

برای شنیدن کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1 و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1
کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1 اثری متشکل از دو داستان کوتاه با عناوین «باغ غم» از میهن بهرامی و «مهدخت» از شهرنوش پارسی پور است. لازم به ذکر است که این دو قصه از کتابی به نام «در آستانهی فصلی سرد» برگزیده و در قالب اثری جدا خدمت علاقهمندان ارائه شدهاند.
درباره کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1:
ادبیات امروز ایران بسا بیش از آنچه انتظار آن میرفت و میرود وامدار قلم زنان است. نگاهی به فهرست برجستهترین داستاننویسان و شعرای معاصر نشان میدهد که سهم زنان در اعتلای ادبیات مدرن فارسی، در مقایسه با سهم زنان در دیگر حیطههای اجتماعی، چندان کمتر از مردان نبوده است. در این زمینه اشاره به نامهای بزرگی چون فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی در شعر، و غزاله علیزاده و سیمین دانشور در داستان، بیمناسبت نخواهد بود. با این همه، اینان استثناهایی در فضای کموبیش مردانهی ادبیات ایران به شمار نمیروند. بلکه صاحبنامانیاند که به نوبهی خود مسیر رشد و پیشرفت در مسیر ادبیات را برای بسیاری از همجنسان خود هموار نموده و بانی ظهور زنان ادیبِ برجستهای در نسلهای بعد شدند.
آنچه گفته شد ضرورت توجه ویژه به آثار ادبیِ خلقشده توسط زنان را توجیه مینماید. چه، موفقیتها و شکستهای ایشان در صحنهی ادبی، میتواند به مثابهی بازنمودی از موفقیتها و شکستهایشان در سایر بخشهای جامعه باشد. زنان قصهنویس امروز ایران، حتی اگر آشکارا به مسئلهی زنان نپرداخته باشند، خود با صرف وجود و فعالیتهای خلاقانهی خویش، در این غائله نقشی مهم بر عهده دارند.
باری، با توجه به نکات گفتهشده انتشارات روشنگران و مطالعات زنان اقدام به انتشار مجموعهای مشتمل بر بهترین آثار داستانی از برجستهترین نویسندگان زن امروز ایران نموده، و آن را در قالب کتابی با عنوان «در آستانهی فصلی سرد» به چاپ رسانده است. در همین راستا، نشر صوتی واوخوان کتاب مذکور را در قالب چند اثر گویای مجزا، ذیل مجموعهای به نام داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران منتشر ساخته است. کتابی که پیش رو دارید نخستین عنوان در مجموعهی یادشده است.
در کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1 به دو قصه از دو نویسنده گوش خواهید سپرد: باغ غم به قلم میهن بهرامی، و مهدخت از شهرنوش پارسیپور.
کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1 مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به ادبیات امروز ایران و دوستداران داستانهای کوتاه بیش از سایرین از گوش سپردن به این اثر صوتی لذت خواهند برد.
با نویسندگان کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1 بیشتر آشنا شویم:
شهرنوش پارسیپور (Shahrnush Parsipur) داستاننویس و مترجم برجستهی ایرانیست که در سال 1324 به دنیا آمده و اکنون 75 سالگی خود را پشت سر میگذارد. مشهورترین کتابش رمانیست به نام طوبا و معنای شب، که در نوع خود یکی از برترین آثار پست مدرنیستی در ادبیات داستانی فارسی است. گفتنیست که بسیاری از نوشتههای پارسیپور به زبانهای اروپایی ترجمه شدهاند. جالب است بدانید که او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده، و در سال 2016 برندهی جایزهی بیتای شد.
میهن بهرامی در سال 1326 دیده به جهان گشود و به سال 1396 از دنیا رفت. او روانششناس، داستاننویس، منتقد سینما و البته نقاش بود. به اعتقاد حسن میرعابدینی، منتقد ادبیات داستانی، آثار بهرامی دربارهی زنانِ گرفتار قیدوبندیست که تمام زندگیشان را در زندان محدودیتهای دستوپاگیر اجتماعی میگذرانند. از کتابهای اوست: «زنبق ناچین» و «حیوان».
در بخشی از کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1 میشنویم:
مهدخت در کنار رودخانه خودش را کاشته بود؛ در پاییز. و تمام آن پاییز را ناله میکرد. پاهایش در گل آرام آرام یخ میزد. بارانهای سرد پاییزی تمام لباسهایش را پاره کرد. لخت مانده بود با شندره. ابتدا میلرزید تا زمستان شروع بشود. زمستان به تمامی یخ زد. چشمهایش باز مانده بود و تمام مدت آب را نگاه میکرد. آب جاری بود. بهار با اولین رگبار یخ را در تنش شکست. دانست که جوانههای کوچکی از انگشتهایش میروید. انگشتهای پا. پا ریشه میکرد.
تمام بهار به صدای رشد ریشه گوش میداد. ریشه قوت زمین را میگرفت و در تنش پخش میکرد. شب و روز به صدای رشد ریشهها گوش میداد. تابستان، آب را سبز میدید. پاییز سرما آمد. دیگر ناله نمیکرد. ریشهها از حرکت بازماندند، رشد متوقف شد. زمستان با شبنم تغذیه میشد...
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| عنوان کتاب | کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1 |
| نویسنده | میهن بهرامی، شهرنوش پارسی پور |
| گوینده | شبنم خاکی |
| ناشر چاپی | انتشارات روشنگران و مطالعات زنان |
| ناشر صوتی | واوخوان |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۴۳ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | ۷۰۰۰۰ ۴۲,۰۰۰ تومان ۴۰% خرید کتاب صوتی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان کوتاه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی داستانهای کوتاه از زنان قصهنویس امروز ایران 1
داستان واقعا دلنشین و همچنین غمناکی بود
داستان دو بخش داشت که به خوبی به هر بخش پرداخته شده بود و اطلاعات خوبی ارائه کرد
در بخش اول داستان ابتدا با شخصیتها و خط روایی داستان آشنا شدیم و رفته رفته با روایتهای تکان دهنده.
یکی از خوبیهای این کتاب این بود که میتوان به خوبی با و کرد و
از یه طرفی هم
مدتها بود که دلتنگ این سبک داستان بودم و بند بند وجودم در لحظه لحظه داستان فرو رفت. چه تخیل قوی و چه قلم پرقدرتی از خانم پارسیپور من را به روزهای دور و دست نیافتنی ولی شیرین کودکی برد.
قداست طبیعت در از
در ارتباط با داستان اول فضا سازی کتاب منو برد به روستاها به زندگی واقعی و یه حسی مثل شازده کوچولو داشت و اخرش مثل اون تموم شد.
اما درس داستان اول کودکان بیشتر از چیزی که فکر میکنیم میفهمند و درد میکشن با یک کودک باید صادق
💙با همه احترامی که برای نویسنده قائلم، ابدا با داستان مهدخت ارتباط نگرفتم. پس نه نظری و نه نقدی
💙گوینده، در باغ غم حق مطلب را در مورد داستان ادا کردند. عالی بود
💙ولی خود داستان، با وجود رعایت اصول داستانی، شخصیت پردازی و فضاسازی، و حتی رساندن مفهوم غم انگیز داستان ک مد نظر نویسنده بوده،
می شود ودر بخش دوم داستان مادر دختر دوباره ازدواج میکند و شیوه برخورد دختر باشرایط جدید زندگیاش بیان میشود.
داستان مهدخت یک داستان مسخره وچرند به
تشبیه درختان به انسانها و حالات انسانی احساسی بود وباعث لمس بهتر داستان میشد مخصوصا در داستان مهدخت که برام نماد زایش و نو بودن رو داشت.
در داستان باغ غم نویسنده احساسات یک کودک رو هنگام ازدواج مجدد والدش با زبان ساده کودکانه توصیف کرد و ازدواج مجدد رو از زاویه دید یک کودک وعمق تنهایی که حس میکرد رو ماهرانه روایت کرد.
ممنون از کتابراه عزیز🌺
یک دنیای زیبا و آسیب پذیر که با کوچکترین نگاه نا آشنای مادر تبدیل به کابوس و غم میشه.
فضا سازی داستان عالی و ملموس بود.
تشبیههای جالبی داشت.
صدای گوینده و موسیقی متن و صداهای پس زمینه جذابیتش رو صد چندان کرده بود.
با تشکر از کتابراه
بله

























داستان اول باغ غم خیلی جالب بود
اعتیاد ایرانیان به غم و غصه در داستان بسیار مشهود هست. در ضمن دیدگاه یک کودک از غصه خوردنهای بزرگترها بسیار جالب و واقعی نوشته شده است واقعا دنیای کودکان با دنیای بزرگترها کاملا متفاوت هست برای همین هم در ایران بزرگترها به خودشان زحمت نمیدهند تا دنیای کودکان را درک کرده و از نگاه آنها نیز به دنیا نگاه کنند برای همین خیلی از مشاجرهها غصه خوردنها و غیبتها در حضور کودکان صورت میگیرد زیرا برداشت بزرگترها چنین است که آنها چیزی نمیفهمد ولی واقعیت این است که آنها در دنیای دیگری سیر میکند که بسیار فراختر بزرگ تر و گسترده تر از دنیای کوچک ماست یادم میآید زمانی که کتاب "پدر آن دیگری" را خواندم پس از آن دیگر جرات شوخی کردن با کودکان را نداشتم زیرا با خواندن آن کتاب متوجه شدم هر جمله هر کلمه و هر رفتار بزرگتر میتواند دنیایی عجیب برای کودکان بسازد که این دنیا میتواند برای آنها ویرانگر و یا عامل موفقیت باشد