نظر مهناز فروغیان برای کتاب سیرکی که میگذرد

سیرکی که میگذرد
مهناز فروغیان
۱۴۰۵/۰۴/۰۵
00
به نظرم در خواندن «سیرکی که می گذرد»، با نوعی حس مه آلود روبرو هستید: نویسنده با دقت تمام جزئیات فضا را می سازد، اما هویت شخصیت ها و سیر روایت را به شکلی ناتمام و مبهم رها می کند. از دیدگاه من، این کتاب در ساختار روایی دچار نقص است. مودیانو به جای استفاده از ابهام برای عمق بخشیدن به معنا، اجازه می دهد داستان در یک فضای بی نتیجه و پوچ فرو برود. برخلاف آثار کلاسیک که با گره گشایی به مخاطب می رسند، این رمان با ناتمام گذاشتن عمدی ماجرا، حس “ناقص بودن” را به خواننده القا می کند. تجربه ای که بیشتر از آنکه درگیر “معنا” شود، درگیر “خلاء” است. با خواندن این کتاب حس می کنم چیزی کم است. انگار من یک پازل را تا آخرین قطعه چیدم، اما قطعه ی آخر اصلاً در جعبه نبود! اگرچه می دانم ابهام بخشی از سبک نویسنده هست، اما برای من، این “ناقص بودن” باعث شد که نتوانم با داستان ارتباط برقرار کنم. کتابی که هیچ نتیجه گیری یا تکامل شخصیتی در آن دیده نمی شود، برای من بیشتر از اینکه اثر هنری باشد، یک روایت ناتمام بود. با تشکر از کتابراه
هیچ پاسخی ثبت نشده است.