نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی مزاحم - فریدا مک فادن
4.2
119 رای
با سلام و خسته نباشید به تیم محترم کتابراه و تشکر ویژه از خوانشگران عزیز که در جذابیت داستان نقش به سزایی داشتند
این کتاب هم مانند باقی کتابهای مک فادن بسیار مهیج و پر فراز و نشیب بود که بصورت پارتهایی با موضوعات موازی پیش میرفت و در ابتدا در شناختن شخصیت اصلی و شخصیت کودک داستان دچار اشتباه میشوی ولی در یه جایی متوجه میشوی که این دونفر چه کسانی هستند.
ضمنا تم داستان علاوه بر معمایی و جنایی بودنش، روانشناختی بوده و بنظرم به درد پدرها و مادرها یی میخوره که نوجوان دارند بخصوص پدران و مادران تک سرپرست که متوجه باشند چه رفتاری با فرزندان خود دارند.
مثل همیشه آخر داستان غافلگیر میشوید.
این کتاب هم مانند باقی کتابهای مک فادن بسیار مهیج و پر فراز و نشیب بود که بصورت پارتهایی با موضوعات موازی پیش میرفت و در ابتدا در شناختن شخصیت اصلی و شخصیت کودک داستان دچار اشتباه میشوی ولی در یه جایی متوجه میشوی که این دونفر چه کسانی هستند.
ضمنا تم داستان علاوه بر معمایی و جنایی بودنش، روانشناختی بوده و بنظرم به درد پدرها و مادرها یی میخوره که نوجوان دارند بخصوص پدران و مادران تک سرپرست که متوجه باشند چه رفتاری با فرزندان خود دارند.
مثل همیشه آخر داستان غافلگیر میشوید.
خوانش کتاب و تسلط راوی بسیار عالی است. کتاب را برای سرگرمی فقط مناسب میبینم و نه کتابی عمیق یا جذاب که ذهن را همراه خود کند. نویسنده آنچه لازم هست را در کتاب کنار هم قرار داده است مانند فضاسازی وهم آلود کلبه ای در طوفانی سنگین بدور از راه ارتباطی، دختری که حس ترس و ابهام را منتقل میکند، چند پیچیدگی که تم معمایی به داستان بدهد و لایه هایی از فشارهای روانی شخصی سازی شده در تلاش برای شخصیت پردازی. اما متأسفانه مشابه با دیگر کتاب های این نویسنده تمام این عناصر بسیار ضعیف و خام ساخته شده و بسیار ناشیانه و مبتدی در کنار هم قرار گرفته و حتی همین محصول نهایی هم بیش از اندازه کش داده شده.
برای من، کتاب دلچسب و جذابی بود و ارتباط عمیقی برقرار شد، برجسته ترین نکات داستان، برایم آسیب های کودکی و ایجاد اختلالاتی شخصیتی که خود فرد، هیچ نقشی در ایجاد آن ها ندارد و این جنایتی است از طرف پدران و مادرانی که بدون حس مسئولیت، موجودی را بوجود می آورند، آسیب می زنند و او را تنها رها می کنند، خیلی غم انگیز است، ولی از نکاتی که حس خوبی و تسلی بخشی در من ایجاد می کرد، حس همدلی نقش های آسیب دیده داستان بود. همچنین گویندگان داستان، اجرایی بی نظیر داشتند که در انتقال فضای موقعیت ها، بسیار موثر بود، سپاس از همه شما.. 🦋💝🙏
کتاب مزاحم یکی از بهترین رمان هایی بود که تا با حال گوش دادم تن صداو لحن گویندگان مخصوصا خانم فاطمه صداقتی عالی و موزیک ها بسیار مناسب بود همچنین مطالب هرفصل داستان قدری برای من مهیج بود که تا ۵ صبح بیدار موندمتا به گوش دادن ادامه بدم... و نویسنده داستان بسیار عالی مشکلات روحی والدین و کودک آزاری و علت اختلالات رفتاری نوجوانان در غالب این رمان به تصویر کشیده بود. من شنیدن این کتاب صوتی وبه همه پدر ها و مادرها توصیه می کنم. کمال تشکر و آرزوی موفقیت را از نشر خلوت و مجموعه کتابراه دارم.
کتاب خوب و گیرایی هست اولین کتاب ۴۰۵ من بود و جالب شد چون در یک طوفان بارانی بهاری در ماشین بودم و این کتاب رو شروع به گوش دادن کردم و کتاب هم با یک طوفان شروع شده بود کتاب گیراست چون اون شب جنگنده های زیادی میومدن و صداشون استرس و ترس درست میکرد و یک هندزفری و این داستان جذاب باعث پرت شدن حواس من شداز کتابراه هم خیلی ممنونم بابت بستری که ساخته ولی مترجم عزیز واژه uncle هم معنی عمو میدهد هم دایی، قاعدتاً عموی یک فرد نمیپرسه که آیا عمویی داری، و باید دایی ترجمه میشد
مثل همیشه نزدیک به واقعیت یا شایدم بر اساس واقعیت بود
فقط اینکه دختر بچهای بهش پناه میاره درست مستندی از زندگی خود کیسیه اگر کاملا غریبه بود داستان ارج بیشتری پیدا میکرد و خلاقیت نویسنده رو هم بهتر نشون میداد و البته اینکه عشقش زنده بود و نمیخواست کیسی ودخترش بدونن زنده است تا حدودی ماهیت حقیقی عشق رو میبره زیر سوال چون اگر از بعد روانشناسی بهش نگاه کنیم بعداز مرگ حفیفیه عشقش یک حسرت و عصبانیت همیشگی رو برای دونفراز مهمترین ادمهای زندگیش بجا میزاره
فقط اینکه دختر بچهای بهش پناه میاره درست مستندی از زندگی خود کیسیه اگر کاملا غریبه بود داستان ارج بیشتری پیدا میکرد و خلاقیت نویسنده رو هم بهتر نشون میداد و البته اینکه عشقش زنده بود و نمیخواست کیسی ودخترش بدونن زنده است تا حدودی ماهیت حقیقی عشق رو میبره زیر سوال چون اگر از بعد روانشناسی بهش نگاه کنیم بعداز مرگ حفیفیه عشقش یک حسرت و عصبانیت همیشگی رو برای دونفراز مهمترین ادمهای زندگیش بجا میزاره
داستان جالبی بود من تقریبا همه ی کتابهای فریدا مک فادن رو خوندم از همه شون هم خوشم اومدقوه تخیلش واقعا عالیه خوانش بی نظیر خانم صداقتی هم هیجان کتاب رو بالا برده بودکتاب راجع به الا هستش و مشکلاتی که دوره ی کودکی داشته. بنظرم یک جامعه موفق باید به تربیت و آموزش کودکانش بپردازهبیخود نیست جامعه ی ما با اینهمه مشکلات داره دست و پنجه نرم میکنه. سرمایه گذاری روی کودک جامعه ی موفقی رو به ارمغان میاره
این کتاب یک انتخاب عالی برای کسانی است که عاشق داستانهای روانشناختی و معمایی هستند. چند باری در میانه گوش دادن به کتاب لحظاتی از فضای زندگی روزمره خودم بیرون آمدم و با شخصیتهای داستان زندگی کردم پایانبندی آن غیرقابل پیشبینی است و شما را تا لحظه آخر درگیر نگه میدارد. اگر به دنبال یک کتاب خوشساخت و هیجانانگیز هستید، این اثر قطعاً ارزش خواندن دارد!
ممنونم از کتابراه😊
ممنونم از کتابراه😊
این کتاب دو تا نقطه ضعف داشت اولی اینکه ترس و وحشت یه زن ۴۰ ساله از یه دختر ۱۲ ساله با جثه ضعیف و لاغر واقعا غیر منطقیه؛ دوم اینکه تمام شخصیتها در آخر داستان به نوعی به همدیگه مرتبط میشن و این هم کمی دور از واقعیت بود. قشنگترین و البته غم انگیزترین بخشش هم سرنوشت آنتون بود. در کل کتاب خیلی خولی بود ممنونم از کتابراه.
کنابهای فریدا نک فادن رو دوست دارم چون خیلی راحت نمیشه سیر داستان رو پیشبینی کرد وناگهان سورپرایز میشی خو آنش بسیار زیبای داستان شنیدنش رو دلنشین ترمی کرد البته به نظرم تنها ایرادش کند بودن اون بود واینکه کیسی با همه تواناییهای بدنی توسط یه دختر نوجوان دوازده ساله مهار شد بشدت غیر واقعی جلوه میکرددر مجموع عالی بود از شنیدنش لذت بردم
من به عنوان طرفدار مک فادن که تقریبا همه کتاباشو خوندم بنظرم این رمانش اندازه بخش دی؛ همکار؛ هیچوقت دروغ نگو؛ دوستدار؛ خوب نبود و صرفا داستان جالب و متفاوتی داشت که بخاطرمهارت او در نویسندگیه که کاری میکنه حتی با قاتل همراه بشی و درباره افکارش کنجکاوی کنی ولی اون غافلگیری مک فادنی طور نداشت راستش. ولی بگم که گویندگی خوبی داشت این داستان

گویش خانم گوینده بسیار عالی و صدای زیبایی دارند... اما خود کتاب فقط به عنوان سرگرمی و وقت گذرانی خوبه و گرنه هیچان خاصی نداره پایانش شبیه فیلم هندیه و همه افراد به هم مرتبط میشند که واقعا در سطح رمانهای زرد نوجوانی هست... اینکه رنگ چشمهای شخصیتهای اصلی آبی هست خیلی لوس بود و در یک جامعه کوچک شخصیتهای داستان اکثر افراد چشم آبی داشتند غیرقابل باور... اینکه یک زن بزرگسال یک نوجوان خونین و مالین رو بیاره تو خونش و راحت بشینه باهاش صحبت کنه و گپ بزنه و بترسه ازش هم غیر منطقی هست... اینکه طوفان بود و همه برق و تلفن قطع شده بود بسیار کلیشهای بود... پایان داستان قابل پیش بینی و بی هیجان بود... اینکه پلیس به هیچ کدوم از قتلها پی نبرد و کیسی راست راست برای خودش میچرخید هم که هم غیرمنطقی بود و هم هیجان رو کمتر میکرد... تنها نکته مثبت داستان اشاره به کودک آزاری و تبعات آن بر زندگی و ذهن نوجوانان بود.