دورود فراوان به دوستان پر تلاش گروه ماه آوا و آقای رضا عمرانی که با صدای زیبای خود شنیدن این اثر زیبا را دوچندان کرده بودن. ندای کوهستان اثر آقای خالد حسینی کتاب زیبایست. اما متاسفانه آقای خالد حسینی در این اثر شخصیت اصلی کتاب را مشخص نکردن در اول کتاب پسری به نام عبدولله و خواهرش پری که در کودکی از هم جدایشان کردن بخاطر فقر پدر. بیشتر داستان را به هاشیهها کشیدن. نبود دکتر. نبود پرستار. نبود بیمارستان. و از همه مهمتر که به زیبای آقای خالد حسینی به رشته نگارش در آوردن. نبود فرهنگ که برادر برادر خود و بچههای بردار را بخاطر یک تکه زمین میکشد و فقط یک دختر زنده میماند. عبدولله که شخصیت اصلی کتاب هست که بعد جدای از پری خواهرش بیشترین ضربه را خورده هیچ در میان نمیآید تا این که آخر کتاب سر از امریکا در میاورد. و پری خواهرش با یک نامه از نبی دائی ناتنی خود که شخصی به نام مارکوس که کاملا غریبه است به دستش میرساند. و متوجه میشود و یادش میاید که برادری به نام عبدولله دارد. و آقای خالد حسینی مشخص نمیکنند که پری بعد این که یادش امد که برادر دارد. چگونه توانست پری برادر زاده خود را پیدا کنید. در حالی که پری یک دختر معمولی بود اصلاً مشهور نبود در امریکا و خود خواهر عبدولله پری در فرانسه خیلی سر شناستر بود بخاطر مادرش اینها نقاط کور بود به نظر بنده. با سپاس فراوان
با توجه به دو داستان دیگر از خالد حسینی یعنی "بادبادک باز" و "هزاران خورشید تابان" که بسیار زیبا حال و هوای کشور افغانستان و مردمانش را قبل و بعد از طالبان به تصویر میکشد و شما را به گونهای مو به مو با داستانها همراه میکرد مصمم شدم که کتاب دیگر این نویسنده یعنی ندای کوهستان را نیز بخوانم. اما بر خلاف دو داستان دیگر، داستان این کتاب بعضا در فضاهایی متفاوت از خود کشور افغانستان سیر میکرد به طوری که گاهی وقتها وجود افراد متعدد و داستانهایشان که هر چند به گونهای با یکدیگر ارتباط داشتند خواننده را از مسیر اصلی داستان دور میکرد و به نوعی برای خواننده خسته کننده میشد. حتی بعضی از شخصیتهایی که در داستان نام برده میشد و روی ماجراهای آنها مانور داده میشد اصلا سرنوشتشان معلوم نمیشد و به نوعی نیمه کار رها میشدند.
دو کتاب دیگر نویسنده که در آنها ماجراهای رنج و درد مردم افغانستان به زیبایی به تصویر کشیده شده بود بسیار قابل قبول تر و ملموس تر بود. به شخصه داستان این کتاب چندان برایم خوشایند نبود.
رمان از دنیای پسرک ۱۰ سالهای بنام عبدولله شروع میشود و در فصول بعدی از زبان آدمهای دیگر و دنیای شان گسترش مییابد (که گاه بی رویه به انها پرداخت میشود مثلا جناب مارکوس) و مخاطب در انتظار بازگشت نویسنده به دنیای عبدولله (به عنوان قهرمان قصه) میماند و سردرگم منتظر میشود و سرآخر نویسنده در فصل نهایی به این توقع مخاطب پاسخ میدهد که بنظرم بسیار دیر است. بنظر میرسد این رمان هیچ قهرمان مشخصی ندارد ابتدا عبدولله است و بعد خانم وحدتی و سرآخر پری اول و در انتها پری دوم…. بنظرم این رمان در به تصویر کشیدن فروپاشی افغانستان دیروز خوب عمل کرده و به ظرایف بسیاری اشاره دارد که دل هر خوانندهای را به درد میآورد اما به نوبه خودم معتقدم بادبادک باز اثری قوی تر و ماهرانه تری از این نویسنده تواناست. گویندگی کتاب با خوانش آقای عمرانی بسیار عالی بود، خسته نباشند.
چقدر نوشتههای آقای خالد حسینی جذاب و پر احساسه و این کتاب مثل بادبادک باز و هزار خورشید تابان اثری فراموش نشدنی است با اینکه خواننده داستان از این شاخه به اون شاخه پریدن رو تو داستان دوست نداره ولی تمام قسمتهای داستان پر کشش و جذاب بود که لذت بردم فقط حیف و صد حیف که داستان اصلا به زندگی عبدالله از زبان خودش اشارهای نکرد اینکه چطور گذشت و چطور بدون پری زندگی کرد و چیا اتفاق افتاد و حیف که با فراموشی عبدالله همراه شد و اونهمه انتظار به هیچ بدل شد حیف که نتونست قوطی پرها خودش به پری بده و براش از روزایی که ازدوریش غصه دار بود بگه و از دیدنش شادی کنه پری راست گفت خودش بچه بود و فرموشکار و خوشبخت و آسیب اصلی رو عبدالله دید
بنظر من اگر کسی "هزار خورشید تابان" و "بادبادک باز" رو خونده باشه (که واقعا بینظرن)، این کتاب رو دیگه نمیپسنده. اوایل داستان قشنگ و گیرا بود ولی از یه جایی به بعد فقط شخصیت اضافه میشد، شخصیت هایی که واقعا چندان ربطی به داستان و شخصیت های اصلی نداشتند، و انقدر به جزئیاتِ اشخاص فرعی پرداخته شده بود که من با دور تند تا آخر کتاب رو گوش دادم. جملات آخر کتاب به شدت ضعیف بود و با توجه به اینکه چند فصل اختصاص یافته بود به دیدار عبدلا و ۲ تا پری ها، اینکه یهو تو چند خط آخر همه چیز تموم شد خیلی جالب نبود و تو ذوق میزد.
این اثر هم زیبا بودام خواننده کاملا گیج میشه و در آخر خیلی سوال پیش میاد مثلا چرا قهرمان داستان مشخص نیست اول فکر میکنی عبدالله هست بعد میشه نبی بعد میشه معصومه و سوالی که در ابهام هست یعنی پروانه خواهرشو تو بیابون تنها گذاشت و ملا روستا هم اینکار رو تایید میکنه والا من درک نمیکنم و بگذارید من نپذیرم خیلی بعد از خواندن کتاب و بعد گوش دادن پادکست خیلی گیج شدم داستانها پیچ در پیچ و ناتمام میمونه راستش خوشم نیومد و دو اثر قبلی خارق العاده بودن ولی این فکر نکنم
من قبلا دو تا کتاب هزار خورشید تابان و بادبادک باز رو از این نویسنده خوندم تو توانایی نویسنده برای شرح دادن صحنهها و انتقال اون به خواننده هیچ شکی نیست اما به نظرم تو این کتاب یکم در مورد یه سری چیزا و آدما زیاده گویی شده بود که باعث میشد حوصله آدم سر بره و به نظرم لزومی هم نداشت بهش پرداخته بشه مثلا الان که کتاب رو خوندم احساس میکنم یه بخشهایی از کتاب اگر حذف میشد بازم کتاب قشنگی خودش رو حفظ میکرد چه بسا بهتر هم میشد. گوینده عالی بود👌
کتاب خوبی بود ولی من بادبادک باز و هزار خورشید تابان رو بیشتر دوست داشتم در این کتاب بیشتر نویسنده سعی داشت مهارت نویسندگی و قدرت تخیلش رو نشون بده اگر مثل من درون گرا هستید پیشنهاد نمیکنم چون این کتاب بیشتر از نصفش توضیحهای بیهوده از شخصیتهای غیر اصلی داستانه حس میکردم دارم به صحبتهای یه آدم فضول گوش میدم نویسنده توی این کتابش روی تعداد صفحات و نشون دادن قوه تخیلش تمرکز کرده درکل نمیشه گفت بد بود ولی سلیقه من نبود
این کتاب که با اسمهای گوناگونی ترجمه و شناخته شده، کتابی بسیار تاثیرگذار و دردناک است. قصه نسل و قومی سوخته که حتی اگر از ریشههای خود ببرند باز هم نمیتوانند طعم خوشبختی را بچشند. قلم نویسنده با ترجمه روان و عالی آقای غبرایی شاهکاری ساخته که هر قلبی را به تپش میآورد و درد تک تک شخصیتها را چنان به تصویر کشیده که هر خوانندهای تحت تاثیر قرار میگیرد. با سپاس از تیم خوب کتابراه، خواندن یا شنیدن این اثر را توصیه میکنم
من چند ماه قبل این کتاب رو از کتابراه خریدم فصل اولش گوش دادم و بنظرم جالب نیامد این هفته داشتم کتابخانه کتابراه را چک میکردم با خودم گفتم بذار این کتاب گوش کنم عجیبه که داستان خیلی جذاب و پر کششی بود صدای آقای عمرانی هم که منحصر به فرد است اما وقتی میخندد بنطر میاد بوتاکس کرده و از ترس اینکه اطراف دهنش خط نندازه با دهان بسته و جدی میخندد
کتابیست فوقالعاده، که هم نشون میده انسانها در شرایط سخت ممکنه دست به چه کارهایی بزنن و همچنین این که کل داستان به صورت یک چرخه از داستانهای زندگیهای افراد مختلف یک داستان هست واقعا به قشنگی و تاثیرگذاری متن نویسنده خیلی کمک کرده
واقعا کتابیه که ارزش حداقل یک بار خوندن رو داره
رمان با داستان تأثیرگذار جدایی یک برادر و خواهر افغان، عبدالله و پری، آغاز میشود و سپس به سرنوشت شخصیتهای گوناگون در افغانستان، فرانسه، یونان و آمریکا میپردازد. سبک روایت غیرخطی و چندصدایی کتاب، عمق احساسی آن را افزایش میدهد، اما ممکن است برخی خوانندگان را از نظر پیوستگی داستانی به چالش بکشد.
قلم خالد حسینی خوب است و دو داستان 'هزار خورشید تابان و بادبادک باز عالی بود. اما این کتاب فرق داشت سرنوشت چند نسل و چند خانواده را پیش میبرد که گاهی با فرهنگ افغانی و گاهی با فرهنگ اروپایی نمایش داده میشدند کمی انسان را سر در گم میکرد و انسجام داستان گسسته میشد 'راوی خوب بود
با سپاس از شما
از صدای آقای عمرانی ممنونم ولی چه حیف که صدای خانمهای توی قصه رو کاش خانم راضیه هاشمی خودشون اجرا میکردن... کتاب خییییلی کش داده شده بود... شخصیتهای اضافه واقعا کلافه کننده بود... شخصیت مارکوس و تالیا واقعا چرا انقدر کش داشت؟؟؟ من خوندن این کتاب رو فقط به آدمهای پرحوصله توصیه میکنم
سلام کتاب خوبیه ولی نویسنده سوژههای مختلفی رو معرفی میکنه ولی به انتها نمیرسد یا معرفی سوژهها باید کوتاه تر باشه تا اصل داستان مورد خدشه واقع نشه به نظر میرسه نویسنده خواسته صفحات بیشتری رو به کتابش اضافه کنه که با اصل داستان زیاد رابطه این داره البته ببخشید این نظر من بود با تشکر
بادبادک باز بخصوص هزار خورشید تابان برایم ملموس تر بود. در هزار خورشید تابان خیلی صحنهها انگار ایران را توصیف میکرد. ندای کوهستان اگرچه داستان نسبتا جذابی دارد اما با فضاسازی هایش بیگانه بودم. به نظر من هزاز خورشید تابان کتاب عالیتری است.
جالب بود برام که تمام سرزمینهای اشغالی توسط، مزدوران که خود را مردمی میدانند چقدر شبیه هم هستیم برای تکه زندگی ازاری حق انسان بودند یهای سنگین پرداختیم ثروت غارت شد توسط پرچم دارند حقوق بشر البته به حرف که در عمق خود عروسک، گردان این طنز سیاه هستند
کتاب هزار خورشید تابان و بادباکباز بینظیر بود و ظرف چند روز تمامش کردم هم خالد حسینی بینظیره هم راوی معروف قصه. اما این کتابو نتونستم تمام کنم یهو وسطش یه اسم جدید میاد نمیدونم کیه مبهم میشه و شخصیتهای فراوانی داخلش داره که باعث سردرگمیم شد...
مثل بقیه کتابهای خالد حسینی عالی بود، و البته راوی خوش صدا رضا عمرانی، ولی بنظر من نباید بیش از حد به زندگی مارکوس میپرداخت جوری که آدم یادش بره داستان اصلی مربوط به پری بود.. از سرنوشت خانواده اقبال چیزی نگفت.. اقبالو پیدا نکردن!
مگه میشه رمانهای جذاب و هیجان انگیز خالد حسینی و نخواند به شدت پیشنهاد میکنم بخوانید مخصوصا کتاب بادبادک باز این نویسنده پر توان با قلم زیبایی که داره ارزش شنیدن و خواندن همهی کتابها رو داره
یکی از سه کتاب بی نظیر خالد حسینی با داستانی بی نظیر و پرکشش که هر لحظه پر از سورپرایزه
یه مقدار منحرف شدن داستان از جایی به جای دیگه اذیت کننده است اما باز برمیگیرده و یه اتصال محکم میگیره که همین جالبش میکنه
کلا نگارش ساده ونوع مضامین و حال وهوای داستانهایش را دوست دارم و وحدوداشاید بیست سال پیش دوستم که در کانادا بود ارابن نویسنده گفته بود و هزار خورشید تابان را برایمان تعریف کرد و هنوز کتابهای این نوسنده درایران نبود
اجرای آقای عمرانی مثل همیشه بی نظیر و عالی بود. نویسنده مثل دو کتاب قبلی به قشنگی مارو با داستان همراه میکنه و میکشه تو قلب کشور افغانستان و مشکلات و سنتها و بهطور کلی زندگی مردمش. ممنون از کتابراه.
نوشتههای خالد حسینی همیشه خوبن. این کتاب هم نسبتا خوبه. بادبادک باز و هزار خورشید تابان رو هم پیشنهاد میکنم به کسانی که به سبک قلم خالد حسینی علاقه دارند بخونن
کتاب فوق العاده ای هست. بعد از یک فایل صوتی به صدای گوینده عجیب خو میگیرید. چند داستان مختلف در راستای هم روایت میشود و در انتها مثل یک پازل بهم میرسند. جالب و لذت بخش
من دو کتاب دیگه رو بیشتر دوست داشتم یکم از روابط آدمهای داستان سر در نیاوردم و گنگ شدم، فکر میکنم ازون دسته داستانهایی هست که باید خوانده بشه نه شنیده
کتاب خوبیه اما نمیدونم شاید صوتی بودنش باعث شد ابتدای داستان خیلی منو جاب نکرد ولی رفته رفته متوجه میشیم که بخشهای مختلف با هم در ارتباطن. درمجموع خوب بود.