باسلام
گویش خانم گوینده بسیار عالی و صدای زیبایی دارند... اما خود کتاب فقط به عنوان سرگرمی و وقت گذرانی خوبه و گرنه هیچان خاصی نداره پایانش شبیه فیلم هندیه و همه افراد به هم مرتبط میشند که واقعا در سطح رمانهای زرد نوجوانی هست... اینکه رنگ چشمهای شخصیتهای اصلی آبی هست خیلی لوس بود و در یک جامعه کوچک شخصیتهای داستان اکثر افراد چشم آبی داشتند غیرقابل باور... اینکه یک زن بزرگسال یک نوجوان خونین و مالین رو بیاره تو خونش و راحت بشینه باهاش صحبت کنه و گپ بزنه و بترسه ازش هم غیر منطقی هست... اینکه طوفان بود و همه برق و تلفن قطع شده بود بسیار کلیشهای بود... پایان داستان قابل پیش بینی و بی هیجان بود... اینکه پلیس به هیچ کدوم از قتلها پی نبرد و کیسی راست راست برای خودش میچرخید هم که هم غیرمنطقی بود و هم هیجان رو کمتر میکرد... تنها نکته مثبت داستان اشاره به کودک آزاری و تبعات آن بر زندگی و ذهن نوجوانان بود.
گویش خانم گوینده بسیار عالی و صدای زیبایی دارند... اما خود کتاب فقط به عنوان سرگرمی و وقت گذرانی خوبه و گرنه هیچان خاصی نداره پایانش شبیه فیلم هندیه و همه افراد به هم مرتبط میشند که واقعا در سطح رمانهای زرد نوجوانی هست... اینکه رنگ چشمهای شخصیتهای اصلی آبی هست خیلی لوس بود و در یک جامعه کوچک شخصیتهای داستان اکثر افراد چشم آبی داشتند غیرقابل باور... اینکه یک زن بزرگسال یک نوجوان خونین و مالین رو بیاره تو خونش و راحت بشینه باهاش صحبت کنه و گپ بزنه و بترسه ازش هم غیر منطقی هست... اینکه طوفان بود و همه برق و تلفن قطع شده بود بسیار کلیشهای بود... پایان داستان قابل پیش بینی و بی هیجان بود... اینکه پلیس به هیچ کدوم از قتلها پی نبرد و کیسی راست راست برای خودش میچرخید هم که هم غیرمنطقی بود و هم هیجان رو کمتر میکرد... تنها نکته مثبت داستان اشاره به کودک آزاری و تبعات آن بر زندگی و ذهن نوجوانان بود.