سلام وقتی این کتاب رو گوش میکردم مدام صحنههای اوایل انقلاب خودمان به یادم میآمد در اون زمانها عدهای از جوانان این مملکت بدون اطلاع از واقعیت کمونیسم و شرایط زندگی در کشورهای کمونیستی آنچنان سنگ این حکومتها رو به سینه میزدند که انگاری دهها سال در این کشورها زندگی کردهاند، کاش آن روزها مردم بیشتر به این اطلاعات دسترسی داشتند که اگر داشتند این همه جوانان ساده ما به دام این ایدیولوژی که در آن اولین چیزی که نابود میشود همانا انسانیت انسان است گرفتار نمیشدند، مشمئز کنندهترین چیزی که در این کتاب من را از این حکومتها متنفر کرد همان موردی است که مردم زاگرب مجبور میشوند در راستای نیل به زندگی اشتراکی خصوصی خصوصیترین حریمهای زندگی خودشان را حتی خانه هایشان را با مردمی که تا به حال ندیدهاند به اشتراک بگذارند جاهایی مثل حمام و توالت، وا اسفا که برای ماهمیشه مرغ همسایه غاز است و ما مردم هیچوقت قدر داشته هایشان را ندانسته ایم و نمیدانیم
این کتاب مجموعه مقالاتی با موضوعیت زنان است و اگر علاقه مند به روایت مردمان و خصوصا" زنان و دختران از زندگی روزمره در رژیمهای توتالیتر باشید، خواندن کتاب یا گوش دادن به متن توصیه میشود.
کتاب اثری فمینیستی است و از روایات و آرای زنانی از طبقات مختلف اجتماعی در کشورهای بلوک شرق تشکیل شده است.
در نیمه اول کتاب همه چیز سر جای خود است و روایتها بدور از پر و بال دادن زیاد، به آرامی جریان دارند. اما به مرور که جلوتر بروید مباحث خسته کننده شده و روایتها کشدار و گاها" ژورنالیستی است. شاید هم اشکال از چینش مقالاتی با موضوعاتی یکسان و تکراری باشد در بخشها و فصلهای مختلف.
بنظرم برای خواننده نیمه دوم اثر استحکام و جذابیت نیمه اول را نداشته باشد و ریتم روایتها بسیار کند و گاهی تکراری و کشدار است.
فصلهای هیجدهم به بعد مجددا" با روایتی بکر و قابل تامل طرف هستیم.
نهایتا" اینکه برای خواننده ایرانی هم ذات پنداری با شخصیتها هم کم رخ نمیدهد!
کتاب به صورت روز نوشتهای پراکنده یک زن روزنامه نگار (نویسنده کتاب) در دوران کمونیسم هست. در خلال نوشتهها شما متوجه زندگی مردم در دوران کمونیسم، دغدغهها و ترسها میشید. کتاب بسیار روان هست و توصیف دوران رو هم در غالب مثالهای زندگی شخصی خیلی خوب انجام داده. دغدغهها و ترس از فروپاشی کمونیسم، چون هر تغییری در دوران کمونیسم همیشه باعث بدتر شدن اوضاع بوده. در نهایت مؤخره نوشته در سال ١٩٩٢ و در جنگ فروپاشی یوگوسلاوی نوشته شده، که لحن نویسنده پر از ترس، ناامیدی و حس بد و بلاتکلیفی هست. کاش میشد امروز یه مؤخره برای همین کتاب بنویسن دوست دارم حال امروزشان رو بدونم.
به نظر میرسه در ادامه کتاب جذاب «کافه اروپا» نویسنده این کتاب را نوشته. این کتاب انگار توصیف گذشته و حال ماست. فضای اروپای شرقی در زمان کمونیسم بسیار نزدیک به جغرافیای ماست. نویسنده در جایی از کتاب میگه:
چطور ممکن است اختیار شهر دست ما باشد در حالیکه اختیار زندگی خودمان را نداریم…؟!
خیلی بهتر از چیزی بود که انتظار داشتم، به سادهترین شکل ممکن ادم رو به فکر میندازه،
ترجمه بسیار خوب و روانه
صدای گوینده هم اولاش کمی تو ذوق میزد ولی بعدتر دیدم به کتاب خیلی میاد
خوانش کتاب شنونده را خسته میکند خیلی یکنواخت است. کاش از موسیقی متن استفاده میشد یا لااقل بین فصول کتاب یک موزیک پخش میشدتا وقفه ای ایجاد شود. فصول بی وقفه و پشت هم خوانده شده و انگار گوینده روی خط راست حرکت میکند.
به نظرم بدیهیات رو گفت و راهکاری برای حفظ ارامش در شرایط سخت رو نمیدهنمیدونم خوندنش شاید حس همدردی رو داشته باشه اما من فقط غصه خوردم و فکر کردم چرا زندگی این شکلیه و ما مهره های بی ارزشی بودیم که چیزیو تعیین نکردیم
کسی هست که راجع به زنان ایران آن زنانی که زندگی را اداره می کنند در سکوت کارها را راست و ریست می کنند سوگواری می کنند صبوری می کنند و قربانی ایدئولوژیها و نظریه ها می شوند بنویسد؟
واقعا عالی بود، کتابی با نگرش خاص و پشت پرده جوامع دنیای کمونیسم. حرف بیشتری نمیزنم، خودتون گوش بدین.
غیر از متن کتاب، نسخه صوتی خوبی هم داشت. بیان واضح، شیوا و بدون آهنگ بیخود و زمان تلف شده!
درک کتاب واقعا سخته٬ولی بسیار زیباست. زبان کتاب واقعا پیچیده است و برای هر قشری جذاب نیست
کتابی فلسوی که به ریزترین نکات میپردازد که شاید حوصلتون سر بره اما خب کتاب کاملیه
قشنگ توضیح میده که چطور کومونیسم در ریزترین و بزرگترین و همه امورات و وسایل و روح و جسم و زندگی آدم تأثیر داره. راحت و ریز اثر این نوع حکومت رو قشنگ توضیح میده
روایت جذاب از شوروی سابق و زندگی سخت در قرن پر آشوب و عجیب بیستم باید این سبک کتابها بیشتر منتشر بشه قطعا خواننده با یکبار شنیدن عاشق این گونه کتابها خواهد شد با تشکر از کتابراه