این کتاب سرشار از حقایقی است واقعا چنان روشن مثل آفتاب که گاهی با غفلت و نادیده گرفتنشان خود به درد و اندوه میافتیم، با صدا و لحن بسیار بسیار گویا و دلنشین در بخش آخر میشنویم:
وجود متعالی همیشه وجود دارد بنابراین ما باید نسبت به آن متوجه تر و هوشیارتر باشیم... حکومت خداوند در کل جهان گسترده است ولی شما آن را نمیبینید.
صبح وقتی از خواب بیدار میشویم دو شبح خرابکار نیز در کنار تخت ما هستند و هر یک میخواهند ما را در آن روز به عنوان غذا بخورند؛ اولی ترس است که به ما میگوید من بیش از حد بزرگ هستم, من بیش از حد ترسناک هستم و تو بیش از حد کوچکی تو نمیتوانی کاری انجام دهی. شبح دوم رخوت و خستگی است... راحت باش فردا هم روز خداست فعلا چیزی بخور و خوش باش فردا دوباره میبینمت. هر کدام از این دو شبح میخواهند زندگی شما را ببلعند بیتوجه به اینکه امروز چکاری انجام دهی فردا دوباره ظاهر خواهند شد. آنها دشمن هستند، آنها در دنیای بیرون نیستند بلکه در درون ما هستند در اتاق خواب ما هستند درون زندگی ما.
جیمز هالیس را از معرفی کتاب مرداب روح توسط اقای مجتبی شکوری در برنامه کتاب باز شناختم. باید بگم که اون کتاب با کتاب حاضر بسیار متفاوت بود، البته هر دو رنگ و فضای روانشناسی دارند ولی کتاب «یافتن معنی زندگی در نیمه دوم عمر» بیشتر به طرح سوالات مخاطب میپردازد بدون آنکه جواب روشنی برای انها ارایه کند.
توی دورهای از زندگیم هستم که ماهیت و هستی خیلی از مفاهیم برام به چالش کشیده شده و دنبال کتابهایی هستند که کمک کننده باشند ولی تا حالا که چیزی پیدا نکردم.
البته همان طوری که دوستان نوشتهاند این یکی از ۵ حلقه پادکست صوتی اقای هالیس هست و ممکنه که در ادامه و شنیدن ۴ cd بعدی موضوعات روشن تر بشه.
ولی خوندن کتاب مرداب روح را واقعا توصیه میکنم، کتابی که به مسائلی نظیر افسردگی و تنهایی و موضوعاتی که همیشه برای بشر ترسناک بوده است از منظر دیگری نگاه میکند و زوایای پنهان این مسائل را بررسی میکند و ثابت میکند که اتفاقا مواجهه با چالشهای این چنینی چقدر به شناخت ادمیزاد از درون و باطنش کمک میکند.
در رابطه با روایت و خوانش کتاب هم، متاسفانه من در همین روزهایی که خبر فوت اقای تارخ منتشر شده است در حال گوش دادن کتاب بودم و متاسف شدم. خدواند روحشان را قرین رحمت قرار دهد.
ولی خوانش کتاب بسیار کند و ملال اور است و اگر سرعت پخش را بالا نبریم ممکنه خیلی از قسمتها، رشته کلام و افکار از دستمان خارج شود.
در هر دوره از زندگی، گویا روح ما بر تیغ دولبه حرکت می کنه، که کارکرد روح و روان، یا ما را به قله صعود می برد یا به دره سقوط، و حتی در آخر عمر یا آدمی به خردمندی می رسه یا خرفتی! مسئله اصلی اینه که آدمی بدون کاتالوگ بدنیا میاد و بدون هیچ گارانتی به مسیرش ادامه میده... در طول این مسیر گاهی کتابها و تجربیات دیگران کمک می کنه که راه رو بهتر طی کنیم ولی غافل از این هستیم که ادمها در کلیت مانند هم هستند اما در جزئیات روح و روان و نحوه زندگی هیچ دو انسانی شبیه هم نیستند و هر کتابی یک تجربه از زیستن یک روحه... اما در بن بستها و دالان های تاریک روح و زندگی همه تنها هستند و براساس روان، شخصیت، خودسازی، پیشینه، ذخایر تجربی و تربیتی خود عمل می کنند، کتاب خوبی بود اما اگر لحظه ای غفلت میکردم خوانش کتاب چون لالایی مردانه بود! با وجود تمام تمرکز و علاقه ای که حین کتاب خوندن و شنیدن دارم، ولی گویا اینهم از درد مشترک بشریست که در فواصل کوتاه و آرام، فکر یا می گریزد یا به خواب می رود...... سرعت خوانش مرحوم تارخ این روزنه گریز رو خوب فراهم کرده بود... پس باسرعت بیشتر پخش، گوش دادم.
این کتاب فصل اول از یک کتاب صوتی ۵ فصل صوتی هست: (به گفته آقای سهیل رضایی صاحب ناشر این اثر): پس باید ۴ تای دیگه ش رو به ترتیب خریداری نمایید. ترتیب به این شرح است: ۱. یافتن معنا در نیمه دوم عمر۲. پروژه باغ عدن: شکستن تقدیر۳. مرداب روح۴. التیام روح زن و مرد: شکستن تقدیر۵. خلق معنیوت رشد یافته: شکستن تقدیر
عنوان کتاب جذاب بود. راوی هم مرحوم امین تارخ بود که صدای دلنشینی داشت. هرچند که در زمان شنیدن متوجه شدم ترجمهای از یک شی دی اموزشی رواندرمانی را گوش میدهم که در مکتب یونگ است. پرسش کلیدی آن کیفیت سوالهاییست که نیمه دوم زندگی را دربرمیگیرد.
این نیمه دوم برای هرانسانی یک زمانست. زمانی که به تغییرات جدی میاندیشیم و به روانمان از مسیر رشد خود گوش میسپریم. نگاه یونگ جذاب است و پرسشهای خوبی مطرح شد، هرچند که زیاد به عنوان کتاب نپسندیدمش. لحن راوی هم چنانچه انتظار داشتم نبود.
کتابی درباره موفقیت بیرونی نیست بلکه درباره بلوغ روانی است. نیمه دوم زندگی فرصتی است تا از زندگی ای که صرفاً مطابق انتظار دیگران بوده عبور کنیم و به سوی زندگی ای حرکت کنیم که با حقیقت درونی خودمان هماهنگ تر است. به همین دلیل این کتاب برای بسیاری از خوانندگان میانسال یا کسانی که در مرحله ای از بازنگری زندگی قرار دارند، اثری عمیق و تأمل برانگیز محسوب می شود.
کتاب پر معنایی بود. زندگی بر اساس سوالات بزرگ. کتابی که بیش از ده بار خوندم و هر بار چیز جدیدی یاد گرفتم. بسیار اثرگذار. برای دوستانی که میگن خوندیم چیزی نفهمیدیدم، بله چون یک کتاب بسیار عمیق در حوزه روانشناسی یونگی است. شاید بهتر بود پیش نیازهایی قبل از مطالعه این کتاب معرفی میشد
این کتاب از محموعه اثار شکستن تقدیره جیمز هالیس هست که بر خلاف اسمش، مناسب برای تمامی بزرگسالانی هست که رنگ در زندگیشان کم شده و روزهای خاکستری دارند. زندگی برازنده من پیش نیاز این کتابه بنظرم که حتمن تمارینشو انجام بدید. برای پیدا کردن هدف و رسالت شخصی خیلی مناسبه
هم کتاب آموزنده بود هم صدای آقای تارخ دلنشین بود
هم مناسب کسانی ست که تازه اول راه نیمه دوم زندگی هستند و هم مناسب کسانی که در نیمه اول زندگی هستند مارو برای استقلال و دید تازه نسبت به زندگی و ورود به دنیای پر هیاهو آماده میکنه بهمون شجاعت میده تا خودمون باشیم نه چیزی که دیگران از ما انتظار دارند
کتاب پر معنایی بود و به نظرم برای درک کردنش باید اول کتاب هایی مثل نیمه تاریک وجود و شفای زندگی از لوییز هی رو خوند و با مفاهیم سایه و انیما و آنیموس آشنایی داشت. به تکمیل پازل های زندگی مون خیلی کمک می کنه و دیگه آدم هارو آگاهانه انتخاب میکنیم و از روی اتفاقات ساده عبور نمیکنیم
واقعا ممنون از اجرای بسیار خوب جناب آقای امین تارخ گرامی. واقعا به این میگن کتاب صوتی. بعضی گویندهها خوندنشون سرسام آوره و پر از عجله... اما واقعا گویندگی این کتاب هنرمندانه و حرفهای است. کلمات کتاب به جان مینشیند. ان شالله این هنرمندان بزرگمون همیشه سلامت و موفق باشند.
من که نتونستم با این کتاب ارتباط بگیرم به لحاظ اینکه راوی انگار داشت روزنامه میخوند و نمیتونست حق مطلب را آنطور که باید ادا کند. فکر میکردم مطالب مفیدی کسب کنم از این کتاب که به درد نیمه دوم عمرم بخوره ولی انگار یه کتاب معمولی بامطالب تکراری بود!
کناب مفیدی است هر چند که نویسنده بنظرم گاهی پرحرفی کرده و شاید ریتم یکنواخت خواننده اون رو کسالت بار کرده بهرحال آقای تارخ صدای خوبی دارند اما برای خوانش کتاب ریتم کند و یکنواختی رو انتخاب کردند که شنونده رو کسل و خسته میکند.
۳ امتیاز فقط برای کتاب
گویش گوینده بسیار کند، بد و ناواضح است و بجای تکیه بر مفاهیم طوطی وار روی لغات تاکید داره طوری ادم سررشته متن از دسشتش در میره و با سرعت ۲ برابر هنوز گویشش کند هست
این نشون میده بقول دوستمون فقط صرف خش صدا دلیل زیبایی بیان نیست!!
خوب بود. بخصوص گوینده که خود برمطالب اگاه است و احساس میشود خود نویسنده است که صحبت میکند. احتمالا دوستانی که به نوع گویش اعتراض دارند به نوع گویش عادت ندارند. من پیشنهاد میکنم یک بار دیگر گوش دهند فکر کنم نظرشان برگردد.
گویش و صدا بسیار بد ادمو عصبی میکنه باید خیلی تمرکز کنی که پیوستگی جملات حفظ کنی چون خیلی بد خونده شده موقع کار هم نمیشه گوش داد چون با کوچکترین صدای اضافه محیط دیگه صدای کتاب نمیشنوی
راستش باوجود احترامی که برای مرحوم امین تارخ عزیز قائلم ولی خوب اصلا از گویندگی ایشون راضی نبودم اصلا هیچی از کتاب نفهمیدم گوش میدادم ولی نمیفهمیدم ولوم این کتاب رو هم باید ببرین بالا صدا کمه
صدا و خوانش گوینده عالی هست، محتوای کتاب هم که حرف نداره، هر جملهاش واقعا جای تامل داره، من هر بخش رو دو بار گوش میدم، شاید اگه متنی شو گرفته بودم هر جمله رو دو بار میخوندم، حتما توصیه میشه
کتاب فوق العادهای هست
مدتها بود که این کتاب را خریده بودم و فرصت مطالعه نداشتم.
اما مطالعه کتاب صوتی خیلی راحت و در دسترس تر از کتاب کاغذی هست.
با تشکر از کتابراه
این کتاب بیشتر سرنخهایی میده
که امیدوارم در ادامه به جزییات بیشتری بپردازه، همانطور که
در نظرات قبلی گفته شده بخشی از یک دوره اموزشی در قالب سی دی هست.
وجود متعالی همیشه وجود دارد بنابراین ما باید نسبت به آن متوجه تر و هوشیارتر باشیم... حکومت خداوند در کل جهان گسترده است ولی شما آن را نمیبینید.
صبح وقتی از خواب بیدار میشویم دو شبح خرابکار نیز در کنار تخت ما هستند و هر یک میخواهند ما را در آن روز به عنوان غذا بخورند؛ اولی ترس است که به ما میگوید من بیش از حد بزرگ هستم, من بیش از حد ترسناک هستم و تو بیش از حد کوچکی تو نمیتوانی کاری انجام دهی. شبح دوم رخوت و خستگی است... راحت باش فردا هم روز خداست فعلا چیزی بخور و خوش باش فردا دوباره میبینمت. هر کدام از این دو شبح میخواهند زندگی شما را ببلعند بیتوجه به اینکه امروز چکاری انجام دهی فردا دوباره ظاهر خواهند شد. آنها دشمن هستند، آنها در دنیای بیرون نیستند بلکه در درون ما هستند در اتاق خواب ما هستند درون زندگی ما.