وای وقتی که گفت از اینکه جواب مردمو چی بده رفته تویه جنگل تا غروب تا کسی اونا نبینه
و بعدش که گفت خود زنش امده و حاجت روا شده و شفا پیدا کرده
بغض کردم
امامرضا امام مهربونیا😢
کتاب خوبی بود کوتاه و دلنشین و پایان خوشی هم داشت، فقط هیجانی در کتاب نبود خیلی خیلی ساده بود. شاید همین سادگی و معمولی بودن کتاب باعث میشه آدم انتظار بیشتری داشته باشه.
هم داستان وهم صداى گوینده واقعا عالى بود قربون امام رئوف علی ابن موسى الرضا علیه السلام برم الهى خدا کنه اون توکل وامیدى که رستم داشت رو ما هم بدست بیاریم به لطف حق تعالى
کتاب خوبی بود و یادآور انسانهای معتقد و مذهبی با سرشتی پاک و دلهایی روشن به زلالی آب روان که اعتقادات مذهبی و دینداریشان بی ریا و خالص برای معبودیادشان گرامی
این داستان کوتاه با گویندگی مناسب درباره مردی است که زندگی خوبی درد اما از هنگامی که همسرش مریض میشود زندگی او سخت میشود و... شنیدن این اثر را توصیه میکنم.
این کتاب خیلی منو تحت تأثیر قرار داد و از شنیدنش لذت بردم و بارها گوش کردم. سادگی در کلام نویسنده قابل تقدیر بود و صدای گوینده هم به موضوع کتاب میخورد
متشکرم
و بعدش که گفت خود زنش امده و حاجت روا شده و شفا پیدا کرده
بغض کردم
امامرضا امام مهربونیا😢