸
با سلام
این اثر هم عین صدساله تنهایی منو برد به دنیای نویسنده. من واقعا آثارش رو دوست دارم و لذت میبرم از تایمی ک باشنیدن آثار ایشون میگذره. داستانها گیرا بودن. محیط ماکوندو تغییر زیادی نکرده بود و در کل باید بگم عالی بود
مارکز
این دومین کتاب است از این نویسنده بزرگ که من شنیدم، صد سال تنهایی را سالها قبل مطالعه کردم منتهی احساس میکنم با تمام کتابهای ایشان نمیتوانم رابطه برقرار کنم
ممنون از کتابراه
این کار هم مثل اکثر کارهای مارکز به سبک رئالیسم جادویی هست، داستان تمثیلی هست و دارای یک طنز سیاه که در نوع خودش خیلی جالب توجه هست. در این اثر فضای سیاسی و اجتماعی کشورهای امریکای لاتین بر کل داتان سایه انداخته.
به جرات میشه گفت یکی از بهترین اثار مارکز محسوب میشه، یکسری از کامنتها از ترجمه کتاب ایراد گرفتن ولی ساختار نوشتاری مارکز همینه، کمی سنگین مینویسه و این ربطی به مترجم نداره، در دیگر آثارش هم همین خصوصیت دیده میشه.
حقیقتش چندان متوجه ربط داستانها به هم نشدم. اگه به هم مربوط بودن البته! شاید چون از فضای زندگی نویسنده دور و باهاش نا آشنا بودم نشد ارتباط بگیرم و اشارات سیاسی اجتماعیای که داشت متوجه بشم. درکل چندان خوشم نیومد.
اول که شروع به شنیدن کتاب میکنی یکم سخته باهاش ارتباط برقرار کنی ولی هر چه قدر میگذره داستان جالب تر میشه. صدای گوینده هم خیلی واضح و هم خیلی دلنشین. و در واقع ترغیب میشین حتما تا آخر کتاب رو گوش کنید
باسلام. تشکر میکنم از راوی وگروه پر توانشون، وهمچنین کتابراه عزیز..
به نظرم باید دوباره گوش بدم تا بیشتر کتاب رو بفهمم ودرک کنم.. چون نتونستم خیلی عمیق باهاش ارتباط برقرارکنم..
ولی بهرحال نکتههایی رو ازش یاد گرفتم. 🙏
چند داستان کوتاه و در نهایت به هم مرتبط
روان و ساده که پیچیدگی مفهومی خودش رو داره
اگه به نوشتار مارکز علاقه دارید بهتون پیشنهاد میکنم اما اگه دنبال رمان خاص و هیجان انگیزید خیر
یه مقداری بهم مربوط کردن بخشهای داستان با هم سخت بود… قسمت آخر داستان کاملا حس کردم که جنبه سیاسی داره و اشاره و کنایه هاش مشخص بود ولی در مورد اول داستان خیلی پیام دقیقی دست گیرم نشد!
مثل سایر کتابهای گابریل گارسیا مارکز بسیار دربارهی جزئیات بی اهمیت با آب و تاب شاعرانهای توضیح داده شده. کتابی فوق العاده حوصله سربر و بی جذابیت هست که قبل و بعد از خواندنش مثل همه.
صدای گوینده خوبه بعضی از داستاناش قشنگه من خودم از داستان اول و اخرش خوشم اومد خب عیبی که میشه روش گذاشت بهتر بود داستان حول محور یک شخصیت می چرخید و نه چند داستان متفاوت
کتاب برای من کمی سخت بود و راحت نمیشد با کتاب ارتباط برقرار کرد
هر بخش، قصهی مجزا دارد و من واقعا متوجه بعضی از اتفاقات نمیشدم
صدای راوی خیلی دوست داشتم ممنون از کتابراه
اگه باخودمون رو راست باشیم. و نخواهیم خودمون رو گول بزنیم، نوشتههای این نویسنده باب طبع ما ایرانیها نیست. مثل غذاهاشون. دلیلم؛... نظرات خوانندهها رو بخونید، در مورد تمام کتاب هاش.
نقطه قوت کتاب توصیفات بی نظیر نویسنده بود که باعث میشد مخاطب تمام جزئیات را مجسم کند م در عین حال ملال آور هم نبود.
صدا و لحن گوینده هم عالی بود.
ممنون از کتابراه
عالی بود این کتاب کاملا با احساسات و عواطف من سازگار بود این دومین کتاب بود از این نویسنده که خوندم قبلا صدساله تنهایی رو خونده بودم مثل کتاب قبلیش دوست داشتم ممنون
من داستان این دهکده دزدی ندارد و خیلی دوست داشتم
داستانها روان بودن ولی پی بردن به داستان واسم سخت بود یه جورایی واسم پیچیده بود
فک کنماخر داستانها باز بود
چون من اصلا نفهمیدم چرا باید از اسمون پرنده بیوفته تو خونه و بمیره و بعدشمانداختن گردن یه یهودی
ولی این دهکده دزدی ندارد و دوست داشتم و داستان اول خیلی ناراحت کننده و جالب بود به نظرم زنی که رفته بود سر قبره پسرش که برا دزدی رفته و اونو کشتن
از جایی دلم گرفت که گف هر لقمهی نونی که میخوردم یادم میومد که پسرمچقد مشت و لگد خورده تویه رینگ و اونجایی که میگفت تمام دندون هاشو مجبور شد بکشه
بخاطرخواهر و مادرش که براشون لقمهی نونی بیاره
صدایه گوینده به نظرم عالی بود
میتونست یه نفره صدایه پیر زن دختر جوان یا زن میانسال و در بیاره
ممنونم از کتابراه