نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی یادت نرود که... - یاسمن خلیلی فرد
4
62 رای
تجربه زیستهی عشق برای هر فرد آنقدر خاص و متفاوت است که عشقهای یکطرفهی نافرجام هنوز هم میتواند سوژهی جذابی برای مخاطب به شمار بیاید. به خصوص اگر این عشق با چاشنی مهاجرت یکی از آن دو و بی خبری مطلق عاشق و معشوق از یکدیگر همراه باشد. داستان یادت نرود که نوشته یاسمن خلیلی فرد، روایتگر داستان عاشقانهایست که از زاویه دید دانای کل روایت میشود. اگرچه میتوان در داستانهای عاشقانه شباهتهای فراوانی را جستجو کرد اما چیزی که این کتاب را در سایر نوشتهها متمایز میکند، زمان وقوع داستان است. جنس احساسات هر نسل با نسل بعدی متفاوت است. خلیلی فرد در کتاب خود از حال و هوای دهه شصت میگوید و به روابط قشر خاصی از جامعه در آن دوران میپردازد. سپس او داستان را 15 سال به جلو میبرد و در دهه 70 یک عشق قدیمی که از سختیها عبور کرده و در سرازیری افتاده است را به تصویر میکشد.
یادت نرود که... عشق نامیراست؟؟ چرخش روزگار هست؟ روابط انسانی حاکمیت مطلق دارد؟ نویسنده به دقت روابط انسانی و مناسبات آدمهای قصه را در رمان ترسیم میکند. هر شخصیت برای بودنش در رمان دلیل دارد و عقوبت همه تعریف میشود. قصه روان پیش می رود و با اینکه شخصیت محوری پر از ایراد و گذشته نامطلوب و خودخواهی های افراطی است. با اینکه شخصیت اصلی (کیوان کامیاب) به هیچ وجه به کامیابی نرسیده و آن کلیشه رایج مثبت گونه نیست اما در بند بند داستان خواننده را درگیر و همراه میکند. آدمها تازه آند بی نشانه های تکراری و غلو شده. یادت نرود که... از آدمهایی حرف میزند که کوله بار حسرت و دریغ را در زندگی به دوش کشیده آند و هیچوقت نتوانسته آند برای دل خودشان و به خواست ساده قلبی اشان انتخاب کنند و آرامش داشته باشند. رمان فوق عصر اکنون را در آلبومی تلخ به مخاطب نشان میدهد
واقعا زیبا بود اما بسیار غمگین.... تاثیر گذار بود برام، ای کاش همه قدر لحظات باهم بودن و بدونیم، بعداز اتمام داستان انگار حال شخصیت فروغ و درک میکردم، داستان طوری پردازش شده که میشه با شخصیتها حس نزدیکی کرد، در کل از شنیدنش راضی هستم، البته صدای راوی زیباست اماسرعت بیانش برای من یکم کند بود من این کتاب و رو دورهای سریع تر گوش دادم
کتاب درباره عشق هایی بی سرانجام است. ماجرای گروه دوستانی که دکتر هستن و از لحاظ مالی در وضعی خوب رو روایت میکنه و بین حال و آینده اونا داستان رو پیش میبره. از اون کتابایی نبود که موضوع خاص یا نثر خاصی داشته باشه و میشه گفت در طبقه کتابای عاشقانه معمولی جوون پسند قرار میگیره. نثر و نحوه روایت رو دوست نداشتم. در کل چیز خاصی نبود. راوی هم معمولی بود.
کتاب روان و خوبی بود فضاسازی عالی بود ولی در مورد شخصیت فروغ و سیروس که یکی از شخصیتهای اصلی داستان هستن یکم غیر واقعی با فرهنگ جامعه ما اغراق داشت. آخر داستان جمع بندی خوبی داشتصدای خانم دهقانی در خوانش شخصیتهای سردو نا امید مثل کامیار یا فروغ بسیار فراز و فرودها رو خوب منتقل میکنن.
داستان رو دوست داشتم. ارزش شنیدن را داشت. داستان روایت زندگی افرادی از طبقه تحصیلکرده و مرفه و به اصطلاح روشنفکر جامعه است که همگی اهل کتاب و هنر و مباحث علمی هستند. اما بنیان خانواده در این طبقه بسیار سست و متزلزل است. حتی عشق در تفکر این گروه بسیار متفاوت از چیزی است که در حقیقت وجود.

داستان مربوط به گروهی از دوستان هستش که ١٠ یا ١٢ سال پیش اتفاق افتاده و اکثرا پزشک هستن
فروغ یه زن کاملا بی احساس و بیروح هست و خودشم نمیدونه از زندگی چی میخواد
باوجود تمام مزیتهایی که داره ولی بازم افسرده است.
البته یه دلیلش ریشه در نوجوانیش داره که پدرش به مادرش خیانت میکنه.
این باعث میشه که کل زندگیشو خراب کنه و درازدواج هایش شکست بخوره
کیوان هم یه شخصیت متزلزل و بی هدفی داره و دائم از این شاخه به اون شاخه میپره و تو تمام روابط عشقی و ازدواجیش ناموفقه
همه این دوستان رده سنی ٤٧ و ٤٨ هستند تا ٥٠ و ٦٠ سال
نویسنده با وجود سن کمش تونسته حال و هوای دههی شصت و ارتباط بین این دوستان رو خیلی خوب توصیف کنه.
فضا سازی و نوع داستان پردازی خیلی واقعی به نظر میاد.
از نظر حال و هوای بیمارستان و اطلاعات پزشکی هم تا درصد زیادی صحیح بنظر میومد، پایان داستان هم خوب بود.
سیروس با اینکه یه مرد تحصیلکرده و خوب و موفقه ولی چون عاشق فروغ شده زندگیش میبازه.
در نهایت هم میذاره و میره.
در کل داستان زندگی آدمایی هست که ممکنه نمونه هاشون اطراف خودمون زیاد باشن ولی قضیه نادیا و زندگی افسانهای مهشید یکم اغراق شده بود.