نظر غلامرضا رمضانی برای کتاب صوتی یادت نرود که...

یادت نرود که...
غلامرضا رمضانی
۱۴۰۵/۰۱/۱۵
10
یادت نرود که... عشق نامیراست؟؟ چرخش روزگار هست؟ روابط انسانی حاکمیت مطلق دارد؟ نویسنده به دقت روابط انسانی و مناسبات آدمهای قصه را در رمان ترسیم میکند. هر شخصیت برای بودنش در رمان دلیل دارد و عقوبت همه تعریف میشود. قصه روان پیش می رود و با اینکه شخصیت محوری پر از ایراد و گذشته نامطلوب و خودخواهی های افراطی است. با اینکه شخصیت اصلی (کیوان کامیاب) به هیچ وجه به کامیابی نرسیده و آن کلیشه رایج مثبت گونه نیست اما در بند بند داستان خواننده را درگیر و همراه میکند. آدمها تازه آند بی نشانه های تکراری و غلو شده. یادت نرود که... از آدمهایی حرف میزند که کوله بار حسرت و دریغ را در زندگی به دوش کشیده آند و هیچوقت نتوانسته آند برای دل خودشان و به خواست ساده قلبی اشان انتخاب کنند و آرامش داشته باشند. رمان فوق عصر اکنون را در آلبومی تلخ به مخاطب نشان میدهد
هیچ پاسخی ثبت نشده است.