بدون اغراق به نوشته های داستایفسکی، باید افرین گفت، من تقریبا تمام کتابهای اورا خوانده ام، و به واسطه او از نظر جغرافیا و تاریخ یک زندگی کامل را در روسیه سر کرده ام او در کتابش قصه ایی را از زندگی انتخاب کرده و به زیبا ترین شکل بیان میکند. حال ایا میتوان گفت او داستانی از نوجوانی و سردرگمی هایش گفته. من این را نمی گویم او در هر داستانی از، شوریدگیها، سردرگمیها و گفتگو های ذهنی میگوید. از انتخابها و احساسات میگوید و از عواملی که باعث این دو میشوند. و بحق که زیبا مینویسد. در این کتاب آقای سلطان زاده مانند همیشه بر تاثیر این داستان افزودند با صدای دلنشینشان و درست و زیبا خواندنشان. از مترجم و همه شما ممنون
کتاب رو هنوز تموم نکردم؛ پیداست داستایوفسکی خداست.. از موزیک بگم که محشره.... وای از این انتخاب... همه قطعات در بند بند کتاب کاملا بازگو کننده مضاعفی برای داستان.... صد البته که این حکایت در تمامی آثار داستایوسکی شکل گرفته... کاشکی ایشون رو با ما آشنا می کردید... جایی نامی از ایشون ذکر می کردید🤗 سومین شاهکار آقای ارباب هستند که در دنیای امروز ما دومی ندارد (آرمان سلطان زاده).... کلمه قِداسَت درست است.