دربارهی دورهی زمانی هست که دولت مردم رو از مطالعه و نگهداری اکثر کتابها، نواختن موسیقی و پرداختن به هنر مدرن ممانعت میکنه و هنرمندان و هنردوستان در این دوره زندگی بسیار سختی رو دارند. رعب و وحشت حاکم بر جامعه به راحتی حس میشد. اما بنده به شخصه خیلی طرفدار داستانهایی که مرز بین واقعیت و خیال در آنها از بین میرود نیستم، یعنی موضوع خوبی داره ولی شیوهی روایت خیلی مورد پسندم نبود که البته سلیقهی شخصی هست.
این کتاب به اهمیت ثبت رویدادها و حافظه جمعی اشاره میکنه و یادآور ۱۹۸۴ برای من بود. به دو نقل قول از ۱۹۸۴ میپردازم:
۱. اندیشه تنها چیزیه که بهش اهمیت میدیم. ما صرفا دشمنانمون رو نابود نمیکنیم، تغییرشون میدیم.
۲. هر پیشینهای نابود یا تحریف شده، هر کتابی بازنویسی شده، هر تصویری از نو چاپ شده. تاریخ متوقف شده.
کتاب تمثیلی و خوبی بود استعاره از اینکه فرهنگ و ارزشها رو به نابودی هستن وقتی به کتاب و موسیقی و فرهنگی بی اعتنا بشم مثل اینه که اونا رو بسوزانیم یا تو سطل آشغال بریزیم و البته بصورت استعاری نقش حکومتها رو در سیاست گذاریها برای تخریب فرهنگ بصورت تمثیلی آورده
باتشکر از برنامه کتابره که این کتاب رو رایگان در اختیار شنودگان قرار دادند. من برنامه کتابراه رودراین چندسالی که خودم عضو هستم به همه دوستان و آشنایان پیشنهاد کردم. این کتاب تمثیلی از هنرو هنردوستان و کم توجهی به افراد آگاه و هنرمند هست و بنظرمن داستان کوتاه جالبی بود.
با زبانی ساده از سیاست دولتها برای عقب نگه داشتن آحاد مردم از فرهنگ و کتاب و موسیقی برای به سلطه کشیدن آنها صحبت میکنه و روایت متفاوت و جالبی دارد با سپاس
سلام و درود فراوان کتاب ارکستر زباله های شهرداری اصلا جالب نبود به نظرم باید یکمی احترام برای مامورین شهرداری بذارید این عزیزان واقعا زحمت می کشند بدون حقوق عادلانه... ممنونم از همراهان کتابراه