در یادداشتهای زیرزمینی یک واقعیت موج میزند شاید کمی اغراق آمیز این واقعیت توصیف شده ولی نمیتوانیم این واقعیت را انکار کنیم که آدمهایی وجود دارند که خوشبختی و سعادت را میشناسند ولی نمیخواهندش. سرشت پاک را دارند ولی با تمام توان با آن مجادله میکنند. براحتی میتوانند به آرامش درونی برسند ولی خودشان آرامششان را بهم میریزند. آدمهایی هستند که در خشم و غرور و نفرت و کینه و انتقام غرق هستند با اینکه میتوانند این صفات را با صفاتی زیبا تعویض کنند ولی نمیخواهند و چیزی جز پشیمانی و سرخوردگی و تنهایی نصیبشان نمیشود. داستان پایان تلخ داشت همانگونه که اینطور آدمها پایانی تلخ خواهند داشت.
و اما در داستان شبهای روشن یک داستان عاشقانه تلخ را شاهد بودم. تلخ و درد آور. وقتی کسی تمام عمر در تاریکی مطلق زندگی کرده باشد رنج آن تاریکی را درک نمیکند فقط زمانی درک میکند که لحظهای در روشنایی زندگی کند و سپس دوباره در تاریکی قرار بگیرد آن زمان رنج زندگی در تاریکی را میفهمد و از آن زمان رنج واقعی آغاز میشود پس با این جمله در پایان بندی داستان کاملا مخالفم که نویسنده میپرسد یعنی یک لحظه شادکامی برای تمام عمر یک آدم کافی نیست؟ پاسخ منفیست گاهی همان یک لحظه شادکامی تا آخر عمر آدمی را تلخ کام نگه میدارد.
من که کلا عاشق داستایوفسکی هستم، جنایت و مکافات از بی نظیرترین رمانهای عمرم بوده.
یادداشتهای زیر زمین تراوشات ذهنی یک ادم افسرده و ناامیده که اگر فکر میکنین تاثیر بد روتون میذاره بهتره گوش نکنید، کتاب مفهومش فلسفی ولی تلخه، البته این تلخی با شیرینی بیان اقای سلطان زاده و قلم شیوای داستایوفسکی جبران شده. من لذت بردم.
شبهای روشن هم داستان جداگانهای است که اون هم قشنگی خودش را داره. داستان شبهای روشن داستایوفسکی را یک بار خوانده بودم ولی چون با دقت و حوصله نبود چیز زیادی در خاطرم نبود، تا اینکه در برنامه کتاب باز، آقای موتمن را به عنوان کارگردان فیلم " شبهای روشن " دعوت کردند و متوجه شدم این فیلم با بازی هانیه توسلی از روی این داستان داستایوفسکی ساخته شده. بنابراین مشتاق شدم یکبار دیگر کتاب را گوش بدهم و این بار لذت بیشتری بردم. داستان فضای رمانتیک و شاعرانهای دارد که به عشق آنی یک جوان دل پاک به دختری که به تازگی و بر حسب تصادف ملاقات کرده میپردازد و دیالوگهای جالبی که بین آن دو به وجود میآید. در کل به نظر من در کتابهای کلاسیک، سیر حوادث و اتفاقات نسبت به نوع ادبیات و جملات شخصیتهای داستانی، جذابیت کمتری دارد. توصیه میکنم بخوانیدش.
زنده باد ترکیب داستایوفسکی و ارمان سلطان زاده
بلاخره این دوتا کتاب که کلی تعریف شنیده بودم در موردشون رو خوندم، کتاب اول اینطوری شروع میشه که اصلاً وارد یه داستان معمولی نمیشی، بلکه با یه مردی طرفی که از همون اول توی یه فضای تنگ و تاریک ذهنش نشسته و داره با خودش و دنیا دعوا میکنه. بعد کمکم حرفهاش درباره گذشته، رفتارهای عجیبش با آدمها، و نفرتش از جامعه و حتی خودش باز میشه. عملاً اتفاق خاص و هیجانانگیز بیرونی نداره، بیشتر همهچیز توی فکر و ذهن راوی میگذره و همین باعث میشه برای خیلیها خستهکننده یا سنگین باشه، کتاب شبهای روشن برعکس از همون اول یه فضای داستانی ساده و آروم داره. یه مرد تنها توی شبهای سنپترزبورگ با دختری آشنا میشه و کمکم بینشون یه رابطه احساسی شکل میگیره. داستان بیشتر درباره امید، عشق کوتاهمدت و تنهایی آدمهاست و روندش هم خطی و راحت جلو میره تا آخر که یه جور پایان تلخ و احساسی داره. متشکرم از آقای آرمان سلطان زاده که فقط بخاطر گویندگی ایشون این کتاب هارو خوندم وگرنه تنها اثر قابل توجه از داستایوفسکی فقط جنایت و مکافاتِ و یکمم نازنین.... باتشکر از همگی
کتاب یادداشتهای زیرزمین کتاب عقاید و افکار داستایفسکی است که به صورت صریح واشکار
بیان میشود. داستایفسکی به شدت به این نظریه که انسان تابع قواعد وقوانین طبیعت است وکارهای انسان را میتوان با استفاده از این قواعد توجیه کردنقدواردمی کندو
وقاعده کلی این نظریه که ۴=۲+۲است را به صورت کامل نقدمی کند. نظر داستایفسکی این است که انسان آزاد و مختار است وبر اساس قوانین وقواعد خود عمل میکندو
قوانین طبیعت مانع او نیست و انسان به طورکامل مسئول کارهای خود است.
درمورد کتاب شبهای روشن هم باید بگویم که این کتاب را جداگانه از یک انتشارات صوتی دیگر گوش کردهام وحالا آن را دانلود نکردهام وگوش هم نکردم و به نظر من نباید با کتاب یادداشتهای زیر زمین در یک فایل ارائه میشد ودرآخر هم اجرای آقای سلطان زاده عالی بود.
آثار داستایوفسکی همیشه جذاب هستند، یکی از بزرگترین موانعی که در زندگی با آن روبهرو میشویم نفسمان است. نفس میتواند یک مشکلساز واقعی باشد، باعث تعارض در روابط شود، رشد شخصی را متوقف کند و ما را ناراضی نگه دارد. با این حال، بسیاری از مردم زندگی خود را صرف خدمت به نفس خود میکنند بدون اینکه متوجه آسیب آن باشند.
متأسفانه، این درک اغلب برای بسیاری از مردم خیلی دیر و پس از سالها تصمیمات مبتنی بر منیت به دست میآید که بر رفاه و روابط آنها تأثیر گذاشته است. خبر خوب این است که هرگز برای شروع تمرین مدیریت نفس دیر نیست. منیت شما دشمن شما نیست، بلکه تنها بخشی از شماست که به راهنمایی و درک نیاز دارد.
نویسنده چقدر زیبا ظرائف فکری یک آدم عمیق و تنها، نگاهش به اهالی شهر و حتی ساختمانها، رو وصف میکنه.. و همینطور دو زاویه کاملا متفاوت از بزرگی و حقارت که هر دو میتونن به یک اندازه (و حتی شاید در یک شخص) وجود داشته باشن، به نحو احسن به نمایش میذاره.. همچنین ماجراهای سرنوشتهای تلخ و شیرین، و یا درگیریهای درونی والا یا گزنده و روحیه زنان و بطور کلی زندگی آدمها رو نشون میده.
و راوی هم که طبق معمول، عالی هستن. عالی عالی. آقای سلطان زاده عزیز، بخاطر این نوع روایت زیبای شماست که از خوندن (شنیدن) آثار بزرگِ هنرمندی مثل داستایفسکی بهره مند شدم. ممنون.
کتاب سخت و دشواری بود گاهی مجبور بودم چندین مرتبه یک جمله و یا بخشی از کتاب رو تکرار کنم، هرچند کتابهای بی نظیر داستایوفسکی عظیم رو پیش از این خوانده بودم و آشنایی با قلمش داشتم ولی بنظرم یادداشتهای زیرزمینی کمی متفاوت بود چون فقط روایت یک شخص افسرده از زبان خودش و بصورت متکلم وحده هست که گاهی خسته کننده و ملال آور میشه و اگر شخصی اشنایی با کتابهای این نویسنده نداشته باشد و نخستین کتاب مورد مطالعه اش از این نویسنده یادداشتهای زیرزمینی باشد دیگر رغبت به مطالعه آثار مختلف این نویسنده نخواهد داشت!!!
مانند بسیاری از داستانهای داستایفسکی، شبهای روشن داستان یک راوی اول شخص بینام و نشان است که در سنت پترزبورگ زندگی میکند و از تنهایی و این که توانایی متوقف کردن افکار خود را ندارد، رنج میبرد. این شخصیت نمونهٔ اولیهٔ یک خیالباف دائمی است. او در ذهن خود زندگی میکند، در حالی که خیال میکند پیرمردی که همیشه از کنارش رد میشود اما هرگز حرف نمیزند یا خانهها، دوستان او هستند. او با زن جوانی آشنا میشود و عاشق او میشود اما عشقش بی پاسخ میماند چرا که که دختر دلتنگ معشوق خود است که در نهایت او را باز مییابد.
کتاب جالب و جذابی بود چیزی که در وهله اول جذبم کرد اسم کتاب شبهای روشن بود شبهای روشن یه پدیده خاصه که در روسیه بعضی از ماههای سال رخ میده که شب تاریک نمیشه و اسمان روشن میمونه از اینا که بگذریم کتاب داستان روانی داره یکمی شاید واسه نسل امروز مسخره به نظر برسه اما این کتابها میراث گذشتگان ما هستند و همیشه قابل احترام من شخصا لذت بردم مخصوصا با گویندگی فوق العاده با کیفیت این کتاب لذتش دوچندان شد با تشکر از کتابراه عزیز بابت قرار دادن این کتاب در کتابراه
یادداشتهای زیر زمینی انعکاسی صادقانه و بی پرده از کشمکش های روانی و وجودی یک ذهن معترض است. روایتی که مثل آینه ای تاریک، پیچیدگی های روح انسان را بی رحمانه به رخ می کشد و ما را به تفکر عمیق وامی دارد. و شب های روشن با لطافت و ظرافتی کم نظیر، تصویرگر رویای عاشقانه و تنهایی عمیق یک روح خیال پرداز است. داستانی که با زبان ساده اش، لطافت احساسات انسانی و امیدهای شکست خورده رو چنان صمیمی روایت می کنه که گویی زمزمه ای آشنا از دل خودت می شنوی.
واقعا متوجه نمیشم چرا آقای سلطان زاده انقدر این کتاب پر معنا و عمیق رو سریع خونده و چرا انقدر آب و تاب بهش داده؟ کتابهایی که خود آب و تاب معنایی و مفهومی دارند باید کند تر خوانده بشه و انقدر صدا پایین و بالا و هیجان زده و خشمگین نباشه. بیشتر از لمس احساس واقعی نویسنده، احساس نا واقعی راوی به گوش و فکر میرسید... این باعث شد لذت گوش فرا دادن به داستایفسکی بسیار کمبشه.
کتاب عالی اما:
گوش دادنش با این سبک خوانش راوی ممکنه عصبی و خستتون کنه...
شب های روشن یکی از داستان های کوتاه مورد علاقه ام است و یاداشت های زیر زمین به همان اندازه عالی است. داستان را خیلی نزدیک به زندگی واقعی میبینم وقتی هم که به این فکر میکنم که داستایفسکی این کتاب را حداقل بیش از یک و نیم قرن نوشته است به زیبایی کتاب بیش تر پی میبرم. این داستان های کوتاه بنظرم برای افرادی که دوست دارند کتاب خواندن یا گوش دادن رو شروع کنند می تواند گزینه خوبی باشند.
بنظرم کتابای داستایوفسکی خیلی پر معنا هستند و آخر داستان هاشم خیلی غیر منتظره تموم میشه.
من کتاب شبهای روشن رو قبلا جداگانه گرفتم و اگر میدونستم این دو داستان مرتبط آن و فایلی هست که هردو داستان رو باهم داره، از همون اول فقط این رو میگرفتم...
ولی در کل خیلی داستان قشنگیه و راوی هم خیلی عالی تونست فضا سازی کنه و احساسات و انتقال بده؛ چون داستانهای داستایوفسکی پر از حسهای مختلف و مبهمه...
داستان مردی ۴۰ ساله که افکار پریشانش را برای خواننده به تصویر میکشد. احساسات ضد ونقیض وجودش را میخورد و به دلیل خودآگاهی بالایی که دارد دچار آشفتگی و انفعال شده و عملا جز تحلیل افکارش کارسازندهای انجام نمیدهد. این رمان بیشتر روان شناختی و فلسفی است تا قصهای سرگرم کننده و بسیار متبحرانه نگاشته شده. با صدای بی نظیر جناب آقای آرمان سلطان زاده عزیز و بزرگوار
اوایل داستان برایم کسل کننده بود ولی چون اثر های این نویسنده رو مثل جنایت و مکافاتش رو دوست داشتماین داستان را هم ادامه دادم و هر قسمت را دوبار گوش دادم تا بهتر متوجه موضوع و داستان شوم از اواسط داستان موضوع قابل فهم تر شد و تا آخر خوب بود و از اینکه چند بار میخواستم نصفه نیمه رها کنم ولی ادامه دادم و تمامش کردم خوشحالم شاید بار دیگر هم گوش بدم
آقایان....
بیشتر کتاب حالت فلسفه دارد.... مخاطبش هم فقط آقایان است.... بستر بقیهی داستانهایشان بیشتر از این کتاب سرچشمه گرفته است. ولی الان که در بخش پنجم هستم و برعکس جریان آب است و کمی کلافه شدم امیدوارم در ادامه بهتر باشد و دیدگاه جدیدی را ثبت کنم. اصلا به نظرم جالب نبود.... برعکس تمام کتابهای داستایوفسکی بود.... یک شخص روان پریش و حرفهای او...
داستایوسکی بسیار متبحرانه کشمکشهای درونی و وسواس فکری و انفعال را در داستان یادداشت زیرزمین بیان کرده. و بنظر من داستانهای این نویسنده بزرگ درسهای خودشناسی رو هرچند خیلی تلخ و کوبنده درون خودش دارد. و واقعا چه کسی میتواند بگوید تمام این حالتهای ضد و نقیض را در برهههایی از زندگی تجربه نکرده و گاهی هرروز با آن روبرو نمیشود؟
کتاب که عالیه آقای سلطان زاده هم که واقعا طرز بیانشون و حسی که به داستان میدن معرکه است. منتهی نقدی که به این باز خوانی وارده از نظر من یه خورده سرعت بازخوانی زیاده اگر شمرده تر بود بهتر بود مثل کتاب وقتی نیچه گریست که همین جناب سلطان زاده زحمتشو کشیدن
کتابی بس واقع بینانه به مسائلی که مثل خوره روح و مغز و سپس تن را میخورد. این کتاب تو را رو به روی آن چیزهایی که ترس از فکر کردن و رو به رو شدن باهاشون داری مینشاند. گویی خود من بودم قلم بدست در زیرزمین، خود من و تفکراتم بود این کتاب و چقدر غمگینم. بارها و بارها خواندن و گوش دادن بهش پیشنهاد میشود...
تحقیر شدهای که برخلاف میل باطنی تحقیر خواهد کرد.
بی جاهام دیدم از ترمهای اثر پروانهای ازش صحبت میکنن، که در دل تاریکترین و بی رحمترین افراد تاریخ دورهای از تحقیر شدگی دیده میشه.
به نظرم خیلی خوب داستان، اوج زیبایی داشتان پارادوکس عشق و قدرت که بازم مثل همیشه قدرت برنده شد.
این کتاب خیلی جای بحث داره
این کتاب رو وقتی دنبال یادداشتی های زیرزمین داستایفسکی میگشتم پیدا کردم و گوش کردم راستش خود یادداشت های زیرزمین کمی سنگینه و حالت مونولوگ بودنش بعد مدتی آدمو از حوصله خارج میکنه به نظرم بهتره خود کتابو بخونیم به جای گوش دادن صوتیش اما شب های روشن قشنگ، دلنشین و جمع و جور بود
یکی از بزرگترین و حرفه ای ترین نویسنده در هر دوره جناب فئودورداستایوفسکی هستند. ایشون به معنای واقعی یه درمانگر بودند و هستند. صدای زیبای و هنرمندانه آقای آرمان سلطان زاده که بی نهایت رمان رو جذابتر میکند. متشکرم آقای سلطان زاده که اینقدر تاثیرگذار هستین. باتشکر از تیم کتابراه.
مگر نویسندهای محبوب تر از.... داستایوفسکی داریم
مثل همیشه از داستهایش لذت میبرم این سرگذشت و افکار فردی نامید و رنجیده که با تمام مشقات و ناامیدی تمایل به تفسیر سرگذشتش میکند شاید کمی از اندوهش را بکاهد و این تراژدی با صدای
رسا و دلنشین آقای سلطان زاده عمیقتر حس میشود
اول از همه باید گویند عزیز این کتاب تشکر کنم که فوق العاده بود کارشون
و در ادامه باید بگم که این کتاب یه رمان روانشاختیه که درون خودش یه داستان عاشقانه تلخ رو روایت میکنه که با گذشت بیشتر از دویست سال از مناشر شدنش هنوز اتفاقاتش تازه و قابل لمس هستن در جامعهی امروزی
چطور میشه که یک فرد به این درجه از جهان بینی و همینطور انسان شناسی میرسه که بعد از گذشت اینهمه سال همچنان انگار این شخصیتها زنده و داستان برای همین عصر هست…کاری به ملیت ندارم چون به نظرم داستایفسکی خیلی فراتر از مرز و بوم نوشته…خوندن آثارش بر هر فردی واجبه🤦🏻♀️
سلام من به شخصه داستایفسکی نویسنده مورد علاقمه ولی واقعا تو قدرت کتاب مرد زیر زمینی فکر نکنم کسی حرفی داشته باشه روانکاوی به تمام معنای ذهن و خلقیات انسان تا الان ده بار گوش دادمش و هر بارم انگار بار اولمه گوینده بسیار گرانقدر ممنون با صدای گرم و گیراتون
جالب هست. ارزش دارد البته برای کسانی پیشنهاد من کتاب اصلی نویسنده بزرگ ارزش مند مطالعه کنید خیلی بهتر هست. بیشتر چون علاقه خاصی دارم و برای من در روز های سخت اثر بخش بسیار خوبی داشته و همه کتاب های از ایشان مطالعه کرده ام... روح شاد یادش گرامی
در یک کلام، اصلی ترین حرف کتاب این است: انسان مدرن با تکیه صرف بر عقل و علم نمی تواند به آرامش برسد، چراکه روح و خواسته های او بسیار پیچیده تر، نامعقول تر و مهم تر از آن است که در قالب یک طرح ساده انگارانه و اتوپیایی برای بهبود جامعه جای بگیرد.
متاسفانه آقای سلطان زاده لحن خیلی مناسبی برای خوانش انتخاب نکردن، با اینکه ایشون گوینده مورد علاقه من هستن و همیشه از خوانش ایشون لذت بردم اما در مورد این کتاب لحنی که انتخاب کردن نباید انقدر خشمگین می بود، هر چه باشه این نمایش نیست و رمانه
بنظر من شبهای روشن، واقعا داستانی خیره کننده و پر معنایی بود و کاش از یاد داشتهای زیر زمین را جدا گانه در بارهاش بگوییم هر چند آن هم عالی بود. اما انتهای شبهای روشن همچون نفسی کشیدن عمیق در یک سحرگاه خنک بود واثرش را تا عمق وجود حس کردم 🙏
در مورد یادداشتهای زیر زمین باید بگم که لااقل من چیزی سر درنیاوردم یا سوادم درون حد نبود که درکش کنم یا اصلا باید دوباره و سه باره بخونمش و شبهای روشن هم باید بگم عالی بود و صدای آقای سلطان زاده لذتش رو دوچندان کرد
یکی از بهترین کتابهای روانشناختی بود که تراوشات مغز یک آدمو به تصویر میکشه، آشفتگی و پراکندگیهای تفکرات یک آدم، تضادهای فکری، احساسهای مختلف انسان از جمله احساس سردرگمی، و پوچی
همهی نوشتههای داستایوسکی عالی هستند... چه کوتاه، چه بلند.. و انسان رو در خودش، فرو میبره.... انگاری جز این نمیتوانست باشد.... انسانهایی که در همهی دروههای زندگی بشری بوده ایم و خواهیم بود.....
درود بر دوستان عزیز این کتاب کاملا خود درگیری یه انسان را به شما نشان میدهد یه مقدار دردناک ولی اموزندست برای کسانی که روحیه حساسی دارند پیشنهاد نمیکنم با تشکر از تهیه کننده و نویسنده
درود
داستان اول چند قسمت اولش با آنکه آقای سلطانزاده عالی اجرا کردن، واسم جالب نبود!
داستان دوم هم قبلا تو کتابراه شنیده بودم نمیدوم چرا بااونکه کتابی جدا بوده باهم گذاشته شده بود!
مانند تمام کارهای داستایفسکی عالی
و نسبت به سایر کتابهای این نویسنده شهیر فلسفی تر هست
و حس اقای سلطان زاده هم که واقعا یکی از جاذبههای انتخاب کتاب صوتی برای من هست عالی،،
خیلی لذت بردم داستایفسکی استاد کنکاش در روح و روان انسانهابود و بی اغراق هیچکس بجز صدای سلطانزاده عزیز نمیتواند قادر به انتقال منظور اصلی نویسنده با صدای زیبایش باشد.
باز هم یک شاهکار از داستایوفسکی شاهکاری در مورد خودشناسی و تحلیل روانشناسی در مورد کسانی که از جامعه دوری میکنند و یا ضریهای از انها دیدهاند که بسیار جالب و خوب است
بسیار عمیق و سنگین بود نباید هیچ عجلهای تو تموم کردنش داشت قسمتی که میگه انسان باید حرفش را به هیچ کس نگوید حتی بخودش خیلی جالب بود برام و منو ساعاتی وادار بفکر کردن کرد...
کتابهای خوبی هستن اما خب باید بگم که برای تمام سلیقهها مناسب نیست، درواقع قلم داستایوفسکی نوعی تشویش ذهنی رو بازتاب میکنه که این موضوع ممکنه برای هر خوانندهای خوشایند نباشه
بهتون پیشنهاد میکنم بعد تموم شدن کل کتاب هر بار حس بدی داشتید ۱۰ دقیقه بخش آخر یادداشتهای زیرزمینی رو بارها و بارها گوش بدین. تفکرات بزرگی تو دل این ده دقیقه پنهونه.
در دوران تاریک زندگی این کتاب سرشار از همزاد پنداری است. این کتاب گفتمان صادقانه یک ذهن تنها و منزویست. داستایوفسکی یک قهرمان در بیان حس و زبان رنج است
داستایفسکی اگر شبهای روشن که کتابیست کم حجم را نمینوشت قطاا کارنامهاش چیز مهمی کم داشت. حتی با وجود رمانهای سترگی مثل زرذدران کارامازوف و جنایت و مکافات
اولین کتابی بود که حوصلهام رو سر برد و ناتمام رهاش کردم. البته میدونم شاید به شرایط خودم هم بستگی داشته و اگه در زمان دیگهای میخوندمش خوشم میاومد.
بسیار عالی بود. جدا از واقعیتهای تلخ اجتماع که در رمان گنجانده شده است، خود داستانها حرف نداشتند. اجرا هم بسیار خوب بود و کار را بسیار شنیدنی کرده بود.
خود درگیریها و قضاوتهای خود نسبت به خود و رسیدن به پوچی با تفکر به چگونه فکر کردن دیگران راجب انسان. و زوال فرهنگی روسیهای که اختلاف طبقاتی فلجش کرده بود.
و اما در داستان شبهای روشن یک داستان عاشقانه تلخ را شاهد بودم. تلخ و درد آور. وقتی کسی تمام عمر در تاریکی مطلق زندگی کرده باشد رنج آن تاریکی را درک نمیکند فقط زمانی درک میکند که لحظهای در روشنایی زندگی کند و سپس دوباره در تاریکی قرار بگیرد آن زمان رنج زندگی در تاریکی را میفهمد و از آن زمان رنج واقعی آغاز میشود پس با این جمله در پایان بندی داستان کاملا مخالفم که نویسنده میپرسد یعنی یک لحظه شادکامی برای تمام عمر یک آدم کافی نیست؟ پاسخ منفیست گاهی همان یک لحظه شادکامی تا آخر عمر آدمی را تلخ کام نگه میدارد.