کتاب جالبی بود
داستان اول باغ غم خیلی جالب بود
اعتیاد ایرانیان به غم و غصه در داستان بسیار مشهود هست. در ضمن دیدگاه یک کودک از غصه خوردنهای بزرگترها بسیار جالب و واقعی نوشته شده است واقعا دنیای کودکان با دنیای بزرگترها کاملا متفاوت هست برای همین هم در ایران بزرگترها به خودشان زحمت نمیدهند تا دنیای کودکان را درک کرده و از نگاه آنها نیز به دنیا نگاه کنند برای همین خیلی از مشاجرهها غصه خوردنها و غیبتها در حضور کودکان صورت میگیرد زیرا برداشت بزرگترها چنین است که آنها چیزی نمیفهمد ولی واقعیت این است که آنها در دنیای دیگری سیر میکند که بسیار فراختر بزرگ تر و گسترده تر از دنیای کوچک ماست یادم میآید زمانی که کتاب "پدر آن دیگری" را خواندم پس از آن دیگر جرات شوخی کردن با کودکان را نداشتم زیرا با خواندن آن کتاب متوجه شدم هر جمله هر کلمه و هر رفتار بزرگتر میتواند دنیایی عجیب برای کودکان بسازد که این دنیا میتواند برای آنها ویرانگر و یا عامل موفقیت باشد
نقد کتاب
داستان واقعا دلنشین و همچنین غمناکی بود
داستان دو بخش داشت که به خوبی به هر بخش پرداخته شده بود و اطلاعات خوبی ارائه کرد
در بخش اول داستان ابتدا با شخصیتها و خط روایی داستان آشنا شدیم و رفته رفته با روایتهای تکان دهنده.
یکی از خوبیهای این کتاب این بود که میتوان به خوبی با روایتها و اتفاقات ارتباط برقرار کرد چرا که نویسندگان قدرتمند و مهمتر از همه ایرانی بودند که در درک کتاب بسیار کمک حال بود.
گویندگی و صداهای زمینه بسیار عالی و مرتبط بودند طوری که احساس غم در رگها نفوذ میکرد
فقط تنها مشکل این بود که داستان زیاد انعطاف و تغییر پذیر نبود و ژانر یک دستی را میپیمود
نقاط قوت
نگارش عالی
نویسندگان قدرتمند و ایرانی
گویندگی عالی
نقاط ضعف
عدم انعطاف پذیری در ژانر و اتفاقات داستان
اولین بار بود که از زنان نویسنده ایرانی قصه شنیدم صدای راوی آهنگهایی که ازشون استفاده شده بود همشون به غمگینی قصهها بودن باعث میشدن غمگینی را چندصد برابر بیشتر حس کنم با این حال عالی بود تصمیم دارم کتابهای دیگه هم از این نویسندهها بخونم امیدوارم بهتر باشند و به این غمگینی نباشن
از یه طرفی هم مشخصه که چرا این نویسندهها اینقدر غمگین داستان نوشتن برای فهمیدنش فقط کافیه نگاهی به مادران و مادربزرگامون بندازیم
به نظرم دیگه کافیه این همه اشک و آه و ناله کردن ما زنهای ایرانی هم باید طعم شیرین لذت بخش بودن زندگی را درک کنیم و این رو باید توی همه چیز انعکاس بدیم چه داستانمون باشه و چه چیزهای دیگهای که زنها مخصوصاً زنهای ایرانی از کنارشون میگذرن
به امید زندگی بهتر 🌈🐛🍓
درود، در رابطه با داستان باغ غم باید بگویم که یک موضوع کلیشهای و غمگین داشت که هر کسی میخواست با احساسات دیگران بازی کند این موضوع به ذهنش خطور میکرد. توصیف بیش از اندازهی محیط و اشخاص هر چند که باعث تصویر سازی بهتر شنونده میشد ولی جاهایی در همان اوایل و اواسط داستان از حد میگذشت و حوصله آدم را سر میبرد، اواسط داستان با یک خط صاف از اتفاقات را بیان میکرد و سعی شده بود احساسات یک دختر کوچک را به تصویر بکشد و در پایان هم تنهایی آن را شرح داده بود. داستان مهدخت را من خیلی نفهمیدم گویا یک داستان بی سر و ته از درختی به اسم مهدخت داشت که استعارهای از بعضی انسانها را شامل میشد. صدای نویسنده نیز گویی بود که باید به آن عادت میکردیم، سپاس.
راوی قصه صدای خوبی داشت و به خوبی داستان را بیان کرده بود. در رابطه با کتاب قسمت مهدخت گنگ نوشته شده بود طوری که اولش فکر کردم داستان دیگری شروع شده و بعد متوجه شدم ادامه داستان قبلی است و اما در رابطه با باغ غم خیلی خوب نوشته شده بود در داستان توصیف ها به خوبی صورت گرفته بود و تجسم محیط رو برای خواننده یا شنونده آسان می کرد و این نکته که به کودکان در رابطه با اتفاقاتی که در دور و بر آن ها می افتد اشاره کرده بود که آن ها را با تصورات ذهنی خودشان جا می گذاریم و توجهی به آن نمی کنیم که شاید درست و شاید اشتباه هست ولی قطعا تنها گذاشتن کودکان با تصورات خودشان و حرف نزدن با آن ها فکر خوبی نیست که نویسنده دنیای کودکان رو به خوبی به تصویر کشیده بود
عاللللییییی عالی و بینظیر و خانم شبنم خاکی چه زیبا و مسلط اجرا کردند این اثر زیبا را. ⚘⚘⚘⚘
مدتها بود که دلتنگ این سبک داستان بودم و بند بند وجودم در لحظه لحظه داستان فرو رفت. چه تخیل قوی و چه قلم پرقدرتی از خانم پارسیپور من را به روزهای دور و دست نیافتنی ولی شیرین کودکی برد.
قداست طبیعت در تفسیرشان از باغ منعکس شده بود و داستان پردازیشان از زاویه دید یک کودک احترام به حریم پاک کودکان را در وجودم دو چندان کرد و یقیناً از حالا به بعد بیشتر و دقیقتر درکشان میکنم و دل به دلشان میدهم.
داستان کوتاه خانم بهرامی هم جالب بود.
ممنون از کتابراه برای این انتخاب به جا👏👏👏👏👌👌
بعضی از کتابها را باید زندگی کرد و این کتاب از اون دست کتابها بود.
در ارتباط با داستان اول فضا سازی کتاب منو برد به روستاها به زندگی واقعی و یه حسی مثل شازده کوچولو داشت و اخرش مثل اون تموم شد.
اما درس داستان اول کودکان بیشتر از چیزی که فکر میکنیم میفهمند و درد میکشن با یک کودک باید صادق بود به زبان خودشون باید توضیح داد بهشون تا نابود نشوند.
داستان دوم فضا سازی محشر میشه باهاش حس کرد یک درخت هستی قسمتی از طبیعت واقعی و حس مادرانه و درد هنگام زایش.
اما درس این داستان درد در زایش در رویش همیشه تغییر دردناکه هرچند گاهی زیباترین اتفاقه.
درود
💙با همه احترامی که برای نویسنده قائلم، ابدا با داستان مهدخت ارتباط نگرفتم. پس نه نظری و نه نقدی
💙گوینده، در باغ غم حق مطلب را در مورد داستان ادا کردند. عالی بود
💙ولی خود داستان، با وجود رعایت اصول داستانی، شخصیت پردازی و فضاسازی، و حتی رساندن مفهوم غم انگیز داستان ک مد نظر نویسنده بوده، خیلی خشک وخشن است. بعنوان خواننده درگیر پیدا کردن لغتی بودم تا بار عاطفی حسم از داستان را برساند، که نیافتم.
💙شنیدن را به کسانی توصیه میکنم ک خیلی دلشاد هستند و بدنبال چاشنی غم میگردند و یا میتوانند بی تفاوت بگذرند. من که نتوانستم.
داستان باغ غم بسیار زیبا، دلنشین و متاثرکننده بود. نکتههای آموزنده و روانشناسی زیادی در این داستان وجود داشت، اینکه بزرگترها درباره مرگ پدر این دختر بهش دروغ گفتن و باعث بی اعتمادی کودک نسبت به خودشون شدن و مادر کودک بدون اطلاع دخترش ازدواج میکنه و بچه دار میشه و با اینکه کودک همه این موضوعات رو حس و درک میکنه چون بهش توضیحی داده نمیشه و از نظر روحی و روانی آمادگی پیدا نمیکنه از مادرش دور میشه و غم غربت و کمبود پدر رو تازه احساس میکنه. داستان مهدخت جالب و قابل درک نبود. خوانش خانم شبنم خاکی با صدای بسیار زیباشون عالی بود.
سلام، داستان باغ غم عالی بود، قلم نویسنده قوی و فضا سازی داستان عالی، تشبیهات شیرین و دوست داشتنی بود، موضوع یتیم شدن یک کودک و ازدواج مجدد مادر و ضربهی روحی که به کودک وارد میشود، چیزی که بزرگترها به ندرت درک میکنند و متوجه میشوند، به خوبی بیان شده بود و بسیار تاثیر گذار بود، این داستان هرگز فراموشم نخواهد شد. اجرا و صدای گوینده هم عالی و بی نقص بود.
اما داستان مهدخت مفهوم و جالب نبود.
از کتابراه بسیار سپاسگزارم و منتظر اثر بعدی از نویسنده داستان باغ غم هستم.
داستان باغ غم دستان زندگی دختر بچهای است که پدرش را ازدست داده است که دربخش اول داستان روحیه، اخلاق ورفتار دختر همچنین شرایط زندگیاش برای ما بیان
می شود ودر بخش دوم داستان مادر دختر دوباره ازدواج میکند و شیوه برخورد دختر باشرایط جدید زندگیاش بیان میشود.
داستان مهدخت یک داستان مسخره وچرند (البته قصد توهین ندارم ونظرم رابیان میکنم) درمورد تناسخ است.
راوی کتاب به خوبی اجرا کرده است ومن ایرادی دراجرا ندیدم که بگویم ودراخر هم من کتاب را دوست نداشتم.
کتاب خیلی خوبی بود
تشبیه درختان به انسانها و حالات انسانی احساسی بود وباعث لمس بهتر داستان میشد مخصوصا در داستان مهدخت که برام نماد زایش و نو بودن رو داشت.
در داستان باغ غم نویسنده احساسات یک کودک رو هنگام ازدواج مجدد والدش با زبان ساده کودکانه توصیف کرد و ازدواج مجدد رو از زاویه دید یک کودک وعمق تنهایی که حس میکرد رو ماهرانه روایت کرد.
ممنون از کتابراه عزیز🌺
داستان باغ غم من رو به باغ اسرار کودکانه برد؛ جایی که تخیل پرورش پیدا میکنه، رویا شکل میگیره، درختا، گل و سبزی و زنگولهها جون میگیرن.
یک دنیای زیبا و آسیب پذیر که با کوچکترین نگاه نا آشنای مادر تبدیل به کابوس و غم میشه.
فضا سازی داستان عالی و ملموس بود.
تشبیههای جالبی داشت.
صدای گوینده و موسیقی متن و صداهای پس زمینه جذابیتش رو صد چندان کرده بود.
با تشکر از کتابراه
بادرود وتشکر ازتیم کتابراه. گوینده داستان عالی بود ومن دوست دارم کتابهای قویتر را باصدای ایشان گوش بدهم.. اما دربارهی نویسنده بایدبگم درسته تعریف کردن ازفضای داستان به ملموس بودن آن کمک میکند.. اما آنقدر ازدرخت وباغ وداستان مکرر ومکرر شنیدم که حالت مستند به خودش گرفت ومکالمهی کم وموضوع داستان توش گم شد.. واقعا توصیه نمیکنم به کسی خرید داستان رو..
داستان باغ غم عالی بود. فضاسازی داستان خوب بود و باعث ارتباط خوب خواننده بامفهوم داستان میشد. نادیده گرفته شدن کودکان توسط بزرگسالان. اینکه فکر میکنیم چیزی از رفتارها و حرفهای ما متوجه نمیشن و با رفتارهای اشتباهمون تاثیرات منفی روی بچهها میذاریم به خوبی در این داستان به تصویر کشیده شده. ولی با داستان مهدخت ارتباط نگرفتم و اصلا برام جالب نبود.
برای من جالب بود، ازدواج مجدد مادر از دیدگاه کودک خردسالش، به نظر من میتواند اینجور داستانها و قصهها راهگشایی برای شناخت و درک دنیای کودکان باشد و مدام به بزرگسالان هشدار دهد با احتیاط رفتار کنید! دنیای معصومی که ممکن است به یکباره فرو ریزد. روایت داستان هم زیبا و دلنشین بود و حس و حال کودک را خوب القا میکرد.
داستان باغ غم خوب بود و البته بسیار غمناک ولی اگر طولانی تر هم بود شنونده را به دنبال خود میکشید.
ولی داستان مهدخت را حقیقتا درک نکردم و با اینکه قبلا کتاب طوبی و معنای شب را از خانم پارسی پور خوانده و لذت برده بودم ولی از این داستان نه چیزی نفهمیدم و نه ارتباط برقرار کردم.
روایتها خوب بود.
کتاب بسیار جالبی بود و البته در فضای داستان غم و اندوه حاکم بود و از این نظر داستان انعطاف پذیری کمی داشت برای کسانی که به ادبیات امروز ایران و همچین داستانهای کوتاه علاقه مند هستند بسیار مناسب میباشد سبک داستان بسیار روان بود و گویندگی عالی نیز داشت که باعث ارتباط بهتر با داستان میشد
با داستان مهدخت نتونستم ارتباط خوبی برقرار کنم اما داستان باغ غم خوب بود قلم قوی نویسنده به همراه فضا سازی زیبا گویندگی خوب و اثر گذار و موسیقی که پس زمینه این داستان شده بود همگی کمک میکرد تا شنونده بتونه به خوبی با این داستان ارتباط برقرار کنهای کاش داستانهای بیشتری در این کتاب گنجانده میشد
گوینده فقط روخونی میکنه اما موسیقی پس زمینه خوب انتخاب شده. مجموعه شامل دوتا قصه است یکی فقط ۴ دقیقه و یکی طولانی. من داستان کوتاه رو گوش دادم ولی بنظرم اصلا صدای گوینده کشش نداشت چون برخلاف بقیه کتابهایی که گوش داده بودم در همین چند دقیقه بارها رشته کلام رو از دست دادم و متوجه داستان نشدم.
خوب بود برای یک بار گوش دادن. داستانها کوتاه هستند و میتوان در مدت زمان کمی به اون گوش داد. داستان اول راجب به دختری یتیم است که خودش نمیداند یتیم است او پدرش را از دست داده اما بزرگترها به او گفتهاند پدرش به کربلا رفته او از کربلا میترسد و فکر میکند هر کسی به کربلا برود دیگر برنمیگردد و...
صدای راوی و انتخاب آهنگها بسیار زیبا و دلنشین بود... خود داستان خیلی زیبا شخصیت یک کودک حساس و اثر بد دروغ گفتن به بچه رو نشون میداد و درواقع مراحل شکل گیری طرحوارههای چنین شخصیتی رو به تصویر کشید... عالی بود ممنون... صدای آرام بخش و زیبا خوانی راوی زهر داستان رو کم کرد... ممنون موفق باشید
نویسندگان زن همانند خوانندههای زن اونقدری که باید و شاید عرف پیدا نکردن در جامعه و فرصت ترقی و پیشرفت در اختیارشان قرار نمیگیره لذا میشه با شرایطی ک وجود داره و مبنی بر استعدادهای زنان به این کتاب نمرهای فرا تر از نمره کتبی داد که در قالب کلمات نمیگنجاید
بیش از حد غمگین هست. از خوندن کتاب هیچ احساس خوبی به شما دست نمیده و گویا این غم نهفته هر ایرانی هست که هر کس به یک شکل اون رو بروز میده.
آرایههای تعبیر اماکن و اشخاص به زیبایی مجسم شده و صدای گوینده هم در انتقال این تجسمات بی تاثیر نیست
فقط توصیف بود. توصیفها قشنگ بودن ولی واقعا نمیشد اسم اینها رو داستان گذاشت. بخصوص با اون صدای گوینده که از اول تا آخر بغض آلود میخوند. من خوشم نیومد راستش انگار هر وقت پای داستان نویسی زنان ایرانی میاد وسط، قطعا افسردگی و غم و غصه باید همراهش باشه
باسلام
در مجموع کتاب خوبی بود خب هنگام گوش کردن کتاب به ذهن تصورات زیادی خطور میکند. که به دوران کودکی مربوط میشود.
یه پیشنهاد
اگه امکان داره در آخر هفتهها کتابهای تاریخی هم قرار بدید. با تشکر
داستانهای جالبی بود مخصوصا باغ غم که به دو دنیای متفاوت کودکانه و بزرگسال پرداخته بود، دیدگاه متفاوت کودکان نسبت به محیط اطراف رو کاملا مشهود بیان میکرد که شایدموضوعی از نظر ما بزرگسالها مهم نباشه اما در روحیه کودکان تاثیر زیادی داره.
ای کاش داستانهای بیشتری در این کتاب بود داستان اول بنظرم خیلی زیبا بود مخصوصا شخصیت مادر جالب بودو خیلی زیبا توصیف شده بود و دنیای کودکانه شخصیت اصلی به خوبی بیان شده بود و کاملا قابل درک بود فقط بنظرم آخر داستان میتوانست کامل تر باشد
وقتی خودت رو جای اون دختربچه که تو دنیای کودکیش چشم انتظار پدرش بوده و ناگهان همزمان با فهمیدن فوت شدن پدرش مادرش رو هم در حال ازدواج با مرد دیگری میبینه میگذاری، تازه میفهمی که دنیا برای بعضیها چقدر تلخ و نامهربانه
کتاب جالبی بود گویندگی عالی بود.
داستان اول دو بخش بود که بخش اول شخصیتها و کلیت داستان مطرح شد و در بخش دوم احساسات یک کودک رو به زیبایی بیان کرده بود.
توصیفات عالی بود.
داستان دوم هم زیبا بود.
نتونسم با داستانها ارتباط برقرارکنم نمیدونم چرا انقد برام گنگ و بی مفهوم بود. این نظر شخصی من بود اما نمیتونم به صراحت بگم کتاب خوبی نیست شاید باشند کسانی که کتاب رو درک و ازشنیدنش لذت برده باشن باتشکرازنویسندهی محترم
هیچکدام از دو قصه نظر من رو جلب نکرد با اینکه از خانم شهرنوش پارسی پور داستانهای زیادی خوندم و فکر میکردم داستان جدیدی گوش میکنم ولی به نظرم اومد قصه مهدخت شرحی کوچک از تکه ایی از داستان زنان بدون مردان هست.
بسیار غمگین، بطوریکه بعد از شنیدن کاملا احساس از دست دادن انرژی کردم و فقط بخش یک را تونستم بشنوم، کتاب باید ایجاد انگیزه و امید کنه که خواننده واقعا سر شوق بیاد نه اینکه همه انرژیاش تخلیه بشه.
داستان اول یعنی باغ غم خیلی زیباست، توصیف دقیق و جذابی که نویسنده از همه چیز میکنه داستان رو دلنشین کرده صدای گوینده این جذابیت رو مضاعف کرده... راستش از داستان دوم خیلی خوشم نیومد
سلام و درود
من به شخصه نتوسنتم باهاش ارتباط برقرار کنیم.
یکمی احساس میکنم که ضعیف بودش.
شاید شما هم همچنین حسی رو داشته باشین.
کتاب خوب از نظر من کتابی هست که زیاد نپیجونه،
واقعا تبریک به خانم پارسی پور با این داستان زیبا به جرات یکی از یباترین قصههای ایرانی بود که در این مدت خواندهام بسیار لطیف زیبا و راوی بسیار عالی و پراز احساس ادا کردن حق مطلب رو خیلی لذت بردم
مرسی از کتابراه که این فرصت را فراهم کرده که ما بتوانیم از این کتابهای گران بها استفاده کنیم لذت ببریم و با واژه به واژه گوینده لذت ببریم چنان که خود در داستان هستیم
با سپاس فراوان
این آثار نشانگر این است که بانوان سرزمین ما در دست به قلم داشتن واقعا قابل احترام هستند و باید بخاطر هنر آنها احترام خاص گذاشت، من بیشتر دوست دارم افتخار کنم تا نظر.
کتاب خوبیه گوینده و اهنگی که داشت قشنگ غم رو نشون میداد ولی امکانش هست سلیقه هر شخصی نباشه توصیف کاملی از فضا و اشخاص داشت جوری که میتونستی وارد داستان بشی و لمسش کنی
کتاب مفیدی است آن هم زمانی که نیاز به فرو رفتن در خود دارید. صدای آرامش بخش گوینده در کنار کلمات جا افتاده نویسنده موجب میشود در زمان گوش دادن به کتاب از اطراف خود دور شوید
یک کتاب صوتی بینظیر که موقیعیتهایی غمناک داره ولی ولی کتابی بود دلنشین
توصیه توصیه دانلود شود و خوانده شود
خطر خطر مبتلا به گوش دادن هزار باره صد درصد
خلاصه که عالی بود
عمیقاً لذت بردم و با وجود کوتاه بودنش بهتون داستان خوبی رو عرضه میکنه مخصوصا باغ غم که شما رو به حس حال دختر بچهای میبره که میخواین بهش دلداری بدین و پای صحبتهاش بشینین...
کتاب باغ غم متن ادبی جالبی دارد و ما را با خود به دوران کودکی و رویاهاوترسهای آن دوران میبردومن ارتباط خوبی با قصه برقرار کردم، البته بیان راوی داستان هم عالی بود
من خیلی اهل خواندن داستان و رمان نبودم شنیدن این کتابها و قدرت به تصویر کشیدن نویسندگان بطوری که گویی احساسات را هم به بند نوشته و کلام کشیدهاند برایم بسیار جالب بود.
داستان اول باغ غم خیلی جالب بود
اعتیاد ایرانیان به غم و غصه در داستان بسیار مشهود هست. در ضمن دیدگاه یک کودک از غصه خوردنهای بزرگترها بسیار جالب و واقعی نوشته شده است واقعا دنیای کودکان با دنیای بزرگترها کاملا متفاوت هست برای همین هم در ایران بزرگترها به خودشان زحمت نمیدهند تا دنیای کودکان را درک کرده و از نگاه آنها نیز به دنیا نگاه کنند برای همین خیلی از مشاجرهها غصه خوردنها و غیبتها در حضور کودکان صورت میگیرد زیرا برداشت بزرگترها چنین است که آنها چیزی نمیفهمد ولی واقعیت این است که آنها در دنیای دیگری سیر میکند که بسیار فراختر بزرگ تر و گسترده تر از دنیای کوچک ماست یادم میآید زمانی که کتاب "پدر آن دیگری" را خواندم پس از آن دیگر جرات شوخی کردن با کودکان را نداشتم زیرا با خواندن آن کتاب متوجه شدم هر جمله هر کلمه و هر رفتار بزرگتر میتواند دنیایی عجیب برای کودکان بسازد که این دنیا میتواند برای آنها ویرانگر و یا عامل موفقیت باشد