اونقدر که تعریف این کتابو شنیده بودم، با خودم میگفتم حتما مثل کتابای دیگهای که خیلیا معرفی میکنن و میرم میخونم قراره نا امیدم کنه. ولی بوف کور یه چیز فرای تصورم بود. وقتی که میخوندمش با اینکه اولاش خیلی پیچیده بود ولی انگار که ناخودآگاه درک میکردم و توش غرق شده بودم. به جرئت میشه گفت جز بهترین کتابای سورئالیسته. یه پیر مردی که از کل جامعه فاصله گرفته و کاملا منزویه از مردم متنفر شده بخاطر اینکه خیلی باهاشون متفاوته چون مثل اونا خرافاتی نیست و خودشو برتر از اونا میدونه. اونقدر تنهاس که تنها همدمش سایشه ولی حتی اونم شکسته و پیر شده و راوی انگار که نمیتونه گذر زمانو باور کنه توی رویاهای کودکیش غرق شده چون تنها خاطرات خوشش با اون دوران بر میگرده دورانی که همسرش هم باهاش مشکلی نداشته یا شاید هنوزم همسرشو داره ولی از اونجایی که خودشو به چندین شخصیت مختلف تو ذهنش تقسیم کرده نمیدونه که میرمرد خنزر پنزری که فاسق همسرشه همون خودشه اونقدر افسردس که از همه مردم حتی همسرش که واقعا عاشقشه هم متنفره. در آخر شاید هم دلیل جنونشو عشق به لکاته میدونست که کشتش و چشمشو در اورد چون در نگاه اول شیفتهی چشماش شده بود یا شاید همش توهم بود.
🍁جمله اول و بسیار مهم کتاب: “در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزواء میخورد و میتراشد. ” بوف کور مشهورترین کتاب صادق هدایته و پره از نمادهای فکری واقعی و موهومی. نمیدونم چرا این کتاب منو یاد قلم ادگار آلن پو توی کتاب گربه سیاه میندازه! اما مثل همون کتاب پره از موهوم و خشونت و خیال و قتل و ترس! من میگم آلن پو، اما خود هدایت طرفدار شدید ژان پل سارتر بود، پس قطعا از کتاب تهوع سارتر هم الهام گرفته! چون هر دو راوی هاشون با مشخصههای مشابه هستن. توی کتاب راوی توی دنیای سرگیجه آور، خیالی وپر از موهومه و زاویه دید هم تندتند تغییر میکنه و هر لحظه شدیدتر میشه.. اون معتقده توی یه حالت اغما، فضایی بین برزخ و مرگ گیر افتاده. به قول خودش نه بیداره نه خواب! راوی تلاش میکنه با سایه خودش صحبت کنه و هر تماس انسانی رو قطع کرده و توی چاردیواری خونه ش که مثل تابوته زندگی میکنه! اون میگه نقاشی روی قلمدون میکنم و میفروشه، اما همه نقاشیهایش یکی ان! عکس یه زن جوون کنار یه نهر و یه پیرمرد رو به روش!
توی کتاب جایی رو میبینیم که توش، مرگ و زندگی با هم ادغام میشن! توی قلب بوف کور، یک حس بیگانگی عمیق دیده میشه. حس دور شدن از احساسات و ارتباطاتهای انسانی! آخرشم مخاطب هیچ وقت نمیشه گفت چه اتفاقهایی واقعا رخ داده و کدوما خیالی ان!
من این کتابو ٢ بار خوندم تا متوجه مفهوم داستان شدم
در این کتاب نشون میده که راوی میل به فراروی داره و خودشو از دنیای رجالهها که همون مردم عادی هستند جدا میدونه، در این کتاب همه شخصیتها سایه درون راوی هستند مانند تیکههای شکسته یک اینه که قسمتی از درون راوی که همان پیر مرد خنزرپنزریست میل به زندگی عادی داره که در انتها زن راویو که نمادی از میل به زندگی برتر است به قتل میرسونه و در نهایت راوی مغلوب میشه و نمیتونه به چیزی که میخواد برسه همون طور که در بخش اول کتاب هم راوی نمیتونه به دختر اثیری (که اونو ماورایی میدونه) برسه
در کل خیلی کتاب جالب و اموزندهای بود ممنونم از کتاب راه و همین طور از راوی با گویش فوق العادشون
بوف کور مشهورترین اثر صادق هدایت هست با موضوعی پیچیده و سبکی سورئال و حتی تا حدودی وهم آلود.
دربارهی جوانی هنرمند هست که از جامعه و زندگی گریزان هست. تصویر سازی راوی از آدمها و دنیا بسیار سیاه و تلخ هست. همینطور مصرف مواد مخدر یا جنون راوی باعث میشه که خواننده درگیر در تمیز واقعیت و توهمات راوی بشه.
خیلی نقد و روایت از بوف کور هست که به نوعی سعی در رمز گشایی اون داشتن اما به نظر من هدایت با تبحر منحصر بفرد خودش فضایی رو ایجاد کرده که خواننده میتونه هر تفسیری از کتاب داشته باشه.
من همیشه از خواندن کتابهای هدایت با قلم خاصش غرق در لذت میشم اما خب این کتاب خیلی تلخ و سیاه هست و سعی کردم فقط درگیر همان تبحر بشم و لذت ببرم.
یک اثر هنری قوی از نویسندهای خلاق و...
تعاریف دیگری که در ذهنم میآید چه خوب چه بد قابل گفتن نیست...
این اثر میتونه تاثیر بسیار قوی در ذهن و روح انسان ایجاد کنه. این کتاب کاسهای است پر از انتخابها میان تاریکی، روشنی، تلخی و شیرینیه وجود یک انسان...
سعی کنید شیرینیها و روشنی هارا بردارید و خود را غرق در تاریکی کتاب و نویسنده کتاب نکنید.
زندگی شاید آن قدرها هم زیبا نباشد اما ارزش تلاش کردن و با معنا بودن را دارد.
یاعلی
کتاب ساختاری مهندسی شده داره و به نظرم این شاهکار به خاطر فضایی که شما رو توش حبس میکنه شاهکاره. انگار نویسنده دستت رو میگیره و میبره ته ذهن یک آدم فروپاشیده و در رو از پشت قفل میکنه. و فقط میگه: «ببین. این هم میتونه انسان باشه.» بوف کور روایت تنهایی بیمارگونه ست. راوی حتی وقتی کسی کنارش هست، باز هم تنهاست. زن اثیری، لکاته، پیرمرد قوزی… همشون بیشتر شبیه تکههای روان خود راوی ان تا آدمهای واقعی. هدایت در رمان عمداً اجازه نمیده «بفهمی». چون موضوع فهمیدن نیست و حس کردنیه. اگه بعد از خوندنش حالت بد شده، گیج شدی، یا یه جور خفگی گرفتی، یعنی کتاب کارشو درست انجام داده.
خب مسلما کسانی که اهل رمانهای عشقی و پایانهای خوش و مشخص هستند، جذب این کتاب نمیشوند، داستان از لایهها و شخصیت اصلی از سایههای متعدد برخوردار هست که مشخص نیست کدام لایه واقعی است ست و شخص واقعی و سایهاش را چطور باید تشخیص داد. حتی آخر کتاب هم طوری تمام میشود که تو هنوز حیران میمانی. ولی بهتر هست این کتاب دوبار خوانده شود، هم جذابتر خواهد بود، هم تصمیم میگیری کدام لایه داستان را واقعی و کدام را سایه تشخیص بدهی. جابجایی بین شخصیت واقعی و ذهنی اینقدر ظریف و استادانه ست که قطعا به هیجان خواهید آمد. راوی داستان نیز صدا و تسلط خوبی دارند.
قرار نیست بعد از گوش کردن یا خواندن هر کتاب فاز روشنفکری گرفته و از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده کنیم از لایه خزل پنزلهای مغزمان اراجیف در بیاوریم و به تعریف و تمجید از نویسنده پرداخته و خود را فهمیده نشان دهیممن کتاب بوف کور را نفهمیدم یا حداقل اهداف کلی نویسندهلایه زیرین کتاب معنای اشارات و کنایه هاشبیه سازیهای انجام شده هدف اصلی نویسنده و خیلی چیزهای دیگر را متوجه نشدم کتاب بسیار سخت پیچیده سنگین و نیازمند مطالعه دقیق بود احساس من این است در شرایط فعلی آمادگی درک صحیح از این کتاب را نداشتم
عالی، بی نظیر بود.
صادق هدایت محشر بود.
تشکر میکنم از کتابراه واقعا بستری عالی را محیا کردید.
تشکر میکنم از راوی عزیز عالی بود، صدای جذابی دارید؛ بعضی جاها با صدای شما و قلم پدر نویسندگی محو داستان میشدم.
ممنونم از همه دوستان گل و کتابخانم.
این کتاب قابل نقد نیست اما قابل ستایش است.
بی نظیر و فوق العاده.
از تمثیل گرفته تا توصیف و استعاره و غیره همه چی عالی بود.
خیلی روان بود، هم نویسنده و هم راوی در کار خود عالی بودند.
بی نهایت لذت بردم.
از همه تون سپاسگزارم.
میگن که در کتاب بوف کور روش صادق هدایت سیال ذهن بوده اما چیزی که این کتاب آشکارا درش موج میزنه اینکه این نوع روش روشی ناشناخته وجدید در ادبیات امروزیس که صادق هدایت اون رو خلق کرده و نمادهایی که درش به کار رفته برای هر مخاطبی میتونه معنای متفاوتی داشته باشه و برخلاف نوشتههای دیگه این باعث میشه مخاطب وارد دنیای کتاب بشه نه اینکه کتاب درش نفوذ کنه کتاب فوق العادهای حتما بخونیدش مخصوصا تویک روز برفی زیر چراغ زرد سقفی
«بوف کور» اثر صادق هدایت از آن دسته کتاب هایی است که بیشتر باید آن را تجربه کرد تا صرفاً خواند. فضای وهم آلود، روایت غیرخطی و نمادهای فراوان باعث می شود هر خواننده برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. این کتاب شاید برای همه مناسب نباشد، اما اگر به ادبیات فلسفی، روان شناختی و نمادگرایانه علاقه دارید، اثری فراموش نشدنی است. هر بار که آن را می خوانید، لایه ای تازه از معنا آشکار می شود و همین ویژگی، «بوف کور» را به یکی از مهم ترین آثار ادبیات معاصر فارسی تبدیل کرده است.
راوی عالی، داستان عالی، ولی وحشتناک😭😅
البته این یعنی به قدری نویسنده خلاق نوشته و راوی قشنگ میخونه که این حس رو تداعی میکنه.
اگر عاشق ژانر ترسناک هستید عوض خوندن کتاب هری پاتر اینو گوش بدید!
بیشتر هم شبیه کتاب جنایات و مکافات بود، به همون خوبی هم خوانده شده بود.
شاهکار ادبی ایران معاصر به جرعت میگم فوق العاده بود کتاب از نثر و تشبیهات و داستان و عمق و هر نظر صوت و گویندگی و جلوه های صوتی کتاب بینظیر بود و مو به تن ادم سیخ میکرد محتوای داستان به شدت دارک هست و شمارو توی تاریکی خودش میکشه و درونش غرق میکنه برای فهم بهتر کتاب داخل اینترنت یا با استفاده از هوش مصنوعی قبل یا بعد شنیدنش تفصیر کتاب رو بخونید چون پر از تشبیه و کنایه هست به زندگی عادی ما و اجتماع ایرانی
این کتاب بسیار زیبا و پر از مفهوم و توهم. توهمات ذهن نویسنده. مرد قصاب. ران گوسفند. خدا و ابدیت و زندگی. این رمان ذهن شمارا به توهماتی میبرد که در آن قرق میشوید و در آن خود را گم میکنید. خود را پیدا میکنید. گم میکنید و پیدا میکنید. تمام ما انسانها پریم از این داستانها توهمات و رمانها. ما همگی کتابی هستیم پر از داستانها. ولی یکی مینویسد و ما میخوانیم. ما نمینویسیم و باقی نمیخوانند
داستان غم انگیزیه که به زیبایی تمام بیان شده، شبیه نوشته های گابریل گارسیا و حتی سمفونی مردگان حالت داستانسرایی سیال رو داره و باید به دقت خواند یا شنید که به مفاهیم اصلی و ایهامها و استعارات همیشگی صادق هدایت پی برد. بنظرم ارزش بارها شنیدن و خواندن رو داره و با صدای آقای عطایی شنیدنی تر و قشنگتر هم شده بود. با سپاس از کتابراه و تهیه کنندگان فایل صوتی🙏
از اون دست کتابها نیست که حتی یه ذهن علاقه مند به ادبیات هم به سادگی دوستش داشته باشه، سلیقه ساختنیای میخواد، اما واسه من همیشه سوال بود که بوف کور یعنی چی و به نظرم همون سایه شخص بوف کوره، بوف کور همون جغد کوره، و سایه شخص هم از اونجا که چشمی نداره و دانایی کمتری نسبت به خود شخص داره، به این تشبیه شده
درود و ارادت فراوان صادق در این کتاب توانست نیازهای اصلی طبیعی انسان را در ترکیبی از تب و تابه زندگی را به گونه ای روایت کند که جامعه از هنگام تولد به انسان تحمیل میکند: میل به اتکاکوری مذهبی توهماته شکننده مواد مخدر قدرت بقا که دست مایه ی به وجود آمدن ذهنیت ها در جوامع میباشد با تشکر از تیم حرفه ای کتابراه.
بهترین کتابی بود که چندسال اخیر خوندم. بوف کور برای کسایی که به داستانهای چندلایه علاقه دارن خیلی داستان جذابی میتونه باشه. مقصد ماجرا مهم نیست بلکه این مسیر داستانه که پر از کشمکشهای روحی و روانی راوی رو روایت میکنه. گوینده با بیان خوبش و همچنین صداگذاریهای به جا هم جذاببت کتاب رو چند برابر کرده.
تعریفی که از این کتاب شنیده بودم با چیزی که خوندم قابل مقایسه نبود.. پر از جملات و وصفهای تکراری... زمینه خاکستری که حتی شادی هاش هم غمناک بود... شاید برای همه دورانهای تاریک تاریخ بشه روش حساب کرد... ولی واقعا ادم افسرده تر از، افسرده میشه وقتی تمام چالشهای شخصیت اصلی به نوعی بوی مرگ میده... اولین کتابی بود که از صادق هدایت خوندم
بسیار عالی هنوز نصف کتاب رو گوش ندادم ولی کاملا مشخصه با چه شاهکاری طرف هستیم کتابی که در عین گویش صریح و عامیانه بسیار پیچیده و روانشناختی نوشته شده فکر میکنم دیگه چنین نویسنده خلاقی ظهور نکنه که بتونه چنین اثری خلق بکنه باید چند بار گوش بدم تا متوجه این کتاب زیبا بشم روح آقای هدایت غرق در نور و آرامش ابدی
داستان بسیار عالی صدای راوی بسیار گیرا
صادق هدایت جلوتر از زمان خودش میزیست. راوی میخواهد با سایه خود سخن بگوید سایهای که جنبه منفی دارد و بر خود روشن ادمی سیاهی افکنده است و به همین سبب از پنجره و اینه میهراسد و نمیخواهد سایه مضاعف خود را ببیند.
ممنون از کتابراه
سلام دوستان
تعریف این کتاب را زیاد شنیده بودم فکر میکردم خیلی فوق العاده است البته صادق هدایت نویسنده بزرگی است فکر میکنم من زیاد متوجه نشدم زیاد لذت نبردم (اما از لحاظ ادبی کتاب عالی بود پر از دلهره آنقدر مشتاق بودم آخرش را بدانم که به یکبار همه را گوش کردم ولی با فلسفه این رمان ارتباط برقرار نکردم)
درسته که صادق هدایت یکی از قویترین نویسندههای ایران ه ولی اینهمه تلخی و زهر تو یک کتاب واقعاهضمش سخته، میشه با بیانی دیگر درونهارو به صفحه و تصویر و نوشته اورد، حجم سیاهی ه فضا ازاردهنده س حتی برای روشنفکران، البته گوینده خیلی صدای ارومی داره و ممنون از تیم کتابراه
من نتونستم کتاب رو هضم کنم و اصلا باهاش ارتباط نگرفتم. حس میکردم نوشتههای یک فرد مالیخولیائیست.
برای من که انسان ادب شناس و حرفهای در ادبیات نیستم و بیشتر دنبال سرگرمی از خواندن کتاب هستم جالب نبود
نوشتههای خیلی جالبتری از آقای هدایت خوانده بودم.
همهی ما یک راوی بوف کور در درون خودمان داریم. بی پرده، صریح، روراست و به دور از نقاب. یک راوی که گاهی زندگی آنقدر بر آن تنگ میگیرد و آنقدر هیچ کس او را به همان اندازه که باید، درک نمیکند که خسته میشود…حتی از خود خود زندگی
سبک ماورایی سورئالیسم باز هم موج میزنه تو آثار صادق هدایت واقعیتش این کتاب رو بارها و بارها باید بخونی تا شاید فقط ۲۰٪ متوجه بعضی چیزا بشی خیلی سنگین و در از سمبلها ونماد هاست … قطعا شخصیتهای این داستان شخص واحدی بودند شاید هم خود هدایت
اگرچه این کتاب از نقطه نظر تکنیکهای ادبی و تخیل عمیق نویسنده کاملا درخور توجه هست اما داستان بسیار سیاهی دارد که هدف آن نمایش حداکثر حقارت و بدبختی یک انسان است. این کتاب روح انسان را تاریک میکند و بعد از خواندن یا شنیدن آن انسان بهتری نخواهید شد.
شک!
چند شخصیتی!
تمام کسانی که با همسرش ارتباط داشتن خود نقش اول بود؛ فقط حس چند صورتک بودن نقش اول برای خود بود.
حتی در آخر کتاب اشاره به این داره که شبیه آن پیرمرد شده است.
ولی همهی این حدسها مبهمه که این رمان وجذاب میکنه
صادق هدایت
مگه میشه بالاتر از عالی هم بهش نسبت داد واقعا خیلی از صحبتها و خیلی از صحنه جوری ادم رو با خودش همراه میکنه که فکر میکنی خودت تو اون لحظه اونجا هستی من که لذت بردم ولااقل سه بار گوش دادم
عالی عالی عالی
یک کلام، فوق العاده، صادق هدایت تنها نویسنده دیوانه اییه که میتونه چنین دیوانه خانهی زیبایی رو به تصویر بکشه، وای که چقدر لذت بخش بود همراه شدن با قلم صادق هدایت
بدون شک یک داستان عالی همراه با مضمونی بسیار عمیق و عالی.... جناب اقای صادق هدایت از قلم بسیار قویای برخوردارند... این کتاب، کتابیه که هیچوقت از خوندنش پشیمون نمیشید و ارزش 1000 بار خوندنم داره.
توصیهی بسیار میکنم.
تا حالا یه همچین کتابی نخونده بودم، تصورات ذهنی یه نفر و آسیبی که از رفتار دیگران دیده و نوع تشبیههایی که در انتخاب کلمات داره منو تا آخر کتاب نگه داشت و حالا شکر گزار خداوندم واسه آرامش خودم..
مگر میشود در مورد این شاهکار فلسفی و داستانی نظر داد.؟؟
یکی از زیباترین و جذابترین کتابهای زندگیم بوده و هست
صدا و اجرای بینظیر آقای عطایی زیبایی این اثر را چندین برابر کرد، سپاس از کتابراه
صادق هدایت نابغهای که واقعا تحسینش میکنم و هیچ داستان بدی نخوندم ازش داستان بوف کور روایت یک بیمار متوهمه بسیار جالب و خواندنی جوری غرقش میشین که با شخصیت اصلی همزاد پنداری میکنید
با سلام من چندتا از کتابهای صادق هدایت رو خوندم سیاهی و دنیا گریزی شدیدی در قلم روان آمیخته شده اگر هدایت افکار پوچگرایی نداشت و شیوه نوشتن تک بعدی نداشت شاید بهترین نویسنده معاصر ایران بود
کتابراه مثل همیشه عالی!!! کتابهای آقا صادق هدایت هم که حرف ندارن.... بوف کورش هم هوش چندگانه و نگاه عالمانه روانشناختی-تاریخی- اجتماعی-ادبی میخاد تا خوب درک بشه.... با تشکر از عوامل محترم کتابراه
برای من خوندن این کتاب برای آشنایی با قلم و شخصیت صادق هدایت خیلی مفید بود... اولین کتابی بود که از این نویسنده بنام خوندم و نمیشه واقعا نظری جامع داد و قضاوت کرد
خود داستان که فوق العاده بود و خوانش آن نیز حرف نداشت که با افکت هایش، شنونده را بیشتر به حال و هوای ماجرا میکشاند.
واقعا از شنیدنش لذت بردم، تجربه عالیای از کتاب صوتی برایم بوجود آورد...
پر از استعاره و نماد که به نظرم برای فهمیدنش هم باید بیشتر از یکبار خوانده شود و هم هر کس برداشت متفاوتی خواهد داشت، وای در کل بسیار زیبا هیجانی و غیر قابل پیش بینی بود و صدای گوینده هم بینظیر بود
من کتاب رو خوندم، راستش خوشم نیومد.
فایل صوتی رو دانلود کردم، دیگه اصلا راضی نبودم، درکل من با سبک و نوع تفکر نویسنده هم سو نیستم. بیشتر به خاطر تعریفایی که از کتاب کرده بودن ترقیب شدم به خوندنش
یکی از بهترین کتابایی که خوندم... به شدت تاثیر گذار و مرموز طوری که تا چند وقت ذهن رو درگیر میکنه
با دقت بخونید و اگر بعد از اتمام کتاب حس کردید گم شدید مجدد از اول بخونیدش بینظیره!
من این کتابو دقیقا ۱۲ بار خوندم واقعا عالیه با محیطی که صادق هدایت درست کرده خیلی حال میکنم و امروز تصمیم گرفتم صوتیشم گوش کنم واقعا حرف نداره بهترین کتابیه که تاحالا خوندم
الحق که به درستی بهترین اثر صادق هدایت انتخاب شده. مثل اکثر آثار او رنگ خاکستری دارد و بوی نا امیدی و مرگ در آن موج می زند. صدای زیبا و روایت قوی گوینده را هم نباید فراموش کرد
واقعا و قلبا نمیدونم صادق هدایت چی توی سرش میگذشته که اینجور داستان هارو مینوشته، اما انسان رو میبره به درهی سیاه و برمیگردونه. هر چی میرفت جلوتر، بیشتر مشتاق شنیدن میشدم
اثری شایسته از نویسنده صادق هدایت
روحش شاد و یادش گرامی
هنوز که هنوزه کتابهای ایشان طرفدار دارد.
من میان کتابهایی که مطالعه کردم این کتاب بخاطر نگارشش ذهنم را درگیر خود کرد.
جملات تکراریه زیادی داشت طوری که یه جاهایی میشد تا آخر جمله رو حدس زد.
در عین جالب بودن گنگ بود و با یک بار گوشکردن نمیشد موضوعو فهمید
ولی راوی خیلی خوب بود🥲
صادق همیشه گنگ بوده
شما وقتی دارید یک داستان از صادق هدایت میخونید هم زمان چند پایان مختلف و چند داستان مختلف میخونید و واقعا قلم بسیار بسیار قوی داره و مورد علاقهترین کتابشم ک بوف کوره.
هم ترسناک بود هم آدم از خواندنش پشیمون میشه هم شبیه زندگیهای ماست
هم خوشت میاد
هم فضاش تاریکه
شبیه زندگیه شبیه داروی تلخ
ولی ترس و وهم داره شب هم خوابت نمیبره